مشکلات آموزش قرآن (مجموعه مقالات)
v\:* {behavior:url(#default#VML);}
o\:* {behavior:url(#default#VML);}
w\:* {behavior:url(#default#VML);}
.shape {behavior:url(#default#VML);}
روزنامه ي كيهان - دوشنبه 9 آبان 1390- شماره 20062 نگاهي به مشكلات آموزش قرآن دركشور آسيب شناسي روشهاي فعلي آموزش قرآن (بخش پاياني) در قسمت هاي اول و دوم مقاله «مشكلات آموزش قرآن در كشور» مباحث: چه كساني مقصرند، مردم يا متوليان قرآني كشور؟، بي توجهي به برنامه ريزان به انس روزانه مردم با قرآن، پيشنهادهاي كارساز، انتظار قرآن از ما، و فهم قرآن براي فارسي زبانان مورد بررسي قرار گرفت. اينك سومين و آخرين بخش مطلب را از نظر مي گذرانيم. با توجه به نظرات هوارد گاردنر، هوش هاي چندگانه، هفت راه مختلف براي نشان دادن قابليت فكري افراد است: 1- هوش زباني: توانايي استفاده از زبان به طور مؤثر (مبلغان، سخنرانان، شاعران، مجريان و روزنامه نگاران). 2- هوش موسيقايي: توانايي خلق، درك و ارج گذاري موسيقي (قاريان قرآن، مداحان، خوانندگان و آهنگ سازان). 3- هوش منطقي- رياضي: توانايي استدلال منطقي (فقيهان، مفسران، دانشمندان و رياضيدان). 4- هوش فضايي: توانايي تشخيص جزئيات امور و تجسّم و تغيير اشياي ديداري به طور ذهني (ملوانان، خلبانان). 5- هوش بدني- جنبشي: توانايي استفاده ماهرانه از حركات بدني و تجسم و كاركردن با اشياء (ورزشكاران، بازيگران). 6- هوش طبيعت گرايانه: تشخيص جنبه هاي مختلف طبيعت (زيست شناسان). 7- هوش ميان فردي: توانايي تشخيص جنبه هاي ظريف رفتار هاي ديگران (پزشكان؛ فروشندگان). 8- هوش درون فردي: توانايي آگاه شدن از احساسات، انگيزه ها و اميال خود با عنايت به فرمايش امام خميني (ره)، همچنين نظريه هوش هاي چندگانه مي توان پرسيد آيا درست است كه در آموزش عمومي قرآن كريم همه مردم بايد بتوانند قرآن كريم را قرائت كنند و يا از حفظ بخوانند؛ و اگر جامعه ايراني را از نظر يادگيري به اين هشت گونه تقسيم كنيم آيا مي توانيم انتظار داشته باشيم غير از كساني كه هوش موسيقايي و يا حافظه اي دارند؛ مي توانند قاري و حافظ شوند؟ و اگر پاسخ منفي است و فقط يك هشتم مي توانند قاري شوند و يك هشتم هم مي توانند حافظ شوند پس چرا تمامي برنامه ريزي ها آموزش ها، فعاليت ها، همچنين اعتبارات قرآني كشور در طي اين سي سال صرف قرائت و حفظ قرآن شده و عملاً شش هشتم باقيمانده به حاشيه رانده شده اند. اين مصداق همان ضرب المثل است كه هرچه پول داده ايم آش خورده ايم و لذا نتايج فعلي اگر چه رضايت بخش نيست اما برآيند و برون داد همان سرمايه گذاري است و بيش از اين نمي توان و نبايد انتظار داشت. مگر از اين پس شاهد تحول بنيادين در مباني و متدلوژي آموزش و فعاليت هاي قرآني كشور باشيم. 9 - سركوبي يادگيري قرآن به علت توسعه مصاحف با «رسـم الـخط هاي غيـر اسـتاندارد» عموم افراد جامعه كم و بيش تجربه هاي مكرري در زمينه شكست يادگيري را به ياد دارند كه علت آن به سركوبي هاي تدريجي آنان در توانايي خواندن قرآن كريم كه به استفاده از رسم الخط هاي غير آموزشي و پر علامت مربوط است بر مي گردد. پيشتر گفتيم دو اشكال اساسي در روش هاي تدريس روخواني قرآن كريم ديده مي شود: اشكال اول: آموزش بر خواندن معلم استوار است و قرآن آموزان آيات درس را با معلم يا نوار قرائت همخواني مي كنند. اشكال دوم: كلاس درس آموزش روخواني قرآن به جاي مهارت آموزي مبتني بر قاعده محوري است. شايد هنوز هم برخي از معلمان محترم قرآن يا خوانندگان محترم مقاله بر اين باور پافشاري كنند كه اين روش ها هم صحيح و موفق است. در پاسخ به اين دوستان بايد گفت بسياري از افراد قادر به روخواني همه آيات و صفحات قرآن كريم نيستند و تنها مي توانند برخي از سوره ها و آيات منتخب مانند آيه الكرسي و... را بخوانند. اين مساله مربوط به افراد بزرگسال نيست بلكه در اغلب كلاس ها و جلسات قرآني اين مساله مشاهده مي شود. اين مساله مانند آن است كه يك دانش آموز بگويد من فقط مي توانم كتاب فارسي خود را بخوانم و قادر به خواندن ساير كتاب ها نيستم. يقيناً اين نوع آموزش از معلم اين دانش آموز پذيرفته نيست زيرا كه آموزش او به تعميم يادگيري نينجاميده است. اشكال كار اين معلم فارسي و آن معلم قرآن در اين است كه آموزش به جاي آنكه بر تقويت حس بينايي تاكيد كند بر حس شنوايي تاكيد دارد و از آنجا كه هر فردي براي خواندن، لاجرم نيازمند استفاده از چشم است و براي اين كار بايد حس بينايي به اندازه كافي مهارت لازم را به دست آورده باشد. به نظر دانشمندان، تنبل ترين عضو بدن، چشم است زيرا تنها ده درصد آنچه را مي بيند به مغز مخابره مي كند و از سوي ديگر 73 درصد يادگيري از طريق ديدن اتفاق مي افتد. بنابر اين اگر معلم تكيه آموزش خود را بر شنيدن استوار كند اين ده درصد ديدن نيز كاهش مي يابد و قرآن آموز از طريق شنيدن با كلمات عبارات و آيات آشنا شده و براساس آن چه شنيده تنها همان مطالب را «كلي خواني» مي كند. اما اين دو اشكال از كجا نشأت مي گيرد؟اين دو اشكال اساسي كه در اغلب روش ها و كتاب هاي آموزش روخواني قرآن وجود دارد از تعدد رسم الخط هاي رايج در كشور ناشي شده است. رسم الخط هاي رايج از نظر اعراب گذاري (ضبط المصحف) داراي اعراب زائد فراواني هستند. يعني علائمي كه صرفا براي خوشنويسي و زيبايي خط مصحف شريف نوشته مي شوند و بيشتر جنبه سليقه اي دارند. بودن اين علائم نه تنها ضرورتي ندارد بلكه باعث به وجود آمدن مشكلات فراواني در قرائت مي شوند. به عنوان مثال قرآن آموز اين علائم را در كلمه «نوح يها» مي خواند اما فرد به دليل عدم اطلاع كافي از علت وجود اين علائم، پيوسته دچار اغلاط متعدد مي شود. و از آنجا كه مخاطب هرگز اجازه طرح اين فكر را كه امكان اشكال در نوشتار قرآن هست به ذهن خود راه نمي دهد (به دليل قداستي كه براي قرآن كريم قائل است) بنابر اين خود را مقصر و ناتوان مي داند؛ اين طرز فكر رفته رفته در اثر تكرارهاي بعدي قوت گرفته و منجر به قطع ارتباط فرد با خواندن مداوم قرآن كريم مي شود. انواع رسم الخط مصاحف رايج در ايران در بلاد اسلامي، همچنين كشور ايران كه مهد هنرهاي فاخر و زيبايي هم چون خوشنويسي است. بسياري از خوشنويسان از روي ارادت به قرآن كريم و يا به سفارش بزرگان و سلاطين زمان خود اقدام به كتابت مصحف شريف كرده اند. خوب است با انواع كتابت برخي از اين رسم الخط ها آشنا شويم: الف) كتابت به خط عثمان طه (رسم الخط عربي): اين رسم الخط علاوه بر زيبايي، محسّنات و ويژگي هايي دارد كه توجه قاريان قرآن را به خود جلب كرده است. ب) كتابت به رسم الخط فارسي: در اين نوع كتابت، الف هاي كوتاه به صورت ممدود نوشته مي شود مثلا «ك ـتـب» به صورت «ك ـتاب» و «انـزلـنـه»، «انـزلـناه» تحرير مي شود. ج) رسم الخط پاكستاني: اين نوع كتابت از نظر محتوايي، با رسم الخط عربي فرقي نمي كند و تفاوت آن، شكلي است. در كتابت هاي فوق به دليل غلبه داشتن فنون خوشنويسي بسياري از تركيب ها جابجايي علائم و علائم زائد وجود دارد و در شيوه هاي نوشتن اين قرآن ها حركات و علائم در محل اصلي خود قرار نگرفته اند و از نظر آموزشي به كلمه آرايي، سطر آرايي و صفحه آرايي توجه نشده است. مناسب است در اين جا به شيوه ديگري كه در سال هاي اخير در كتابت قرآن كريم در ايران اسلامي مورد استفاده قرار گرفته اشاره بشود. د) قرآن كم علامت: شيوه اي كه در مركز طبع و نشر قرآن كريم جمهوري اسلامي ايران صورت گرفته و در كتاب هاي درسي وزارت آموزش و پرورش و برخي مراكز ديگر مورد استفاده قرار مي گيرد. در اين شيوه، علايم زايد و سليقه اي را حذف كرده و كتابت قرآن را به شيوه «نگارش فارسي» (كم كردن علايم) نزديك كرده اند. قرآن هاي رايج از نظر اعراب گذاري (ضبط المصحف) داراي اعراب زائد فراواني هستند. در هر صفحه حدود 200 حركت و علامت؛ يعني علائمي كه صرفاً براي خوشنويسي و زيبايي خط مصحف شريف نوشته مي شوند و بيشتر جنبه سليقه اي دارند. بودن اين علائم نه تنها ضرورتي ندارد بلكه باعث به وجود آمدن مشكلات فراواني در صحيح خواندن قرآن مي شوند. به عنوان مثال دانش آموز اين علائم را در كلمه «نـوح يـهـا» مي بيند اما به دليل عدم اطلاع از علت وجود اين علائم پيوسته دچار اغلاط متعدد مي شود و از آن جا كه مخاطب قداست خاصي براي قرآن قائل است هرگز اجازه طرح اين فكر را كه امكان اشكال در نوشته قرآن وجود دارد به ذهن خود راه نمي دهد. بنابراين خود را مقصر و ناتوان مي يابد؛ اين فكر رفته رفته قوت گرفته و سركوبي در يادگيري و در نهايت به قطع ارتباط فرد با خواندن مداوم قرآن كريم مي انجامد. در سال هاي اخير پيرو دستور مقام معظم رهبري به اين مسأله توجه خوبي شد و نتيجه آن ارائه «قرآن كم علامت» به جامعه بود. قرآن كم علامت شيوه اي از نگارش قرآن كريم است كه در مركز طبع و نشر قرآن كريم جمهوري اسلامي ايران صورت گرفته و در كتاب هاي درسي وزارت آموزش و پرورش مورد استفاده قرار مي گيرد. در اين شيوه، علايم زايد و سليقه اي حذف شده و كتابت قرآن به شيوه «نگارش فارسي» نزديك شده است. مهم ترين ويژگي هاي اين رسم الخط كم علامت بودن آن است و همين كار باعث شده است تا در روش آموزش قرآن تحول قابل توجهي اتفاق بيافتد. از آن جمله : 1-كاهش اغلاط اعرابي و در نتيجه احساس موفقيت فرد هنگام خواندن قرآن 2- افزايش انگيزه علاقه مندي و انس مستمر فرد با تلاوت قرآن كريم 3- تنها در اين شيوه از كتابت است كه معلم مي تواند به قرآن آموز بگويد: «ببين و بخوان» زيرا در ساير رسم الخط ها دانش آموزان اغلب كلمات و حتي عبارات را غلط مي خوانند؛ مگر آن كه معلم به يكي از دو اشكال ياد شده عمل كند تا دانش آموزان درست بخواند؛ يعني اولاً) خودش بخواند و از شاگردان بخواهد تكرار كنند؛ ثانياً) چون نمي تواند همه قرآن كريم را با شاگردان كلاس هم خواني كند مجبور بشود هر يك از قواعد و نمادهاي قرآني را در ابتداي هر كلاس درس بدهد. (قاعده محوري) به مثال هاي زير و توجه كنيد و كلمات را همان گونه كه نوشته شده بخوانيد: 1-خـال ـدون (رسم الخط عثمان طه) - خـال ـدون (رسم الخط كم علامت) 2-يـوسـف (رسم الخط عثمان طه) - يـوسـف (رسم الخط كم علامت) 3-نـوح يـهـا (رسم الخط عثمان طه) ـ نـوحيـهـا (رسم الخط كم علامت) 4- لّـا (رسم الخط عثمان طه) - ا لّـا (رسم الخط كم علامت) 5- مّا أصابك (رسم الخط عثمان طه) - ما اصابك (رسم الخط كم علامت) برخي از آسيب هاي مهم شيوه هاي موجود آموزش روخواني قرآن كريم عبارتند از: 1- در اين روش مهارت درست ديدن جاي خود را به روش شنيداري مي دهد و در نتيجه فرد همواره در خواندن قرآن توسط چشم با مشكل اساسي روبه رو است. 2- آموزش يك سويه و معلم محور است و قرآن آموزان اغلب در اين شرايط منفعل عمل مي كنند. 3- بيشتر وقت كلاس به جاي مهارت آموزي صرف قاعده آموزي مي شود. 4- اين روش فقط به يادگيري متن مورد نظر آن هم به صورت كلي خواني منجر شده و در نتيجه به تعميم در خواندن ساير سوره ها و آيات نمي انجامد. 5- تجربه نشان داده است كه آموزش قواعد به اين شيوه به علت انتزاعي بودن مطالب چندان تاثير مثبتي در يادگيري كامل قواعد ندارد و تنها به حفظ كردن تعاريف و قواعد منجر مي شود؛ در نتيجه تنها مقدار كمي از قاعده آموخته مي شود. در صورتي كه اصل آموزش و يادگيري به صورت عملي و در حين مهارت آموزي به فراگير انتقال داده مي شود. پاسخ به يك سؤال سؤالي كه در اينجا مطرح مي شود اين است كه «با وجود اين همه دلايل روشن علمي، چرا رسم الخط ها و متعاقب آن روش ها و كتاب هاي آموزشي به نحوه مطلوب اصلاح نمي شوند؟» در پاسخ اين سؤال بايد گفت دو ديدگاه هميشه در آموزش قرآن وجود داشته است: ديدگاه اول، معتقد است آموزش بايد همواره از ساده به مشكل (از معلوم به مجهول) صورت پذيرد. (توجه به مبدأ)؛ اين ديدگاه موافق تغيير و اصلاح رسم الخط قرآن، روش هاي تدريس و كتاب هاي آموزشي است. ديدگاه دوم، معتقد است كه آموزش ها بايد به توانايي خواندن قرآن هاي رايج بيانجامد؛ زيرا اين رسم الخط ها در همه مساجد، منازل و جلسات قرآن وجود ندارد. (توجه به مقصد) در پاسخ طرفداران ديدگاه دوم بايد گفت اين نگراني قابل توجه است و از مسائلي است كه نمي توان از كنار آن به راحتي عبور كرد. اما اين دغدغه كاملاً قابل حل است؛ فقط نيازمند يك برنامه ريزي آموزشي مناسب است. براي رفع اين نقيصه بايد به اين دو نكته توجه كرد: اولاً، اگر آموزش روخواني از مراحل اوليه درست انجام شود از نظر روان شناسي يادگيري، قرآن آموزان به تدريج از «جزئي خواني» به «كلي خواني» مي رسند و كلمه يا عبارت را به همان شكلي مي خوانند كه در مراحل قبلي اول آموخته اند هر چند داراي اشكال باشد. به عنوان مثال، خواننده محترم به محض ديدن كلمه «قـل» آن را «قـل» مي خواند، اما اين كلمه مي تواند «قـل» نيز باشد. ولي شما بلافاصله با ديدن كلمه «قل» بدون توجه به اعراب كلمه آن را «قل» مي خوانيد. اغلب افراد در هنگام خواندن كلمات قرآني هم چون خـال ـدون، يـوسـف، نـوح يـهـا، لّـا دچار همين مسئله مي شوند. ثانياً، در مراحل بعدي مي توان در مدت يك يا دو جلسه كوتاه اغلب قواعد هر يك از كتابت ها و رسم الخط هاي موجود را آموزش داد. مقايسه رسم الخط هاي رايج در كتاب درسي آموزش قرآن پايه سوم راهنمايي اتفاق افتاده است. 6- عدم دقت به تفكيك روش خواندن فارسي با روش خواندن قرآن در آموزش عمومي قرآن شايد شما همچنين فكر مي كنيد كه اشتراك خط فارسي و عربي يك ويژگي مثبت است؛ اما بهتر است بدانيد هر چند حروف فارسي و عربي از نظر شكل با هم مشترك هستند (به غير از چهار حرف گ چ پ ژ) و بسياري از واژگان نيز از نظر لفظ و معنا در دو زبان اشتراك دارند و مي توانند به عنوان يك فرصت محسوب شوند؛ در عين حال داراي آسيب هايي هم هستند. به اين مثال خوب توجه كنيد. اين جمله را بخوانيد «آن چه كه مي توانيد، قرآن بخوانيد.» شما در خواندن اين جمله به چه چيزي توجه داشتيد و چه چيزي را خوانديد؟ بله شما به «حروف» فارسي توجه كرديد و اين عادت هميشگي ماست كه همواره در خواندن به حروف توجه مي كنيم. اما سؤالي در اين جا مطرح مي شود اين است: «آيا در خواندن آيات شريفه قرآن كريم هم بايد به حروف توجه كرد؟» پاسخ اين سؤال «خير» است. زيرا اگر شما در خواندن آيات و عبارات قرآن به حروف توجه كنيد مطمئناً دچار اشكالات متعددي مي شويد و عموم اشكال رايج افراد در خواندن قرآن از بي توجهي به همين مساله ناشي مي شود. يعني آن كه بايد بياموزيم كه در خواندن قرآن برخلاف خواندن فارسي، توجه بصري (چشمي) ما حتماً به «علائم» باشد و نه حروف؛ زيرا عموم افراد در شناخت حروف فارسي و عربي مشكل خاصي ندارند اما در شناخت علائم قرآن (ا عراب) با مشكل جدي روبه رو هستند. يادمان باشد كه از آنجا كه همه ما با شكل و خواندن حروف آشنا هستيم بايد بيشتر توجه و حواس خود را به ديدن علائم حروف معطوف داريم؛ مانند راننده اي كه هنگام رانندگي هيچگاه به ترمز گاز كلاج و دست دنده و فرمان اتومبيل نگاه نمي كند بلكه همواره به علائم و تابلوهاي مسير توجه دارد. نتيجه اي كه مي توان از نكته فوق براي بهبود شيوه هاي آموزش گرفت اين است كه توجه به ديدن علائم حروف به جاي ديدن حروف كليد حل بسياري از مشكلات روخواني قرآن كريم است. نتايج و پيشنهادها: به عنوان نتيجه بحث و ارائه پاسخ به اين سؤال كه «چرا اغلب مردم ايران قرآن نمي خوانند؟» موارد زير مورد تأكيد است: 1- مسئولان و متوليان محترم قرآني كشور جرأت شهامت و «شوق تغيير» و تحول بنيادي در حوزه هاي مربوط به برنامه ريزي آموزش و مؤلفه هاي يادگيري قرآن را در خود ايجاد و تقويت كنند و از تعصب و مقاومت در برابر حقايق علمي پرهيز نمايند. توجه به «انتظارات قرآن كريم درباره خويش» مي تواند فصل الخطاب و محور اهداف برنامه ريزي و فعاليت هاي قرآني قرار گـيرد. 2- مطابق انتظار قرآن كريم از مسلمانان درباره خودش اولاً جايگاه قرآن كريم در جامعه ايراني بايد بيش از اين ها جدي گرفته شود؛ و ثانياً «قرآن آموزي بايد به عنوان مقدمه انس دائمي با قرآن كريم» مد نظر گرفته شود و نه هدف غايي و نهايي. 3- «انس روزانه با قرآن» بايد به عنوان مهمترين هدف آموزش عمومي قرآن كريم لحاظ شود؛ چرا كه بقاي ساير برنامه ها و فعاليت ها منوط به اين موضوع مهم و اساسي است؛ در غير اين صورت كليه فعاليت ها عقيم خواهد ماند و به دست فراموشي سپرده خواهد شد. در اين زمينه ارائه نقش الگويي خانواده ها و معلمان مي تواند به عنوان مهم ترين و در عين حال ساده ترين شيوه مورد توجه و استفاده برنامه ريزان و فعالان قرآني قرار گيرد 4- از اين پس در برنامه ريزي ها و فعاليت هاي قرآني كشور بايد «به تفكيك خواندن و فهـميدن قرآن از يك ديگر خاتمه داده شود.» زيرا فهم قرآن مقدمه لازم براي تحقق ساير اهداف هم چون تدبر و عمل به قرآن است. 5- در آموزش عمومي قرآن كريم بايد به جاي استفاده از روش شنيداري «توجه جدي به روش ديداري در آموزش خواندن قرآن كريم» معطوف شود. چرا كه مهارت درست خواندن از طريق خوب ديدن محقق مي شود نه خوب شنيدن. لازم به يادآوري است وقتي مي توان در آموزش خواندن قرآن اين دو روش را با هم همراه كرد كه اول روخواني از طريق ديدن اتفاق بيفتد و سپس از طريق شنيدن عبارات و آيات روخواني شده تثبيت و تعميق داده شود. به عبارت ديگر «روخواني قرآن همواره بر روان خواني آن تقدم دارد.» در غير اين صورت تقدم روش شنيداري بر روش ديداري مي تواند به عنوان «سم در يادگيري روخواني قرآن» عمل كند و مانع روخواني شود. 6- آموزش قواعد روخواني قرآن بايد جاي خود را به «آموزش مهارت روخواني قرآن كريم» بدهد و خواندن قرآن توسط قرآن آموزان بايد بيش ترين فعاليت كلاسي را به خود اختصاص دهد. قواعد بايد در ضمن مهارت آموزي و به صورت تلگرافي آموزش داده شود به گونه اي كه وقت خواندن قرآن توسط قرآن آموزان را اشغال نكند. 7- منابع محدود مالي و سرمايه هاي انساني كشور همه مردم را شامل شده و در خدمت «آموزش عـمومي قرآن كريم باشد» و نه صرفاً در اختيار افراد با استعداد در زمينه «فعاليت هاي هنري» مانند قرائت و حفظ قرآن. به عبارت ديگر در آموزش عمومي قرآن لازم نيست همه مردم قادر به خواندن قرآن با لحن عرب و به صورت قرائت و حفظ باشند. 8 - براي جلوگيري از سركوبي انگيزه و علاقه عموم مخاطبان توسعه مصاحف شريف با «رسـم الـخط هاي غيـر اسـتاندارد» متوقف و در عوض قرآن كريم با رسم الخط كم علامت و متناسب با خط فارسي براي آموزش عمومي قرآن در نظر گرفته شود. 9- همواره اغلب نظرات و انتقادات كارشناسان متوجه نقش معلم است؛ اما در مقام عمل كمترين هزينه و سرمايه گذاري به آموزش معلمان اختصاص مي يابد. در زمينه آموزش عمومي قرآن كريم معلماني قادر به تحقق همه و يا اكثر اهداف آموزش عمومي قرآن خواهند بود كه آموزش هاي لازم را فرا گرفته و واجد صلاحيت هاي علمي و حرفه اي لازم باشند. راه كار اساسي در اين زمينه «حرفه اي كردن معلمان قرآن» است. 10 - در آموزش عمومي قرآن به تفكيك شيوه خواندن خط فارسي و خط قرآن توجه شود. در اين زمينه، معلمان حرفه اي، مهارت لازم را در جهت ارتقاي توانايي و مهارت سواد قرآني قرآن آموزان كسب نموده اند. 11- متوليـان و مسئولان قرآني كشور كه بودجه هاي قرآني را در اختيار دارند به جاي موازي كاري و تأسيس مراكز آموزش روخواني و روان خواني قرآن كريم و يا آموزش آن در دوره ها و مقاطع دانشگاهي، به رفع آن در دوره ابتدايي بپردازند. با اين كار هم از حيف و ميل بيت المال جلوگيري كنند و هم از امكانات موجود حداكثر استفاده را بنمايند. 12- به جاي برگزاري صرف دوره هاي متعدد آموزشي كه اغلب تكراري و غير مفيد است، تحقق «سواد قرآني» شهروندان به عنوان يك رخ داد فرهنگي مورد توجه قرار گيرد. «سواد قرآني» همان دانش و مهارت پايه و اعتقاد و علاقه به يادگيري قرآن. بـراي بهـره گيـري مسـتمر و مادام العـمر از قـرآن كـريم اسـت. سواد قرآني داراي 4 ويژگي زير است : 1-سواد قرآني يك نياز همگاني است. همه افراد جامعه با هر وضع اقليمي، شغلي، اقتصادي، اجتماعي و... براي آن كه هويت انساني- الهي خويش را بشناسند، و از آن مراقبت كنند و زمينه شكوفايي تدريجي آن را نيز فراهم آورند، به سواد قرآني نيازمند هستند. 2-سواد قرآني از يك حد پايه برخوردار است. هرچند افراد با توجه به تفاوت هايي كه در تحصيلات، سن، شرايط اقتصادي و اجتماعي دارند به سطوح مختلفي از سواد قرآني نيازمند هستند، ولي بهره مندي عموم از يك حد پايه ضروري است . 3-حد سواد قرآني در طول زمان در حال تغيير است. لذا با توجه به شرايط و امكانات مختلف در هر جامعه و نيز تغييرات اين شرايط در طول زمان، اين حد، نيازمند شناسايي وتعريف خاص است. 4-حداقل سواد قرآني منجر به خواندن مستمر قرآن كريم، فهم تدريجي معناي عبارات و آيات آن شده و زمينه ساز بهره گيري مادام العمر از آموزه هاي الهي مي شود. هدف آموزش عمومي قرآن، نمي تواند صرفاً دستيابي به دانش و مهارت خاصي در ارتباط با قرآن كريم باشد، بلكه بايد توانايي و قابليتي فراهم آورد كه فرد بتواند ضمن انس و ارتباط دائمي با قرآن كريم، پيوسته خود را در معرض تزكيه و تعليم الهي قرار دهد. مهمترين هدف آموزش قرآن در پايان دوره آموزش عمومي قرآن، دستيابي آحاد جامعه به سواد، قرآني است با توجه به آن چه كه درباره سواد قرآني بيان شد، اين سواد در آموزش و پرورش به طور ساده و روشن از چهار ركن اصلي تشكيل مي شود كه بدون هريك از آن ها، سواد قرآني حاصل نمي شود. اين چهار ركن خواندن، فهميدن، تدبّر و انس روزانه با قرآن كريم است. + 90/08/29 رضا نباتی | نظر مصاحبه با روزنامه کیهان راهكارهاي تقويت زمينه هاي رشد ديني كودكان و نوجوانان چشمه هاي زلال تربيت ديني در جويبار زندگي صدیقه توانا - روزنامه کیهان ۲۰ مهر ۱۳۹۰ تفاوت آموزش و پرورش و تعليم و تربيت «بين تعليم و تربيت و آموزش و پرورش بايد تفاوت قائل شد، آموزش فرايندي است كه با مطالباتي تحت عنوان مطالب علمي و تجربي به بچه ها مي آموزيم و آنچه به ذهن دانش آموز وارد مي شود، آموزش نام مي گيرد و بعد از آن بايد وارد مقوله پرورش شويم.» استاد رضا نباتي مؤلف و كارشناس كتابهاي درسي قرآن در آموزش و پرورش با بيان مقدمه فوق به گزارشگر كيهان مي گويد: «در بخش تعليم و تربيت ابتدا بايد استعدادها شناسايي و استخراج شود و سپس به پرورش آن استعدادها پرداخت. تعليم هميشه وارداتي است اما تربيت خروجي سيستم تعليم و آموزش و پرورش است و در چنين شرايطي آموزش و پرورش ما نبايد فقط فرايندمدار باشد، بلكه بايد پيامد مدار گردد، بايد در آموزش و پرورش، تحت علوم ديني، رياضي و... پيامد اين آموزشها را بررسي كنيم.» وي در ادامه به برخي اشكالات موجود در سيستم فعلي آموزش اشاره مي كند و مي گويد: «در حال حاضر در تعليم و تربيت اسلامي مشكل داريم مسئولان بايد به اين مسائل توجه داشته باشند كه در كنار ساير مكاتب مثل ايده آليسم، ناسيوناليسم و... كه در كتب درسي صرفا براي آموزش بچه ها وجود دارد، به نظريه هاي تربيت ديني كه سنگ بناي تعليم و تربيت در كشورمان اهميت دارد توجه كنند، بايد در كنار اين مكاتب، مكتب نظريه اسلامي تعليم و تربيت را هم مطرح كنيم، به تعريف آن بپردازيم و آن را به كار بنديم، نظريه اسلامي و تعليم و تربيتي كه مبتني بر معارف ديني باشد.» استاد نباتي مي گويد: «در وضعيت فعلي بين وضعيت مطلوبي كه سياست گذاران و كساني كه اهداف كلان آموزش و پرورش را تعريف مي كنند و وضعيت موجود كمي شكاف آموزشي وجود دارد و اين شكاف به اين دليل است كه در حوزه عملياتي كردن نظريات تعليم و تربيت اسلامي ورود چنداني نداشتيم خيلي خوب كار نكرديم و به ارائه مستندات مشخصي دست نيافته ايم تا اين خلأهاي موجود را پر كنيم و از وضعيت موجود به وضعيت مطلوب برسيم.» به او مي گويم شما به عنوان يك مولف كتب درسي قرآني آيا پيشنهادات خاصي و راهكارهايي را جهت حل مشكل ارائه داده ايد يا به طور كلي اقدامات خاصي در اين مورد صورت گرفته است با توجه به اينكه مشكل را مي دانيد و صرفا بايد دنبال راه حل باشيد؟ كه در پاسخ مي گويد: «پل ارتباطي و راهكار اصلي مثل سند برنامه درسي ملي آموزش و پرورش تدوين و تهيه شده است و در آستانه تصويب در شوراي عالي آموزش و پرورش است كه اگر ان شاءالله انجام شود، بسياري از آموزه هاي قرآني و سنت را مي توانيم در آن ببينيم و به آينده اميدوار باشيم و در پايان اهداف غايي اسلام و رهبري در آن محقق گردد.» وي تاكيد مي كند: «هدف اصلي تعليم و تربيت بايد شكوفايي فطرت الهي دانش آموزان و چتر كلي نظام تعليم و تربيت كشور باشد، بايد به دانش آموزان به عنوان يك ظرف واحد يادگيري نگاه كنيم، آنها در دوره هاي مختلف تحصيلي بايد آنچه را كه از تعليم و تربيت دريافت مي كنند به يك وحدت و انسجام كلي بينجامد تا كارآمد باشد و در حال حاضر آموزش و پرورش خيلي آن كارآمدي لازم را ندارد.» دليل اين امر و راهكار آن را از اين استاد دانشگاه و كارشناس ارشد تعليم و تربيت سؤال مي كنم كه در پاسخم مي گويد: «چون در مراحل مختلف مثلا در هدف گذاري اصول تعليم و تربيت، روش آموزش و ارزشيابي،... خيلي وحدت رويه و وحدت انديشه نداريم دچار مشكل مي شويم، لذا براي حل مشكل ابتدا بايد در حوزه هاي معرفتي و سپس در حوزه هاي يادگيري وحدت انديشه لحاظ گردد تا به دنبال آن يك وحدت رويه به وجود آيد.» تنوع در يادگيري و رسيدن به اوج موفقيت استاد نباتي با تاكيد بر اين موضوع كه تنوع در يادگيري منجر به پيشرفت مي شود خاطرنشان مي كند: «بايد در زمينه هاي علمي، افرادي عالم تربيت كنيم تا بتوانند با استدلال حرف بزنند، در امر تعليم و تربيت ارتباط، ام القوانين است در ارتباط فرد به عنوان يادگيرنده چهار عنصر خود، خدا، خلق و خلقت دخيل هستند، بين آنها بايد با عناصر ذيل يعني تفكر و تعقل، عمل، ايمان و اخلاق ارتباط منطقي برقرار شود، اگر فرد با اين عناصر در عرصه هاي خود، خدا، خلق و خلقت ارتباط برقرار كند و آنها را مدنظر قرار دهد، نتيجه و خروجي امر تربيت، فرد عاقل، عالم مؤمني خواهد بود كه انتظار آن را داريم.» استاد نباتي در ادامه اظهاراتش به ضعف ديگري كه در امر تربيت و آموزش و پرورش وجود دارد، اشاره مي كند و مي گويد: «اين مشكل هم از آنجا ناشي مي شود كه ما بحث حوزه انساني را از علوم تجربي جدا كرديم در صورتي كه در حوزه علوم تجربي، رياضي و مهارتي مي توانيم به حوزه هاي تربيتي توجه كنيم و افرادي مؤمن-مهندس و متخلق تربيت كنيم، چرا كه تعليم و تربيت بوسيله دو بال روش و دانش حركت مي كند، در حوزه دانش بايد بسياري از اهداف و مباني تعليم و تربيت بازنگري و در مرحله روش هم بايد تحول ايجاد شود، چرا كه روشها در حال حاضر يك سويه است و معلمان به صورت تعاملي برخورد نمي كنند و از روش حل مسئله بچه ها را به تفكر وادار نمي كند در تعليم و تربيت بايد به جاي حل مسئله و رسيدن به پاسخ ايجاد سؤال صورت گيرد، بنابراين از نظر روشي نتوانستيم در افراد انگيزه و سؤال لازم را ايجاد كنيم. زماني كه در ذهن بچه در زمينه هاي مختلف ديني، و مباحث علمي علامت سؤالهاي متعدد به وجود آيد، و فرد تشنه شود، آن هنگام به فكر سيراب كردن و يافتن پاسخ برمي آيد و آن ارتباط دلي و فكري برقرار مي شود.» اين مؤلف و استاد دانشگاه در ادامه نقش خانواده را در كنار سيستم فعلي آموزش و پرورش در تقويت بنيه هاي ديني بچه ها حائز اهميت مي داند و مي گويد: «والدين بايد از همان بدو كودكي روي مسائل ديني فرزندان خود سرمايه گذاري كنند تا فرد از درون عوض شده و در او تحول ايجاد نمايد و زماني اين تحول در فرد به وجود آيد، جامعه هم متحول مي شود و در اين راستا نبايد صرفا به مصاديق و ظواهر بپردازيم اگر همه والدين با هم در كنار مسئولان امر تربيتي تلاش كنند تا مباني فكري و اعتقادي را در فرزندان اين جامعه نهادينه كنند، تحول ايجاد مي شود و جوانان در برابر هر خطري واكسينه مي گردند.» گزارش روز + 90/07/16 رضا نباتی | 2 نظر مصاحبه - خبرگزاری کتاب ایران 23 شهریورماه 1390 معضلي به نام بيتوجهي به انس روزانه با قرآن كارشناس قرآن وزارت آموزش و پرورش علت مهجوريت قرآن در جامعه را نداشتن انس دائمي و روزانه مردم با قرآن كريم ميداند. رضا نباتي در گفتوگو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، با اشاره به فرمايش مقام معظم رهبري در ديدار اعضاي شوراي انقلاب فرهنگي در هفدهم آذرماه 1386 با معظمله مبني بر اين كه «اگر تحصيلكردهها و فرهيختگان كشور روزي يك صفحه قرآن، با توجه به معنا بخوانند و در آن تدبر كنند، غوغايي در كشور برپا ميشود؛ اين كار به فرهنگسازي و تدبر نياز دارد.» اظهار كرد: مقام معظم رهبري همچنين فرمودند كه «واقعيت تلخ اين است كه خواندن قرآن در جامعه ما هنوز يك امر عمومي نشده است. عموم مردم به قرآن احترام ميكنند و به آن عشق ميورزند اما عده كمي همواره آن را ميخوانند و عده كمتري در آن تدبر ميكنند.» وي افزود: با وجود اختصاص اعتبارات چندين ميلياردي كه سالانه براي برگزاري كلاسهاي آموزشي و انجام فعاليتهاي قرآني كشور از سوي ارگانها و نهادهاي دولتي و موسسات مردمي هزينه ميشود، اين سوال مطرح ميشود كه علت اين كه اغلب مردم ايران قرآن نميخوانند، چيست. وي افزود: عوامل مهجوريت قرآن كريم در ايران را ميتوان در حوزههاي هدفگذاري و برنامهريزي، اجرا، نظارت و ارزيابي و حمايت و پشتيباني نقد و بررسي كرد، اما پاسخ سوال «چرا اغلب مردم ايران قرآن نميخوانند؟» را در بيتوجهي برنامهريزان به انس روزانه با قرآن به عنوان مهمترين هدف آموزش عمومي قرآن، تفكيك خواندن و فهميدن قرآن در برنامهريزيها و فعاليتها، هزينه كردن منابع انساني و مادي كشور در فعاليتهاي هنري به نام آموزش عمومي قرآن و بيدقتي به تفكيك روش خواندن فارسي با روش خواندن قرآن در آموزش عمومي قرآن جستوجو كرد. كارشناس قرآن دفتر برنامهريزي و تاليف كتابهاي درسي وزارت آموزش و پروش تصريح كرد: اغلب چنين تصور ميشود كه هدف اصلي از آموزشهاي قرآني، يادگيري قواعد روخواني و روانخواني قرآن است و هنگامي كه فراگيران، واجد چنين دانشي شوند، كار تمام است و آموزش و يادگيري اتفاق افتاده است. در صورتي كه آموزش روخواني، روانخواني، تجويد، قرائت، حفظ و ... اگر منجر به آن نشود كه فرد با قرآن انس دائمي و روزانه داشته باشد، طبيعي خواهد بود كه با وجود همه تلاشهاي متعهدانه و متخصصانه، قرآنآموز رفته رفته مطالب آموخته شده را فراموش كند و به تدريج انگيزهاش نيز كاهش يابد. نباتي عنوان كرد: طبق آيههاي 20 سوره مزمل و 2 سوره جمعه و همچنين برخي روايات، حتي پيامبر اكرم(ص) و امام زمان(عج) از خواندن روزانه و انس دائمي با قرآن كريم بينياز نبودهاند و نيستند. بنابراين، ميتوان از آحاد مردم سوال كرد كه شما به چه دليل از خواندن قرآن كريم احساس بينيازي ميكنيد و از مسوولان و متوليان قرآني كشور سوال كرد كه ايجاد زمينه انس گرفتن مردم با قرآن در اهداف كلان و برنامهريزيهاي راهبردي شما چگونه مدنظر قرار گرفته است. كارشناس ارشد تعليم و تربيت اسلامي با مطرح كردن چند سوال كه باعث شدهاند مسوولان و متوليان امر به جاي توجه به مهندسي فرهنگي درباره هدف انس روزانه افراد با قرآن كريم، به برگزاري مكرر آموزشهاي عمومي قرآن مانند روخواني و روانخواني بپردازند، گفت: طبق مصوبه شوراي عالي آموزش و پرورش، جامعه هدف آموزش روخواني قرآن كريم، دانشآموزان پايههاي نخست، دوم و سوم ابتدايياند، اما آيا در پايههاي بالاتر يعني چهارم و پنجم ابتدايي، دورههاي راهنمايي و متوسطه و در دورههاي مختلف آموزش عالي يعني فوقديپلم، ليسانس و فوقليسانس نيز اين آموزش داده ميشود؟ آيا براي تحقق هدف آموزش روخواني و روانخواني قرآن كريم در مدارس، بهتر نيست به جاي تشكيل 20 هزار مدرسه قرآن در مناطق مختلف آموزش و پرورش در طول دو سال، زنگ رسمي آموزش قرآن مدارس را كه داراي همه ويژگيهاي سختافزارهاي لازم از جمله راهنماي برنامه مصوب، اجراي آزمايشي چند مرحلهاي، كتاب درسي آموزش قرآن به تفكيك پايههاي تحصيلي، معلم پايه و دبير متخصص، كلاس درس رسمي، ساعت رسمي آموزش، ابزار و محيط يادگيري است و همه دانشآموزان را نيز تحت پوشش قرار ميدهد، درميياييم؟! كارشناس قرآن دفتر برنامهريزي و تاليف كتابهاي درسي وزارت آموزش و پروش افزود: آيا بهتر نبود به جاي بردن هدف آموزش روخواني از پايه سوم ابتدايي به پايههاي بالاتر آموزش و پرورش و آموزش عالي و تشكيل مدارس قرآن و دارالقرآنها و تخصيص اعتبارات كلان، در همان پايه هاي نخست تا سوم راهنمايي، مشكل را بررسي ميكرديم و در جهت رفع اشكال آن بر ميآمديم؟! نباتي با اشاره به راهكارهاي مختلف براي از ميان برداشتن موانع موجود بر سر راه انس دائمي مردم با قرآن كريم گفت: ما ميتوانيم با تلاوت روزانه قرآن كريم، براي ديگران به ويژه براي خانواده خود، الگوي خوبي باشيم. همچنين اگر معلم قرآنيم، بيشترين وقت كلاسمان را به تمرين مهارت خواندن قرآن كريم آن هم توسط همه قرآنآموزان اختصاص دهيم و از آيات، احاديث، اشعار و جملات ادبي مناسب براي ايجاد انگيزه براي انس روزانه با قرآن كريم استفاده كنيم. وي ادامه داد: همچنين براي انس روزانه با قرآن كريم ميتوان در برخي از آيات و عباراتي كه خوانده ميشوند، تدبر كنيم. خود و ديگران را به حفظ آيات مشهور قرآن كريم مانند «ربنا»هاي قرآن كريم تشويق كنيم. فيلم، نوار يا لوحهاي فشرده تلاوت منتخب را در اختيار دانشآموزان قرار دهيم. دانشآموزان را تشويق كنيم تا با استفاده از زمانسنج، سرعت تلاوت خود را در كلاس و منزل افزايش دهند. ميان دانشآموزان رقابت ايجاد كنيم تا يك آيه را با يك نفس بخوانند، با اوج بخوانند يا زيباتر از ديگري قرائت كنند. كارشناس ارشد تعليم و تربيت اسلامي عنوان كرد: همچنين ميتوانيم داستانهاي كتاب را همراه با پخش قرائت آيات مربوطه براي بچهها تعريف كنيم. حالات پيامبر اكرم(ص)، ائمه اطهار(ع) و بزرگان ديني درباره انس روزانه با قرآن كريم را براي دانشآموزان بيان كنيم و از دانشآموزان فعال قرآني مدرسه و منتخبان مسابقههاي قرآني تجليل كنيم. همچنين عواقب و نتايج سبك شمردن قرآن را گوشزد كنيم و مدرسههاي قرآن و دارالقرآنهاي شهر را به دانشآموزان معرفي كنيم. وي در پايان گفت: بجاست مسوولان و متوليان قرآني كشور شهامت و شوق تغيير و تحول بنيادين در حوزههاي مربوط به برنامهريزي، آموزش و مولفههاي يادگيري قرآن كريم را در خود ايجاد و تقويت كنند و از مقاومت در برابر حقايق علمي، پرهيز كنند. مطابق انتظار قرآن كريم از مسلمانان، در مرحله نخست، جايگاه قرآن كريم در جامعه ايراني بايد بيش از پيش جدي گرفته شود و در مرحله بعدي، قرآنآموزي بايد به عنوان مقدمه انس دائمي با قرآن كريم در نظر گرفته شود و نه به عنوان هدف غايي و نهايي. همچنين انس روزانه با قرآن بايد به عنوان مهمترين هدف آموزش عمومي قرآن كريم لحاظ شود؛ چرا كه بقاي ساير برنامهها و فعاليتها منوط به اين موضوع مهم و اساسي است؛ در غير اين صورت تمام فعاليتها عقيم خواهند ماند و به دست فراموشي سپرده خواهند شد. کد مطلب : 116304 + 90/06/26 رضا نباتی | نظر مناظره قرآني - به روايت خبر گزاري شبستان خبرگزاری شبستان - چهارشنبه 26 مرداد 90 چاپ قرآن به زبان فارسی بدون متن عربی تحدی گری وحی را نقض می کند ا نباتی حذف متن عربی و چاپ قرآن به زبان فارسی را ناقض تحدی گری مصحف شریف دانست و گفت: اعمال این روش ما را همچون فرقه های انحرافی دچار تفسیر به رای می کند. به گزارش خبرنگار شبستان، رضا نباتی کارشناس تالیف کتب درسی وزارت آموزش و پرورش در نشست تخصصی بررسی تاثیرات سوء چاپ قرآن های فارسی در غرفه این خبرگزاری در نوزدهمین نمایشگاه بین المللی قران کریم گفت: ظاهر این کار در نگاه نخست شاید خوب به نظر برسد. اما در باطن به دلیل آنکه نمی توان میان عموم مردم با متن قرآن ارتباط برقرار کند دچار نقص و ضعف است. وی چاپ و انتشار قرآن بدون مجوز را در بردارنده پیگرد های قانونی دانست و اظهار کرد: البته در استفتائات مراجع تقلید برای چاپ قرآن های فارسی ممنوعیتی در نظر گرفته نشده است و تنها در استفتایی از آیت الله لنگرانی تاکید شده که به این گونه کتب عنوان قرآن اطلاق نشود. نباتی، با بیان این مطلب که بر اساس روایات ائمه معصوم خواندن متن عربی قرآن دارای اصالت و ثواب است تصریح کرد: خداوند در آیات 193 تا 195 سوره مبارکه شوراء پس از آنکه جبرائیل را با لفظ روح الامین خطاب می کند بعد نزول قرآن به زبان عربی مبین تاکید می کند. کارشناس دفتر برنامه ریزی و تالیف کتب درسی وزارت آموزش و پرورش، چاپ قرآن فارسی را ناقض ادعای تحدی گری مصحف شریف دانست و ابراز کرد: حتی اشعار شعراء را نمی توان به زبان دیگر عینا ترجمه کرده و به مخاطب عرضه کرد چه برسد قرآن که کلام الهی است و هرگز نمی توان آن را بطور کامل و هم چون مقصود الهی به دیگر زبان ها ترجمه کرد. وی با اشاره به تعبیر اولیا الهی مبنی بر عدم اسلام آوردن هیچ عربی در صورت نزول قرآن به زبان جز عربی گفت: تاکید بر لزوم آیات قرآنی به زبان عربی برای تقوا، تعقل، تدبر و تفکر به عنوان ویژگی های ذاتی این زبان است. نباتی، با بیان این مطلب که حتی در رسم الخط قرآن نیز به بهانه آسان کردن قرائت نمی توان دخل و تصرف کرد افزود: اگر امروز قبول کنیم که قرآن فارسی بدون متن عربی منتشر شود باید آسیب های آن هم چون به فراموشی سپردن زبان قرآن را نیز به پذیریم. وی حذف متن قرآن را عامل باقی ماندن در سطح و عدم پرداختن به ژرفای وحی دانست و عنوان کرد: البته گاهی در برخی از کشورها و یا در مواجهه با برخی از مخاطبان خاص باید به ترجمه فارسی اکتفا کرد اما این دلیلی نیست که متن عربی را از کتاب الهی سلب کنیم. نباتی، با اشاره به نص صریح قرآن تصریح کرد: خداوند می فرماید بخوانید از قرآن آنچه را که می توانيد بنابراین اطلاق قرآن به متن ترجمه آن تحریف است و به مفهوم وحی و خود کلام الهی نیست. وی بیان کرد: البته با توجه به ضعف های موجود در امر ترجمه نمی توان انتظار توفیق کامل در ترجمه مصحف شریف را داشت اما این نیز نمی تواند بهانه ای برای حذف متن عربی از کتاب الهی باشد. نباتی، توجه به مخاطب خاص را در ارائه از ترجمه از قرآن مهم دانست و عنوان کرد: اگر لفظ قرآن از متن عربی منتشر شود می تواند عنوان قرآن را بر کتاب اطلاق کرد اما حتی درج آیات کوتاه و ناخوانا در فضاهای کوچک در کنار ترجمه نمی تواند به فریب و گمراهی مخاطب منجر می شود. کارشناس دفتر برنامه ریزی و کتب درسی وزارت آموزش و پرورش با اشاره به مبحث شیعی مبینات گفت: تنها کسانی می توانند برای تبیین قرآن اقدام کنند که در شان کتاب الهی یعنی معصوم باشند و این صفت تنها در انحصار ائمه معصوم بوده و از حدود اختیار ما خارج است. وی خاطر نشان کرد: بنابراین اگر آيات قرآن ( متن عربی ) قرآن حذف کرده و ترجمه آن را به تنهایی عرضه کنیم, هم چون سایر فرقه های انحرافی, دچار تفسیر به رای می شویم. شایان ذکر است نشست تخصصی تاثیرات منفی چاپ قرآن های فارسی چهارشنبه 26 مرداد با حضور نمایندگان اصحاب رسانه های جمعی در غرفه خبرگزاری شبستان واقع در نوزدهمین نمایشگاه قرآن برگزار شد. + 90/05/30 رضا نباتی | نظر مناظره قرآني - به روايت خبر گزاري ايكنا ایکنا - چهارشنبه 26 مرداد ماه 1390 شماره خبر :845590 مناظره بررسی كتاب قرآن فارسی برگزار شد. تصاوير مربوط به نشست گروه ادب: مناظره بررسی كتاب قرآن فارسی امروز 26 مردادماه در نوزدهمين نمايشگاه بينالمللی قرآن كريم برگزار شد. به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) عصر امروز، چهارشنبه مناظرهای درباره انتشار قرآنهايی بدون متن عربی و آثار اين نوع قرآنها در خبرگزاری شبستان برگزار شد. اين مناظره با حضور آقايان بهرام تركمن، مولف قرآن فارسی(بدون متن عربی) و نباتی كارشناس مسائل قرآنی برگزار شد. تركمن در ابتدا گفت: اين قرآن به صورت طبقهبندی مفهومی سورههای قرآن تنظيم شده است؛ به صورتی كه هر سوره پيشنياز سوره بعدی به لحاظ مفهومی است. نباتی با اشاره به نداشتن متن اصلی قرآن گفت: اين كار به لحاظ هنری قابل تقدير است. اما در آيات مختلف قرآن بر عربی بودن زبان آن تاكيد شده است و در روايات خواندن متن عربی را دارای ثواب برشمردهاند. تركمن در پاسخ به اين صحبت اظهار كرد: در سوره ابراهيم آمده است كه همه پيامبران به زبان قومشان صحبت میكنند، بنابراين قرائت قرآن فقظ به زبان عربی نيست. البته در اين شكی نيست كه قرآن بايد به عربی هم خوانده شود. نباتی توضيح داد: اتفاقا قرآن به اين امر اشاره دارد كه خواندن قرآن با زبان اصلی آن منجر به تفكر و تعقل در قرآن خواهد شد. وی در ادامه تاكيد كرد: در ضمن بايد گفت يكی ديگر از دلايل تاكيد بر آوردن متن عربی در كنار ترجمه فارسی حفظ متن اصلی قرآن و فراموش نشدن آن به مرور زمان در طول تاريخ است. نباتی تصريح كرد: يكی ديگر از اشكالات حذف متن زبان اصلی قرآن و تكيه صرف به ترجمه عدم دستيابی به عمق معنای مفاهيم آيات قرآن کريم است. تركمن در پاسخ گفت: هدف من از تكيه صرف به ترجمه جذب گروهی است كه قدرت خواندن زبان عربی را ندارند، ولی از طرفی علاقهمند به درك قرآن هستند و خصومت شخصی با زبان عربی در ميان نبوده است. نباتی در خاتمه خاطرنشان كرد: اين كار از اين جهت كه برای هدفی تهيه شده كار قابل تقديری است, اما از آنجا كه فقط ترجمه قرآن است نمیتوان نام قران را به ان اطلاق كرد زيرا قران كلام خداوند است.و ترجمه قرآن كار بشر. + 90/05/30 رضا نباتی | نظر ايكنا يكشنبه 23 مرداد 1390 11:00:46 شماره خبر :842632 استحاله؛ خطری كه برنامه درسی ملی را تهديد میكند. گروه فعاليتهای قرآنی: يكی از كارشناسان قرآن دفتر تأليف كتب درسی وزارت آموزش و پرورش براين عقيده است كه بزرگترين خطری كه برنامه درسی ملی را تهديد میكند «استحاله» است به اين معنا كه هنوز سيستم و نظام آموزشی كشور در زمينه اشاعه برنامههای درسی و پرورشی و اجرای كامل آن و نظارت و پشتيبانی از آن به درك روشنی نرسيده است. رضا نباتی، كارشناس ارشد تعليم و تربيت اسلامی و كارشناس قرآن دفتر برنامهريزی و تأليف كتب درسی وزارت آموزش و پرورش، با ارسال يادداشتی به خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) مینويسد: مسئوليت همسوسازی برنامه درسی ملی، برعهده سازمان پژوهش و برنامهريزی آموزشی است. در اين سند «فطرتگرايی توحيدی» رويكرد جديد برنامههای درسی در تدوين كتابهای اول دبستان است كه جايگزين ساير رويكرهای قبلی میشود. منظور از رويكرد، چتری است كه بر سر مبانی، اهداف، اصول، روشهای تدريس، محتوای كتاب درسی و ارزشيابی يك برنامه درسی حاكم است كه البته در برنامه درسی ملی مانند يك نخ تسبيح عمل میكند و حوزههای يادگيری، مولفههای تربيتی و اجزا و عناصر برنامههای درسی را به هم اتصال میدهد به گونهای كه در ذهن دانشآموز به عنوان ظرف واحد يادگيری شاهد انسجام يادگيری باشيم. هدف اصلی برنامه درسی اين است كه بتواند مجموعه مواد آموزشی دورههای تحصيلی را با يكديگر مرتبط كند. در طرح همسوسازی به مراحل علمی توليد يك كتاب درسی از قبيل «نيازسنجی فرد و جامعه و نيز توليد راهنمای برنامه درسی برای پايههای مختلف تحصيلی» توجه شده است. تدوين سند ملی برنامه درسی از سال 84 آغاز شده و آخرين نگاشت آن سال 89 بوده است. در تدوين اين سند به ديدگاههای مقام معظم رهبری درباره «تحول بنيادين» در آموزش و پرورش توجه شده است. يكی از دلايل ضروری تحول در نظام تعليم و تربيت اين است كه برنامههای درسی آموزش و پرورش كشور از دنيای غرب گرفته شده و در نتيجه مبتنی بر نيازهای كنونی كشور توليد نشده است. «برنامه درسی ملی» كوشيده است مبانی ملی و دينی برنامه درسی شناسايی و استخراج كند و آن را متناسب با نيازها و اولويتها در هر يك از برنامههای درسی اعمال كند. يكی از ويژگیهای مهم در اين سند آن است كه تغييرات نظام آموزشی همواره از دوره متوسطه شروع و در همانجا نيز متوقف میشد، اما در اين برنامه بهترين دوره برای اين تغيير، دوره ابتدايی و بهترين پايه، سال اول دبستان شناخته شده است. در حال حاضر مرحله اول برنامه درسی ملی اجرا میشود و آن ‹‹طرح همسوسازی با برنامه درسی ملی›› است. در اين مرحله برنامههای درسی فعلی با برنامه درسی ملی متناسب و همسو میشود. در پايه اول ابتدايی دارای 6 عنوان درسی هستيم كه چهار كتاب «قرآن، رياضی، علوم و فارسی» و نيز 2 ماده درسی شامل «هنر و تربيتبدنی» را در بر میگيرد. برنامه درسی ملی به دنبال آن است افرادی مؤمن، عالم، متفكر و متخلق به اخلاق الهی تربيت كند. به عنوان مثال در برنامه درسی علوم تجربی، ‹‹خلقت گرايی›› به جای ‹‹طبيعت گرايی›› رويكرد و محور برنامه ريزی درسی و آموزشی قرار گرفته است. به عنوان مثال در آموزش فصل «سنگها» به دانشآموزان، سنگ به عنوان يك مظهر «خلقت الهی» معرفی شده است كه دارای «خالق» است و همچنين به نقش آن در محيط زيست اشاره شده و وظيفه ما انسانها درباره آنها گوشزد شده است. برنامه درسی رياضی اول دبستان پس از 30 حدود سال تغيير كرده است و درس علوم تجربی هم نسبت به گذشته تغييراتی دارد؛ در درس فارسی قبلاً دو كتاب با نام «بخوانيم» و «بنويسيم» آموزش داده میشد كه در حال حاضر كتاب فارسی بخوانيم به «آموزش فارسی» و بنويسيم به «كتاب كار فارسی» تبديل شده است. مسئول كميته همسوسازی تغييرات دروس پايه اول دبستان با برنامه درسی ملی اضافه كرد: كتاب «قرآن» اول دبستان نيز حدود 30 تا 40 درصد تغيير يافته و موضوعاتی مانند «پيامهای قرآنی» كه در گذشته در اين كتاب وجود نداشته، هماكنون گنجانده شده است. درباره آموزش مدرسان و معلمان 80 ساعت دوره آموزشی توجيهی پيشبينی شده است كه برای اجرای آن ها هزار و500 نفر از 712 منطقه آموزش و پرورش دو نفر از معلمان پايه اول كه دارای شرايطی مانند مدرك تحصيلی بالا و مرتبط و نيز تجربه كافی بودهاند، انتخاب و به تهران فراخوان شدهاند و از 25 تا 31 تيرماه در اين دورهها شركت كردهاند كه شامل 31 هزار و 72 نفر ساعت آموزش میشود؛ اين مدرسان نيز در دو مرحله و دو گروه ساماندهی شده و آموزش ديدند. براين اساس، گروه اول در درسهای «رياضی و علوم تجربی» 48 ساعت آموزش و گروه دوم در درسهای «قرآن كريم، فارسی، تربيت بدنی و هنر» 32 ساعت آموزش را پشت سر گذاشتهاند و هشت ساعت مشترك از آموزشهای اين دو گروه نيز مربوط به اصول و مبانی برنامه درسی ملی بوده است كه شامل «كليات برنامه» و هشت فصل از محتوای برنامه از جمله «فرآيندهای يادگيری و ياددهی، محيط يادگيری و نقش معلم در فرآيند آموزش» بوده است. مسئوليت آموزش حدود 60 هزار نفر از آموزگاران پايه اول دبستان و مديران مدارس ابتدايی سراسر كشور در شهريورماه برعهده ايشان است. اين آموزگاران 72 ساعت آموزش را به صورت «36 ساعت آموزش حضوری و 36 ساعت آموزش غيرحضوری» پشت سر میگذارند. اميدواريم تا شروع سال تحصيلی هيچ معلم اول دبستان نداشته باشيم كه اين آموزشها را پشت سر نگذاشته باشد. در ارتباط با تحول بنيادين در آموزش و پرورش و اجرای برنامه درسی ملی سه ساعت به مبانی و روش آموزش قرآن پايه اول ابتدايی و 14 ساعت به برنامه درسی رياضی و شش ساعت به برنامه درسی علوم تجربی و سه ساعت به برنامه درسی فارسی و سه ساعت به برنامه درسی هنر و سه ساعت به برنامه درسی تربيت بدنی اختصاص يافته است. در 36 ساعت آموزش «حضوری» نيز 10 ساعت از آموزشها قبل از كلاس و از طريق ارائه جزوه به معلمان و 26 ساعت ديگر به صورت بسته آموزشی شامل «جزوات آموزشی تخصصی، راهنمای معلم و فيلمهای آموزشی تهيه شده» ارائه میشود. در زمينه درس آموزش قرآن پايه اول علاوه بر جديدالتاليف بودن كتاب درس دانشآموز، سه حلقه dvd آموزشی به مدت هشت ساعت برای معلمان برای بخش غيرحضوری در نظر گرفته شده است. كه اميدواريم تمهيدات لازم به گونهای باشد كه آموزگاران محترم پايه اول ابتدايی، مديران مدارس آنها را حتماً ببينند. البته بسيار مناسب است اگر اين فيلمها به اعلان قبلی از رسانه ملی و شبكه آموزش نيز پخش شود. بزرگترين خطری كه طرح و برنامههای آموزش و پرورشی از جمله برنامه درسی ملی را به شدت تهديد میكند ‹‹استحاله›› است. به اين معنا كه هنوز سيستم و نظام آموزشی كشور در زمينه اشاعه برنامههای درسی و آموزشی و پرورشی و اجرای كامل آن و نظارت و حمايت و پشتيبانی از آن به درك روشنی نرسيده است و به دلايل متعدد، موضوع اصلی آموزش و پرورش كه همان ارتقای صلاحيت های علمی و حرفهای معلمان است، همواره مورد كمترين توجه قرار میگيرد. به طوری كه در طول سالهای قبل هر چه پيش رفتهايم نظارت بر حسن اجرای برنامهها كم رنگ تر شده است. به عنوان مثال معلم راهنمای شهری يك دهه قبل حذف شد و معلم راهنمای روستايی در دو سال گذشته و مديران مدارس نيز به تعداد سالهای مديريتشان از كتاب و برنامه و تغييرات به دور بوده و در اصل مسئول اجرای فعاليتهايی غير از موضوعات درسی و آموزشی بودهاند و سيستم آموزش نيروی انسانی هم در اغلب موارد هرگز اجازه ورود ايشان را به ساحتهای علمی و آموزشی نداده است. اميد است با توجه به اين كه اصل اين سند ملی هنوز به تصويب شورای عالی آموزش و پرورش نرسيده است و همچنين عدم اجرای مراحل آزمايشی برنامه درسی ملی و تصويب اجرای آن از سوی شورای عالی، در حوزه عمل، مسئولان استان ها و مناطق كه مجريان اصلی برنامه هستند، به اين مهم توجه بيشتری كنند تا طرح همسوسازی برنامه درسی ملی به اهداف قصد شده نايل شود. + 90/05/23 رضا نباتی | نظر مقاله ي پژوهشي - آموزشي - قسمت سوم خبرگزاري ايكنا 17 مرداد 1390 چرا اغلب مردم ايران قرآن نمیخوانند؟/3 شكست در يادگيری قرآن به علت «رسمالخطهای غیـر استاندارد» گروه فعاليتهای قرآنی: عموم افراد جامعه كم و بيش تجربههای مكرری در زمينه شكست يادگيری را به ياد دارند كه علت آن به سركوبیهای تدريجی آنان در توانايی خواندن قرآن كريم كه به استفاده از رسمالخطهای غير آموزشی و پر علامت مربوط است، بر میگردد. به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، در بخشهای نخست مقاله حاضر نوشته رضا نباتی، كارشناس ارشد تعليم و تربيت اسلامی و كارشناس قرآن دفتر برنامهريزی و تأليف كتب درسی وزارت آموزش و پرورش كه در چند قسمت از نظر خوانندگان گرامی میگذرد، راهكارهای مختلف «ايجاد انس روزانه با قرآن كريم» بيان شد، در ادامه به اين موضوع میپردازد كه برخورد تك بعدی در برنامهريزیهای آموزش قرآن باعث عقب ماندگی علمی اين عرصه نسبت به ساير عرصههای علمی- آموزشی میشود. بخشهای پيشين اين مقاله را اينجا بخوانيد! 5- صرف منابع انسانی و مادی كشور در «فعاليتهای هنری» به نام «آموزش عـمومی قرآن» امام خمينی (ره) در صفحات 190 تا 205 كتاب آدابالصلاة خود مهجوريت قرآن در بلاد اسلامی را مورد نقد و بررسی قرار میدهد و در فرازی زيبا و قابل تأمل چنين مینويسد: «آيا اگر غالب عمر خود را صرف در تجويد و جهات لغويه و بيانيه و بديعيه آن كرديم، اين كتاب شريف را از مهجوريت بيرون آورديم؟ آيا اگر قرائات مختلفه و اَمثال آن را فرا گرفتيم، از ننگ هجران از قرآن خلاصی پيدا كرديم؟ آيا اگر وجوه اعجاز قرآن و فنون محسنات آن را تعلم كرديم، از شكايت رسول خدا (ص) مستخلص شديم؟ هيهات! كه هيچ يك از اين امور مورد نظر قرآن و منزل عظيمالشان آن نيست. قرآن كتاب الهی است و در آن شئون الهيت است; قرآن حبل متصل بين خالق و مخلوق است و به وسيله تعليمات آن بايد رابطه معنويه و ارتباط غيبی بين بندگان خدا و مربی آنها پيدا شود; از قرآن بايد علوم الهيه و معارف لدنيه حاصل شود. رسول خدا (ص) به حسب روايت كافی شريف فرموده: اِنَّمَا الـعِلمُ ثَلاثَة: آیَة مُحكَمَة وَ فَريضَةٌ عادِلَة وَ سُنَّةٌ قائِمَةٌ.» شايد بتوان گفت با وجود اهتمام دلسوزان در سالهای متمادی برخورد يك بعدی و تك سويه در برنامهريزیها، فعاليت ها و شيوه های آموزش قرآن باعث عقب ماندگی علمی اين عرصه نسبت به ساير عرصه های علمی- آموزشی شده است؛ از جمله مباحثی كه در فرايند ياددهی و يادگيری مورد غفلت واقع شده، كم توجهی به مخاطبشناسی و ويژگیهای يادگيرنده بوده است؛ همين مسأله باعث شده تا انگيزه و علاقه اوليه افراد به تدريج در اثر شكستهای يادگيری سركوب شده و نتيجه آن فاصله اغلب ايشان از فعاليتهای قرآنی شده است. در اين زمينه میتوان به نظريه مشهور هوشهای چندگانه يادگيری اشاره كرد. با توجه به نظرات هوارد گاردنر، هوشهای چندگانه، هفت راه مختلف برای نشان دادن قابليت فكری افراد است: 1- هوش زبانی: توانايی استفاده از زبان به طور مؤثر (مبلغان، سخنرانان، شاعران، مجريان و روزنامهنگاران). 2- هوش موسيقايی: توانايی خلق، درك و ارجگذاری موسيقی (قاريان قرآن، مداحان، خوانندگان و آهنگ سازان). 3- هوش منطقی- رياضی: توانايی استدلال منطقی (فقيهان، مفسران، دانشمندان و رياضيدان). 4- هوش فضايی: توانايی تشخيص جزئيات امور و تجسّم و تغيير اشيای ديداری به طور ذهنی (ملوانان، خلبانان). 5- هوش بدنی- جنبشی: توانايی استفاده ماهرانه از حركات بدنی و تجسم و كاركردن با اشياء (ورزشكاران، بازيگران). 6- هوش طبيعتگرايانه: تشخيص جنبههای مختلف طبيعت (زيست شناسان). 7- هوش ميانفردی: توانايی تشخيص جنبههای ظريف رفتارهای ديگران (پزشكان؛ فروشندگان). 8- هوش درون فردی: توانايی آگاه شدن از احساسات، انگيزهها و اميال خود با عنايت به فرمايش امام خمينی (ره)، همچنين نظريه هوشهای چندگانه میتوان پرسيد آيا درست است كه در آموزش عمومی قرآن كريم همه مردم بايد بتوانند قرآن كريم را قرائت كنند و يا از حفظ بخوانند؛ و اگر جامعه ايرانی را از نظر يادگيری به اين هشتگونه تقسيم كنيم, آيا میتوانيم انتظار داشته باشيم غير از كسانی كه هوش موسيقايی و يا حافظهای دارند؛ میتوانند قاری و حافظ شوند؟ و اگر پاسخ منفی است و فقط يك هشتم میتوانند قاری شوند و يك هشتم هم میتوانند حافظ شوند, پس چرا تمامی برنامهريزیها, آموزشها، فعاليتها، همچنين اعتبارات قرآنی كشور در طی اين سی سال صرف قرائت و حفظ قرآن شده و عملاً شش هشتم باقيمانده به حاشيه رانده شدهاند. اين مصداق همان ضربالمثل است كه هرچه پول دادهايم آش خوردهايم و لذا نتايج فعلی اگر چه رضايت بخش نيست اما برآيند و برون داد همان سرمايهگذاری است و بيش از اين نمیتوان و نبايد انتظار داشت. مگر از اين پس شاهد تحول بنيادين در مبانی و متدلوژی آموزش و فعاليتهای قرآنی كشور باشيم. 6 - سركوبی يادگيری قرآن به علت توسعه مصاحف با «رسـمالـخطهای غیـر اسـتاندارد» عموم افراد جامعه كم و بيش تجربههای مكرری در زمينه شكست يادگيری را به ياد دارند كه علت آن به سركوبیهای تدريجی آنان در توانايی خواندن قرآن كريم كه به استفاده از رسمالخط های غير آموزشی و پر علامت مربوط است بر میگردد. پيشتر گفتيم دو اشكال اساسی در روشهای تدريس روخوانی قرآن كريم ديده میشود: اشكال اول: آموزش بر خواندن معلم استوار است و قرآنآموزان آيات درس را با معلم يا نوار قرائت همخوانی میكنند. اشكال دوم: كلاس درس آموزش روخوانی قرآن به جای مهارتآموزی مبتنی بر قاعده محوری است. شايد هنوز هم برخی از معلمان محترم قرآن يا خوانندگان محترم مقاله بر اين باور پافشاری كنند كه اين روشها هم صحيح و موفق است. در پاسخ به اين دوستان بايد گفت بسياری از افراد قادر به روخوانی همه آيات و صفحات قرآن كريم نيستند و تنها میتوانند برخی از سورهها و آيات منتخب مانند آيه الكرسی و... را بخوانند. اين مساله مربوط به افراد بزرگسال نيست بلكه در اغلب كلاسها و جلسات قرآنی اين مساله مشاهده میشود. اين مساله مانند آن است كه يك دانشآموز بگويد من فقط میتوانم كتاب فارسی خود را بخوانم و قادر به خواندن ساير كتابها نيستم. يقيناً اين نوع آموزش از معلم اين دانشآموز پذيرفته نيست زيرا كه آموزش او به تعميم يادگيری نيانجاميده است. اشكال كار اين معلم فارسی و آن معلم قرآن در اين است كه آموزش به جای آنكه بر تقويت حس بينايی تاكيد كند بر حس شنوايی تاكيد دارد و از آنجا كه هر فردی برای خواندن، لاجرم نيازمند استفاده از چشم است و برای اين كار بايد حس بينايی به اندازه كافی مهارت لازم را به دست آورده باشد. به نظر دانشمندان، تنبلترين عضو بدن، چشم است زيرا تنها ده درصد آنچه را میبيند به مغز مخابره میكند و از سوی ديگر 73 درصد يادگيری از طريق ديدن اتفاق میافتد. بنابر اين اگر معلم تكيه آموزش خود را بر شنيدن استوار كند, اين ده درصد ديدن نيز كاهش میيابد و قرآنآموز از طريق شنيدن با كلمات, عبارات و آيات آشنا شده و براساس آن چه شنيده تنها همان مطالب را «كلیخوانی» میكند. اما اين دو اشكال از كجا نشأت میگيرد؟ اين دو اشكال اساسی كه در اغلب روشها و كتابهای آموزش روخوانی قرآن وجود دارد از تعدد رسمالخطهای رايج در كشور ناشی شده است. رسمالخطهای رايج از نظر اعرابگذاری (ضبط المصحف) دارای اعراب زائد فراوانی هستند. يعنی علائمی كه صرفا برای خوشنويسی و زيبايی خط مصحف شريف نوشته میشوند و بيشتر جنبه سليقهای دارند. بودن اين علائم نه تنها ضرورتی ندارد بلكه باعث به وجود آمدن مشكلات فراوانی در قرائت میشوند. به عنوان مثال قرآنآموز اين علائم را در كلمه «نُوحِيهَا» میخواند اما فرد به دليل عدم اطلاع كافی از علت وجود اين علائم، پيوسته دچار اغلاط متعدد میشود. و از آنجا كه مخاطب هرگز اجازه طرح اين فكر را كه امكان اشكال در نوشتار قرآن هست به ذهن خود راه نمیدهد (به دليل قداستی كه برای قرآن كريم قائل است) بنابر اين خود را مقصر و ناتوان میداند؛ اين طرز فكر رفته رفته در اثر تكرارهای بعدی قوت گرفته و منجر به قطع ارتباط فرد با خواندن مداوم قرآن كريم میشود. انواع رسم الخط مصاحف رايج در ايران در بلاد اسلامی، همچنين كشور ايران كه مهد هنرهای فاخر و زيبايی هم چون خوشنويسی است. بسياری از خوشنويسان از روی ارادت به قرآن كريم و يا به سفارش بزرگان و سلاطين زمان خود اقدام به كتابت مصحف شريف كردهاند. خوب است با انواع كتابت برخی از اين رسم الخط ها آشنا شويم: الف) كتابت به خط عثمان طه (رسمالخط عربی): اين رسمالخط علاوه بر زيبايی، محسّنات و ويژگیهايی دارد كه توجه قاريان قرآن را به خود جلب كرده است. ب) كتابت به رسمالخط فارسی: در اين نوع كتابت، الفهای كوتاه به صورت ممدود نوشته میشود; مثلا «كِـتـب» به صورت «كِـتاب» و «اَنـزَلـنـه»، «اَنـزَلـناهُ» تحرير میشود. ج) رسمالخط پاكستانی: اين نوع كتابت از نظر محتوايی، با رسمالخط عربی فرقی نمیكند و تفاوت آن، شكلی است. در كتابتهای فوق به دليل غلبه داشتن فنون خوشنويسی, بسياری از تركيبها, جابجايی علائم و علائم زائد وجود دارد و در شيوههای نوشتن اين قرآنها, حركات و علائم در محل اصلی خود قرار نگرفتهاند و از نظر آموزشی به كلمهآرايی، سطر آرايی و صفحه آرايی توجه نشده است. مناسب است در اين جا به شيوه ديگری كه در سالهای اخير در كتابت قرآن كريم در ايران اسلامی مورد استفاده قرار گرفته اشاره بشود. د) قرآن كم علامت: شيوهای كه در مركز طبع و نشر قرآن كريم جمهوری اسلامی ايران صورت گرفته و در كتابهای درسی وزارت آموزش و پرورش و برخی مراكز ديگر مورد استفاده قرار میگيرد. در اين شيوه، علايم زايد و سليقهای را حذف كرده و كتابت قرآن را به شيوه «نگارش فارسی» (كمكردن علايم) نزديك كردهاند. قرآنهای رايج از نظر اعرابگذاری (ضبط المصحف) دارای اعراب زائد فراوانی هستند. در هر صفحه حدود 200 حركت و علامت؛ يعنی علائمی كه صرفاً برای خوشنويسی و زيبايی خط مصحف شريف نوشته میشوند و بيشتر جنبه سليقهای دارند. بودن اين علائم نه تنها ضرورتی ندارد بلكه باعث به وجود آمدن مشكلات فراوانی در صحيح خواندن قرآن میشوند. به عنوان مثال دانشآموز اين علائم را در كلمه «نُـوحِیـهَـا» میبيند, اما به دليل عدم اطلاع از علت وجود اين علائم, پيوسته دچار اغلاط متعدد میشود و از آن جا كه مخاطب قداست خاصی برای قرآن قائل است, هرگز اجازه طرح اين فكر را كه امكان اشكال در نوشته قرآن وجود دارد به ذهن خود راه نمیدهد. بنابراين خود را مقصر و ناتوان میيابد؛ اين فكر رفته رفته قوت گرفته و سركوبی در يادگيری و در نهايت به قطع ارتباط فرد با خواندن مداوم قرآن كريم میانجامد. در سالهای اخير پيرو دستور مقام معظم رهبری به اين مسأله توجه خوبی شد و نتيجه آن ارائه «قرآن كم علامت» به جامعه بود. قرآن كم علامت, شيوهای از نگارش قرآن كريم است كه در مركز طبع و نشر قرآن كريم جمهوری اسلامی ايران صورت گرفته و در كتابهای درسی وزارت آموزش و پرورش مورد استفاده قرار میگيرد. در اين شيوه، علايم زايد و سليقهای حذف شده و كتابت قرآن به شيوه «نگارش فارسی» نزديك شده است. مهم ترين ويژگیهای اين رسم الخط, كم علامت بودن آن است و همين كار باعث شده است تا در روش آموزش قرآن تحول قابل توجهی اتفاق بيافتد. از آن جمله : 1-كاهش اغلاط اعرابی و در نتيجه احساس موفقيت فرد هنگام خواندن قرآن 2- افزايش انگيزه, علاقمندی و انس مستمر فرد با تلاوت قرآن كريم 3- تنها در اين شيوه از كتابت است كه معلم می تواند به قرآنآموز بگويد: «ببين و بخوان» مهمترين ويژگیهای اين رسمالخط, كم علامت بودن آن است و همين كار باعث شده است تا در روش آموزش تحولات قابل توجهی اتفاق بيافتد. از آن جمله 1-كاهش اغلاط اعرابی و در نتيجه احساس موفقيت فرد هنگام خواندن قرآن 2-افزايش انگيزه, علاقمندی و انس مستمر فرد با تلاوت قرآن كريم تنها در اين شيوه از كتابت است كه معلم میتواند به قرآنآموز بگويد: «ببين و بخوان» ؛ زيرا در ساير رسم الخطها دانشآموزان اغلب كلمات و حتی عبارات را غلط میخوانند؛ مگر آن كه معلم به يكی از دو اشكال ياد شده عمل كند تا دانشآموزان درست بخواند؛ يعنی اولاً) خودش بخواند و از شاگردان بخواهد تكرار كنند؛ ثانياً) چون نمیتواند همه قرآن كريم را با شاگردان كلاس همخوانی كند, مجبور بشود هر يك از قواعد و نمادهای قرآنی را در ابتدای هر كلاس درس بدهد. (قاعده محوری) به مثالهای زير و توجه كنيد و كلمات را همانگونه كه نوشته شده بخوانيد: 1-خَـالِـدُونَ (رسم الخط عثمان طه) - خـالِـدونَ (رسم الخط كم علامت) 2-یُـوسُـف (رسم الخط عثمان طه) - یـوسُـف (رسم الخط كم علامت) 3-نُـوحِیـهَـا (رسم الخط عثمان طه) ـ نـوحیـهـا (رسم الخط كم علامت) 4-إِلَّـا (رسم الخط عثمان طه) – اِلّـا (رسم الخط كم علامت) 5- مَّا أَصَابَكَ (رسم الخط عثمان طه) - ما اَصابَكَ (رسم الخط كم علامت) برخی از آسيبهای مهم شيوههای موجود آموزش روخوانی قرآن كريم عبارتند از: 1- در اين روش, مهارت درست ديدن جای خود را به روش شنيداری میدهد و در نتيجه فرد همواره در خواندن قرآن توسط چشم با مشكل اساسی روبه رو است. 2- آموزش يك سويه و معلم محور است و قرآن آموزان اغلب در اين شرايط منفعل عمل میكنند. 3- بيشتر وقت كلاس به جای مهارتآموزی صرف قاعده آموزی میشود. 4- اين روش فقط به يادگيری متن مورد نظر آن هم به صورت كلیخوانی منجر شده و در نتيجه به تعميم در خواندن ساير سورهها و آيات نمیانجامد. 5- تجربه نشان داده است كه آموزش قواعد به اين شيوه به علت انتزاعی بودن مطالب, چندان تاثير مثبتی در يادگيری كامل قواعد ندارد و تنها به حفظ كردن تعاريف و قواعد منجر میشود؛ در نتيجه تنها مقدار كمی از قاعده آموخته میشود. در صورتی كه اصل آموزش و يادگيری به صورت عملی و در حين مهارتآموزی به فراگير انتقال داده میشود. ادامه دارد... + 90/05/17 رضا نباتی | نظر مقاله ي پژوهشي - آموزشي - قسمت اول خبرگزاري ايكنا 15 مرداد 1390 چرا اغلب مردم ايران، قرآن نمیخوانند؟ گروه فعاليتهای قرآنی: از شما خواننده اين مقاله میپرسم هر روز چه مقدار از آيات شريف قرآن كريم را میخوانيد؟ فكر میكنيد چند درصد از مردم جامعه مثل شما هستند؟ چرا؟ آيا دوست داريد بدانيد علّت يا علل بروز چنين مسألهای در كشور چيست؟ چه كسانی مقصر هستند مردم يا مسئولان؟ اگر مايل به دريافت پاسخ هستيد با اين مقاله همراه شويد. رضا نباتی، كارشناس ارشد تعليم و تربيت اسلامی به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، مقاله حاضر نوشته رضا نباتی، كارشناس ارشد تعليم و تربيت اسلامی و كارشناس قرآن دفتر برنامهريزی و تأليف كتب درسی وزارت آموزش و پرورش است كه در چند قسمت از نظر خوانندگان گرامی میگذرد. مقام معظم رهبری به عنوان بزرگ پرچمدار قرآن كريم در عصر حاضر در سخنانی حكيمانه وضعيت قرآنآموزی كشور را اينگونه ترسيم میفرمايند: «واقعيت تلخ اين جاست كه خواندن قرآن در جامعه ما هنوز يك امر عمومی نشده است؛ عموم مردم به قرآن احترام میكنند و به آن عشق میورزند اما عده كمی همواره آن را میخوانند و عده كمتری در آن تدبر میكنند.» ايشان در ديدار اعضای شورای انقلاب فرهنگی در هفدهم آذرماه 1386 میفرمايند: «اگر تحصيل كردهها و فرهيختگان كشور روزی يك صفحه قرآن با توجه به معنا بخوانند و در آن تدبر كنند غوغايی در كشور برپا میشود؛ اين كار به فرهنگسازی و تدبير نياز دارد.» اينكه شورای عالی انقلاب فرهنگی در تبـيين و تحقق اين مطالبه مقام معـظم رهـبری در بين تحصيل كردهها و فرهيختگان كشور چه تدابيری را اتخاذ كرده است؛ در نوشتههای آينده به صورت مبسوط مورد نقد و نظر قرار خواهد گرفت؛ اما اين كه با وجود اختصاص اعتبارات چندين ميلياردی كه ساليانه برای برگزاری كلاسهای آموزشی و انجام فعاليتهای قرآنی كشور از سوی ارگان ها و نهادهای دولتی و مؤسسات مردمی هزينه میشود علت يا عللی كه باعث شده تا اين سوال مطرح شود كه «چرا اغلب مردم ايران قرآن نمیخوانند» چيست؟ اين نوشتار بی آنكه قصد تخريب و يا تضعيف فعاليتهای گذشته را داشته باشد، سعی دارد با نگاهی علمی- آموزشی افق جديدی را در برابر متوليان و سياست گزاران امور قرآنی كشور مشخص كند؛ تا از اين رهگذر زمينههای تحقق دو هدف بزرگ زير امكانپذير شود: 1-فراهم آوردن زمينههای لازم برای انجام جهاد اقتصادی در برنامهريزیها و فعاليتهای قرآنی كشور 2-فراهم آوردن زمينههای لازم برای ارائه الگوی اسلامی- ايرانی پيشرفت در فعاليتهای قرآنی كشور چه كسی مقصر است مردم يا متوليان قرآنی كشور؟ قبل از هرگونه داوری درباره سؤال فوق بهتر است اول به اين سؤال مهم و تعيينكننده پاسخ دهيد: «اگر معلّمی از دانشآموزان كلاسش امتحانی بگيرد و پس از تصحيح ورقهها متوجه شود كه اكثر آنان يك سؤال را غلط جواب دادهاند؛ به نظر شما چه كسی مقصر است معلم يا شاگردان؟ احتمالاً پاسخ بنده و شما يك چيز است و اين همان نقطه طلايی ارتباط است كه میتواند به روشن شدن بحث كمك زيادی بكند. آيا به نظر شما وقتی عموم مردم به تعبيير مقام معظم رهبری علاقمند و عاشق قرآن كريم هستند و نه تنها به آن احترام میكنند بلكه همواره ثابت كردهاند كه حاضرند بدون هيچ درنگی جان و مال خود را فدای قرآن كريم كنند اما آن را نمیخوانند و با خواندن آن انس دائمی و روزانه ندارند آيا میتوان آنان را محكوم به بیتوجهی كرد؟ يا اينكه بايد گفت وقتی در يك كلاس درس و يا يك جامعه «اكثر» افراد با مشكلی مشترك رو به رو هستند قطعاً معلمان و متوليان آن مقصر هستد؟! به نظر میرسد وقت آن رسيده است كه صاحبان قدرت و متوليان امر و سياستگزاران امور فرهنگی و قرآنی كشور در راستای تحقق منويات رهبر معظم انقلاب در برخی از اهداف و برنامهريزیهای كلان گذشته بازنگری جدی داشته باشند و نيز از انجام تغييرات نسبی در اين امور نترسند. چرا كه در غير اين صورت بايد شاهد بروز بحرانهای فرهنگی و اجتماعی در آينده بسيار نزديك در اين زمينهها باشند. عوامل مهجوريت قرآن كريم در ايران را میتوان در حوزههای هدفگذاری و برنامه ريزی، اجرا، نظارت و ارزيابی، همچنين حمايت و پشتيبانی مورد نقد و بررسی قرار داد؛ كه البته در اين مجال به دنبال تبيين هر يك از اين حوزهها نيستيم؛ بلكه تنها در پی يافتن پاسخ اين سؤال هستيم كه «چرا اغلب مردم ايران قرآن نمیخوانند؟» اميد آنكه دستاندركاران و مديران قرآنی چه در حوزههای ستادی و برنامهريزی و چه در حوزههای اجرايی خود را مخاطب اين مطالب بدانند، همچنين نويسنده را در اصلاح و يا تكميل مطالب ياری رسانند. به طور كلی پاسخ اين سؤال را میتوان در عوامل هفتگانه زير جستوجو كرد: 1- طريقيت داشتن قرآنآموزی به جای موضوعيت داشتن آن 2- بیتوجهی برنامهريزان به «انس روزانه با قرآن» به عنوان مهمترين هدف آموزش عمومی قرآن 3- تفكيك خواندن و فهـميدن قرآن از يكديگر در برنامهريزیها و فعاليتها 4- به نام روخوانی به كام روانخوانی يا به كام آموزش قواعد روخوانی 5- صرف منابع انسانی و مادی كشور در «فعاليتهای هنری» به نام «آموزش عـمومی قرآن» 6 - سركوبی يادگيری قرآن به علت توسعه مصاحف با «رسـمالـخطهای غیـر اسـتاندارد» 7- عدم دقت به تفكيك روش خواندن فارسی با روش خواندن قرآن در آموزش عمومی قرآن اكنون در حد توان و حوصله به شرح مختصر هر يك از عوامل فوق میپردازيم. 1- طريقيت داشتن قرآنآموزی به جای موضوعيت داشتن آن آموزشها و فعاليتهای قرآنی به دلايل مختلف در كشور ما «طريقيت» دارد تا آن كه «موضوعيت» داشته باشد؛ به اين معنی كه اغلب چنين تصور میشود كه هدف اصلی از آموزشهای قرآنی يادگيری قواعد روخوانی و روانخوانی قرآن است و هنگامی كه فراگيران واجد چنين دانشی شوند كار تمام است و آموزش و يادگيری اتـفاق افتاده است؛ اين همان طريقيت قائل شدن برای آموزش قرآن كريم است. در صورتی كه آموزش روخوانی، روان خوانی، تجويد و يا قرائت و حفظ و ... اگر منجر به آن نشود كه فرد با قرآن انس دائمی و روزانه داشته باشد، طبيعی خواهد بود با وجود همه تلاشهای متعهدانه و متخصصانه، قرآنآموز رفته رفته مطالب آموخته شده را فراموش كند و به تدريج انگيزهاش نيز كاهش يابد. به اين مثال توجه كنيد اگر به كودك يا نوجوانی قرائت، فصاحت، آداب و شرايط، احكام و مفهوم «نماز» را آموزش دهيم، اما از همان آغاز به او نياموزيم كه بايد از اين پس نماز بخواند، آيا به تكليف و وظيفه خود عمل كردهايم؟ آيا درباره قرآن نبايد به اين موضوع توجه جدی بشود؟! اين يكی از اصلیترين حلقههای مفقوده برنامهريزیها، آموزشها و فعاليت های قرآنی كشور است. - بیتوجهی برنامهريزان به «انس روزانه با قرآن» به عنوان مهمترين هدف آموزش عمومی قرآن شايد بند دوم را تكرار بند يك بدانيد، اما بهتر است بند دوم را مكمل و نتيجه راهبردی بند يك بدانيم. طبق آيات شريفه قرآن كريم از آيه ی 20 مزّمّل و آيه دو سوره جمعه، همچنين روايات فراوان نبیّ مكرّم اسلام(ص) معصومين(ع)، همچنين امام زمان(عج) از خواندن روزانه و انس دائمی با قرآن بی نياز نبوده و نيستند؛ از اين رو آيا میتوان از آحاد مردم سؤال كرد كه «شما از چه رو از خواندن قرآن كريم احساس بینيازی میكنيد؟» و آيا میتوان از مسئولان و متوليان قرآنی كشور سؤال كرد در اهداف كلان و برنامهريزیهای راهبردی اين هدف چگونه مدنظر قرار گرفته شده است؟ چند سؤال ساده: سؤال اوّل: طبق مصوبه شورای عالی آموزش وپروش، هدف «آموزش روخوانی قرآن» هدف پايههای اول، دوم و سوم ابتدايی است؛ اما در پايههای بالاتر يعنی چهارم و پنجم ابتدايی، دورههای راهنمايی و متوسطه و نيز در دورههای مختلف آموزش عالی يعنی فوق ديپلم, ليسانس و فوق ليسانس نيز آموزش داده میشود؟!!! سؤال دوم: آيا برای تحقق هدف آموزش روخوانی و روان خوانی قرآن كريم در مدارس بهـتر نيست به جای تشكيل 20 هزار مدرسه قرآنی در مناطق آموزش و پرورش، ظرف دو سال زنگ رسمی آموزش قرآن مدارس كه دارای همه ی ويژگیهای سختافزارهای لازم از جمله راهنمای برنامه مصوب، اجرای آزمايشی چند مرحلهای, كتاب درسی آموزش قرآن به تفكيك پايههای تحصيلی، معلم پايه و دبير متخصص، كلاس درس رسمی، ساعت رسمی آموزش, ابزار و محيط يادگيری است و در ضمن همه دانشآموزان را تحت پوشش قرار می دهد, را در میيافتيم؟!!!! سؤال سوم: آيا بهـتر نبود به جای بردن هدف آموزش روخوانی از پايه سوم ابتدايی به پايههای بالاتر آموزش و پرورش و آموزش عالی و تشكيل مدارس قرآنی و دارالقرآنها و تخصيص اعتبارات كلان در همان پايههای اول تا سوم ابتدايی، مشكل را مورد بررسی قرار میداديم و در جهت رفع اشكال آن بر میآمديم؟!!!! همين مسائل باعث شده تا متوليان امر به جای توجه به مهندسی فرهنگی درباره هدف انس روزانه و مادامالعمر افراد با قرآن كريم به برگزاری مكرر آموزشهای عمومی قرآن همچون روخوانی و روانخوانی بپردازند؛ در حالی كه اگر مهمترين دغدغه ايشان «ايجاد انس روزانه با قرآن كريم» باشد آنگاه میتوان برای اين هدف، راهكارهای مختلفی را پيشنهاد كرد. پيشنهادهای زير تنها بخشی از اين راهكارها است: 1-با تلاوت روزانه قرآن كريم, برای ديگران و به ويژه خانواده خود، الگوی خوبی باشيم. 2-اگر معلم قرآن هستيم بيشترين وقت كلاس مان را به تمرين مهارت خواندن قرآن كريم آن هم توسط همه قرآنآموزان اختصاص دهيم. زيرا بررسیها نشان می دهد خواندن قرآن به عنوان مهمترين عامل ايجاد و تقويت مهارت روخوانی و روانخوانی كمترين فعاليت كلاسی را به خود اختصاص داده است. 3-ميثاقنامه تلاوت روزانه قرآن كريم را كه قبلاً تهيه كردهايم, همراه با شاگردان امضا كنيم و در جلسات بعدی از چگونگی و كيفيت اجرای آن پرسش كنيم. مسلماً اگر دانشآموزان اصرار ما را در اين امر ببينند خود را با نظر معلم تطبيق خواهند داد. 4-از آيات, احاديث, اشعار و جملات ادبی مناسب برای ايجاد انگيزه جهت انس روزانه با قرآن استفاده كنيم. 5-در برخی از آيات و عباراتی كه خوانده میشود تدبر نماييم. 6-خود و ديگران را به حفظ آيات مشهور قرآن مانند ربناهای قرآن تشويق كنيم. 7-فيلم, نوار يا سیدی تلاوتهای منتخب را در اختيار فراگيران قرار دهيم. 8-دانشآموزان را تشويق كنيم تا با زمانسنج, سرعت تلاوت خود را در كلاس و منزل افزايش دهند. 9-بين آنان رقابت ايجاد كنيم تا يك آيه را با يك نفس بخوانند, با اوج بخوانند و يا زيباتر از ديگری قرائت كنند. 10-برای داوری در رقابتهای كلاسی از قرآنآموزان استفاده كنيم. 11-دفترچهای برای خواندن روزانه قرآن كريم تهيه كنيم تا دانشآموزان تلاوت روزانه خود را در جداول ثبت كنند. 12-دانش آموزان را تشويق كنيم تا در نمازخانه مدرسه در بين نماز ظهر و عصر يك صفحه از قرآن بخوانند. 13-از هر موقعيت مناسب ضمن اشاره به معارف و آموزه های اخلاقی, به آيات قرآن استناد كنيم. 14-احساس بچهها درباره تلاوت روزانه قرآن را موضوع انشاء كلاسی و يا مسابقه مدرسه ای قرار دهيم. 15-در جلسات آموزش خانواده به موضوع اهميت انس روزانه دانش آموزان با قرآن تأكيد كنيم. 16-با پرسش از معنای كلماتی كه در فارسی و قرآن مشترك هستند, بچهها را به فهم لغات و ترجمه ی آن و نيز يافتن همخانواده ی لغات «عادت» دهيم. 17-داستانهای كتاب را همراه با پخش قرائت آيات مربوطه برای بچه ها تعريف كنيم. 18-حالات پيامبراكرم (ص) و بزرگان دينی درباره ی انس روزانه با قرآن را برای دانش آموزان بيان كنيم. 19-داستانهايی درباره اهميت و فوايد انس دائمی با قرآن كريم برای دانش آموزان بيان كنيم. 20-حكايات شيرين, لطيفهها و سرگرمیهای مناسب درباره ی قرآن كريم ارائه دهيم. 21-در قالب ويژه نامه به ارائه رهنمودهای لازم برای دانش آموزان و اوليای آنان بپردازيم و دانش آموزانی را كه انس روزانه با قرآن دارند به ديگران معرفی كنيم. 22-از قاريان مشهور شهر, منطقه برای تلاوت در مراسم آغازين صبحگاه و ظهرگاه دعوت كنيم. 23-از دانشآموزان فعال قرآنی مدرسه و منتخبان مسابقات قرآنی تجليل كنيم. 24-آداب ظاهری و باطنی تلاوت قرآن را به تدريج به دانش آموزان آموزش دهيم. 25-برخی از آثار و اسرار تلاوت قرآن را به زبان كوتاه برای دانش آموزان بيان كنيم. 26-فضائل تلاوت برخی از سورهها و آيات را به زبان ساده برای آنان شرح دهيم. 27-عواقب و نتايج سبكشمردن قرآن را گوشزد كنيم. 28-وظايف هر يك از مسلمانان درباره انتظارات قرآن درباره خودش را برای دانش آموزان به زبان ساده بيان كنيم. 29-با توجه به تفاوتهای فردی و استعداد, علاقه و انگيزه هريك از دانش آموزان تكاليف خاص تحت عنوان فعاليتهای فردی يا گروهی به آنان بدهيم. مانند حفظ, قرائت, داستان گويی, انشاء, شعر, روزنامه ديواری و ... 30-به فضاسازی قرآنی در مدرسه و كلاس ها اهميت بيشتری بدهيم, مانند ديوار نويسی, پارچه نويسی و... 31-مدرسههای قرآن و دارالقرآنهای شهر را به دانش آموزان معرفی كنيم. 32-دانشآموزان علاقمند و با استعداد را شناسايی و آنان را به ثبت نام و شركت در كلاسهای تخصصی مدرسه قرآن و دارالقرآنهای منطقه تشويق كنيد. همچنين اين موضوع را با خانواده ی آنان در ميان بگذاريم. 33-قرآن كم علامت را برای شاگردان پايههای سوم به بالا تهيه و آنان را به خواندن روزانه آن تشويق كنيم. 34-به جايگاه قرآن كريم در ساير دروس مانند علوم تجربی، رياضی، جغرافی، تاريخ و ... و حوزههای علمی و تربيتی (تربيت قرآنی) توجه كنيم. 35-با توجه به علاقه و توانای خود در موقعیّت های مناسب بين موضوعات مختلف درسی و آيات قرآن كريم ارتباط برقرار كنيم. اين كار ضمن ايجاد علاقه بيشتر دانش آموزان به قرآن كريم در ايجاد رويكرد خلقت گرايانه در ساير دروس تاثير بسزايی در تربيت قرآنی دانش آموزان دارد. ادامه دارد... + 90/05/16 رضا نباتی | نظر نقد مسابقات قرآن دانش آموزی - مقاله ی پژوهشی فقدان نظارت و ارزيابی صحيح پيشرفت مسابقات قرآن را كُند كرده است گروه فعاليتهای قرآنی: در مقاله «كيفيتبخشی مسابقات قرآن كريم و معارف اسلامی در دورههای ابتدايی و راهنمايی» تأكيد شده است: به منظور ارتقای كمی و كيفی مسابقات قرآن، انجام مرتب نظارت بر اجرای مسابقات و ارزيابی از وضعيت آن بسيار لازم است و فقدان اين مسئله، روند پيشرفت مسابقات را بسيار كند ساخته است. به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، مقاله «رضا نباتی» كارشناس قرآن دفتر برنامهريزی و تأليف كتابهای درسی آموزش و پرورش، با عنوان «كيفيتبخشی مسابقات قرآن كريم و معارف اسلامی در دورههای ابتدايی و راهنمايی» كه به نخستين دوره فراخوان «تجربيات قرآنی» ارسال شده است، جزء مقالات برتر شناخته شد. گفتنی است، مراسم اختتاميه فراخوان تجربيات قرآنی 17 و 18 خردادماه، به همت معاونت پرورشی و تربيت بدنی ادارهكل آموزش و پرورش خراسان رضوی (گروه گسترش فرهنگ نماز، قرآن و عترت) در محل بنياد پژوهشهای آستان قدس برگزار میشود. متن كامل، مقاله كيفيتبخشی مسابقات قرآن كريم و معارف اسلامی در دورههای ابتدايی و راهنمايی در پی میآيد؛ بسم الله الرحمن الرحيم عنوان پروژه: كيفيتبخشی مسابقات قرآن كريم و معارف اسلامی در دورههای ابتدايی و راهنمايی سطح عمليات: مسابقات قرآن مراحل آموزشگاه، منطقه و استان در دورههای ابتدايی و راهنمايی اشاره : مقام معظم رهبری در روز معلم سال 1385 در بياناتی كاملاً صريح و شفاف درباره ی ضرورت توجه متوليان وزارت آموزش وپرورش به جايگاه قرآن كريم در اين نهاد فرمودند: «مسئلهی ديگری كه میخواهم به عنوان يك نكته عرض كنم، مسئلهی قرآن در آموزش و پرورش است. قرآن در آموزش و پرورش حقيقتاً مهجور واقع شده است... علت اين است كه در دورانی طولانی، قرآن در آموزش وپرورش ما، به خصوص در آن سنين يادگيری مهجور بوده يا اصلاً وجود نداشته است. آن قديم - زمان كودكی ما- يك چيزهای مختصری بود و بعد به تدريج همينطور كمرنگ شد و بالأخره حذف شد. بعد از پيروزی انقلاب اسلامی، توقع اين بود كه يك كارِ كارستانی انجام بگيرد. كارهايی هم شده است، ليكن جای حضور قرآن در دورههای گوناگون - چه دبستان، چه دبيرستان و چه راهنمايی - واقعاً خالی است. بايد فكر بشود. نه به شكل تحميلی، نه به شكل بيزاركننده و دوركننده؛ بلكه به شكل صحيح. امروز خوشبختانه حركت قرآنی در كشور خيلی خوب است؛ ليكن در آموزش و پرورش بايد نهادينه شود.» شايسته آن بود پس از فرمايش مقام معظم رهبری درباره ی مهجوريت قرآن در آموزش و پرورش, برنامه های كمی و كيفی مانند تشكيل معاونت قرآنی, شوراهای برنامهريزی در حوزه ی ستادی و كميته های اجرايی كشوری, استانی و منطقهای و مدرسه ای انجام می شد و ضمن برگزاری همايش ها و سلسله نشست هايی به منظور شناسايی ابعاد مهجوريت قرآن كريم در بخش های مختلف آموزش و پرورش, به تبيين كارشناسانه و ارائه راه كارهای مناسب پرداخته می شد؛ در هر صورت اگر امروز پس از گذشت حدود چهارسال از فرمايش معظم له، وضعيت فعلی جايگاه قرآن كريم و ابعاد مهجوريت آن در بزرگ ترين نهاد وزارتی كشور, بررسی شود؛ يكی از مسائلی كه رهبرمعظم انقلاب از آحاد مردم ومسئولان خواستهاند اين است كه فرمودند: «مسئولان را به برنامهريزی و عمل در عرصه ی خدمت به مردم؛ و مردم را به مطالبه نهضت خدمت رسانی از مسئولان توصيه می كنم.» اين فرمايش به روشنی گواه آن است كه اين حق مردم است كه از مسئولان حقيقت را مطالبه كنند و آنان نيز بايد ضمن بالا بردن درجه ی تحمل نقد, از پاسخ عجولانه بپرهيزند و ضمن پذيرش نقدهای منصفانه, آن را موهبتی از سوی مردم بدانند. در اين صورت است كه می توان با همت و كار مضاعف, پاسخی مناسب و شايسته برای مطالبه ی به حق معظم له ارائه كرد. در اين نوشته سعی شده است ضمن موضوعبندی و اولويت بندی موارد, از ارائه ی مطالب به صورت های زير پرهيز شود: 1- پرهيز از بزرگنمايی مشكلات موجود در عرصه ی مسابقات قرآن و ناديده گرفتن توفيقات صورت گرفته 2- پرهيز از طرح مشكلات و موانع, بدون ارائه راه كار در زمينه ارتقای فعاليت ها 3- پرهيز از نگاه يك سويه به موضوع مسابقات قرآن دانش آموزی 4- پرهيز از ارائه مباحث بديهی و غير ضروری به اين اميد كه اين نوشته بتواند گامی هر چند كوچك اما موثر در جهت گسترش فعاليت های قرآنی، كيفيت بخشی و تعميق آشنايی دانش آموزان ميهن اسلامی با كتاب آسمانی برداشته و در يافتن روش های ابتكاری و نوين در رسيدن به حيات قرآنی و ارتقاء توان قرآنی اقشار مختلف جامعه به ويژه دانش آموزان مفيد واقع شود. انشاءالله لطفا براي خواندن ادامه ي مطلب به آدرس زير مراجعه فرماييد : http://iqna.ir/fa/news_detail.php?ProdID=803773 Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:12.0pt; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}
روزنامه ي كيهان - دوشنبه 9 آبان 1390- شماره 20062 نگاهي به مشكلات آموزش قرآن دركشور آسيب شناسي روشهاي فعلي آموزش قرآن (بخش پاياني) در قسمت هاي اول و دوم مقاله «مشكلات آموزش قرآن در كشور» مباحث: چه كساني مقصرند، مردم يا متوليان قرآني كشور؟، بي توجهي به برنامه ريزان به انس روزانه مردم با قرآن، پيشنهادهاي كارساز، انتظار قرآن از ما، و فهم قرآن براي فارسي زبانان مورد بررسي قرار گرفت. اينك سومين و آخرين بخش مطلب را از نظر مي گذرانيم. با توجه به نظرات هوارد گاردنر، هوش هاي چندگانه، هفت راه مختلف براي نشان دادن قابليت فكري افراد است: 1- هوش زباني: توانايي استفاده از زبان به طور مؤثر (مبلغان، سخنرانان، شاعران، مجريان و روزنامه نگاران). 2- هوش موسيقايي: توانايي خلق، درك و ارج گذاري موسيقي (قاريان قرآن، مداحان، خوانندگان و آهنگ سازان). 3- هوش منطقي- رياضي: توانايي استدلال منطقي (فقيهان، مفسران، دانشمندان و رياضيدان). 4- هوش فضايي: توانايي تشخيص جزئيات امور و تجسّم و تغيير اشياي ديداري به طور ذهني (ملوانان، خلبانان). 5- هوش بدني- جنبشي: توانايي استفاده ماهرانه از حركات بدني و تجسم و كاركردن با اشياء (ورزشكاران، بازيگران). 6- هوش طبيعت گرايانه: تشخيص جنبه هاي مختلف طبيعت (زيست شناسان). 7- هوش ميان فردي: توانايي تشخيص جنبه هاي ظريف رفتار هاي ديگران (پزشكان؛ فروشندگان). 8- هوش درون فردي: توانايي آگاه شدن از احساسات، انگيزه ها و اميال خود با عنايت به فرمايش امام خميني (ره)، همچنين نظريه هوش هاي چندگانه مي توان پرسيد آيا درست است كه در آموزش عمومي قرآن كريم همه مردم بايد بتوانند قرآن كريم را قرائت كنند و يا از حفظ بخوانند؛ و اگر جامعه ايراني را از نظر يادگيري به اين هشت گونه تقسيم كنيم آيا مي توانيم انتظار داشته باشيم غير از كساني كه هوش موسيقايي و يا حافظه اي دارند؛ مي توانند قاري و حافظ شوند؟ و اگر پاسخ منفي است و فقط يك هشتم مي توانند قاري شوند و يك هشتم هم مي توانند حافظ شوند پس چرا تمامي برنامه ريزي ها آموزش ها، فعاليت ها، همچنين اعتبارات قرآني كشور در طي اين سي سال صرف قرائت و حفظ قرآن شده و عملاً شش هشتم باقيمانده به حاشيه رانده شده اند. اين مصداق همان ضرب المثل است كه هرچه پول داده ايم آش خورده ايم و لذا نتايج فعلي اگر چه رضايت بخش نيست اما برآيند و برون داد همان سرمايه گذاري است و بيش از اين نمي توان و نبايد انتظار داشت. مگر از اين پس شاهد تحول بنيادين در مباني و متدلوژي آموزش و فعاليت هاي قرآني كشور باشيم. 9 - سركوبي يادگيري قرآن به علت توسعه مصاحف با «رسـم الـخط هاي غيـر اسـتاندارد» عموم افراد جامعه كم و بيش تجربه هاي مكرري در زمينه شكست يادگيري را به ياد دارند كه علت آن به سركوبي هاي تدريجي آنان در توانايي خواندن قرآن كريم كه به استفاده از رسم الخط هاي غير آموزشي و پر علامت مربوط است بر مي گردد. پيشتر گفتيم دو اشكال اساسي در روش هاي تدريس روخواني قرآن كريم ديده مي شود: اشكال اول: آموزش بر خواندن معلم استوار است و قرآن آموزان آيات درس را با معلم يا نوار قرائت همخواني مي كنند. اشكال دوم: كلاس درس آموزش روخواني قرآن به جاي مهارت آموزي مبتني بر قاعده محوري است. شايد هنوز هم برخي از معلمان محترم قرآن يا خوانندگان محترم مقاله بر اين باور پافشاري كنند كه اين روش ها هم صحيح و موفق است. در پاسخ به اين دوستان بايد گفت بسياري از افراد قادر به روخواني همه آيات و صفحات قرآن كريم نيستند و تنها مي توانند برخي از سوره ها و آيات منتخب مانند آيه الكرسي و... را بخوانند. اين مساله مربوط به افراد بزرگسال نيست بلكه در اغلب كلاس ها و جلسات قرآني اين مساله مشاهده مي شود. اين مساله مانند آن است كه يك دانش آموز بگويد من فقط مي توانم كتاب فارسي خود را بخوانم و قادر به خواندن ساير كتاب ها نيستم. يقيناً اين نوع آموزش از معلم اين دانش آموز پذيرفته نيست زيرا كه آموزش او به تعميم يادگيري نينجاميده است. اشكال كار اين معلم فارسي و آن معلم قرآن در اين است كه آموزش به جاي آنكه بر تقويت حس بينايي تاكيد كند بر حس شنوايي تاكيد دارد و از آنجا كه هر فردي براي خواندن، لاجرم نيازمند استفاده از چشم است و براي اين كار بايد حس بينايي به اندازه كافي مهارت لازم را به دست آورده باشد. به نظر دانشمندان، تنبل ترين عضو بدن، چشم است زيرا تنها ده درصد آنچه را مي بيند به مغز مخابره مي كند و از سوي ديگر 73 درصد يادگيري از طريق ديدن اتفاق مي افتد. بنابر اين اگر معلم تكيه آموزش خود را بر شنيدن استوار كند اين ده درصد ديدن نيز كاهش مي يابد و قرآن آموز از طريق شنيدن با كلمات عبارات و آيات آشنا شده و براساس آن چه شنيده تنها همان مطالب را «كلي خواني» مي كند. اما اين دو اشكال از كجا نشأت مي گيرد؟اين دو اشكال اساسي كه در اغلب روش ها و كتاب هاي آموزش روخواني قرآن وجود دارد از تعدد رسم الخط هاي رايج در كشور ناشي شده است. رسم الخط هاي رايج از نظر اعراب گذاري (ضبط المصحف) داراي اعراب زائد فراواني هستند. يعني علائمي كه صرفا براي خوشنويسي و زيبايي خط مصحف شريف نوشته مي شوند و بيشتر جنبه سليقه اي دارند. بودن اين علائم نه تنها ضرورتي ندارد بلكه باعث به وجود آمدن مشكلات فراواني در قرائت مي شوند. به عنوان مثال قرآن آموز اين علائم را در كلمه «نوح يها» مي خواند اما فرد به دليل عدم اطلاع كافي از علت وجود اين علائم، پيوسته دچار اغلاط متعدد مي شود. و از آنجا كه مخاطب هرگز اجازه طرح اين فكر را كه امكان اشكال در نوشتار قرآن هست به ذهن خود راه نمي دهد (به دليل قداستي كه براي قرآن كريم قائل است) بنابر اين خود را مقصر و ناتوان مي داند؛ اين طرز فكر رفته رفته در اثر تكرارهاي بعدي قوت گرفته و منجر به قطع ارتباط فرد با خواندن مداوم قرآن كريم مي شود. انواع رسم الخط مصاحف رايج در ايران در بلاد اسلامي، همچنين كشور ايران كه مهد هنرهاي فاخر و زيبايي هم چون خوشنويسي است. بسياري از خوشنويسان از روي ارادت به قرآن كريم و يا به سفارش بزرگان و سلاطين زمان خود اقدام به كتابت مصحف شريف كرده اند. خوب است با انواع كتابت برخي از اين رسم الخط ها آشنا شويم: الف) كتابت به خط عثمان طه (رسم الخط عربي): اين رسم الخط علاوه بر زيبايي، محسّنات و ويژگي هايي دارد كه توجه قاريان قرآن را به خود جلب كرده است. ب) كتابت به رسم الخط فارسي: در اين نوع كتابت، الف هاي كوتاه به صورت ممدود نوشته مي شود مثلا «ك ـتـب» به صورت «ك ـتاب» و «انـزلـنـه»، «انـزلـناه» تحرير مي شود. ج) رسم الخط پاكستاني: اين نوع كتابت از نظر محتوايي، با رسم الخط عربي فرقي نمي كند و تفاوت آن، شكلي است. در كتابت هاي فوق به دليل غلبه داشتن فنون خوشنويسي بسياري از تركيب ها جابجايي علائم و علائم زائد وجود دارد و در شيوه هاي نوشتن اين قرآن ها حركات و علائم در محل اصلي خود قرار نگرفته اند و از نظر آموزشي به كلمه آرايي، سطر آرايي و صفحه آرايي توجه نشده است. مناسب است در اين جا به شيوه ديگري كه در سال هاي اخير در كتابت قرآن كريم در ايران اسلامي مورد استفاده قرار گرفته اشاره بشود. د) قرآن كم علامت: شيوه اي كه در مركز طبع و نشر قرآن كريم جمهوري اسلامي ايران صورت گرفته و در كتاب هاي درسي وزارت آموزش و پرورش و برخي مراكز ديگر مورد استفاده قرار مي گيرد. در اين شيوه، علايم زايد و سليقه اي را حذف كرده و كتابت قرآن را به شيوه «نگارش فارسي» (كم كردن علايم) نزديك كرده اند. قرآن هاي رايج از نظر اعراب گذاري (ضبط المصحف) داراي اعراب زائد فراواني هستند. در هر صفحه حدود 200 حركت و علامت؛ يعني علائمي كه صرفاً براي خوشنويسي و زيبايي خط مصحف شريف نوشته مي شوند و بيشتر جنبه سليقه اي دارند. بودن اين علائم نه تنها ضرورتي ندارد بلكه باعث به وجود آمدن مشكلات فراواني در صحيح خواندن قرآن مي شوند. به عنوان مثال دانش آموز اين علائم را در كلمه «نـوح يـهـا» مي بيند اما به دليل عدم اطلاع از علت وجود اين علائم پيوسته دچار اغلاط متعدد مي شود و از آن جا كه مخاطب قداست خاصي براي قرآن قائل است هرگز اجازه طرح اين فكر را كه امكان اشكال در نوشته قرآن وجود دارد به ذهن خود راه نمي دهد. بنابراين خود را مقصر و ناتوان مي يابد؛ اين فكر رفته رفته قوت گرفته و سركوبي در يادگيري و در نهايت به قطع ارتباط فرد با خواندن مداوم قرآن كريم مي انجامد. در سال هاي اخير پيرو دستور مقام معظم رهبري به اين مسأله توجه خوبي شد و نتيجه آن ارائه «قرآن كم علامت» به جامعه بود. قرآن كم علامت شيوه اي از نگارش قرآن كريم است كه در مركز طبع و نشر قرآن كريم جمهوري اسلامي ايران صورت گرفته و در كتاب هاي درسي وزارت آموزش و پرورش مورد استفاده قرار مي گيرد. در اين شيوه، علايم زايد و سليقه اي حذف شده و كتابت قرآن به شيوه «نگارش فارسي» نزديك شده است. مهم ترين ويژگي هاي اين رسم الخط كم علامت بودن آن است و همين كار باعث شده است تا در روش آموزش قرآن تحول قابل توجهي اتفاق بيافتد. از آن جمله : 1-كاهش اغلاط اعرابي و در نتيجه احساس موفقيت فرد هنگام خواندن قرآن 2- افزايش انگيزه علاقه مندي و انس مستمر فرد با تلاوت قرآن كريم 3- تنها در اين شيوه از كتابت است كه معلم مي تواند به قرآن آموز بگويد: «ببين و بخوان» زيرا در ساير رسم الخط ها دانش آموزان اغلب كلمات و حتي عبارات را غلط مي خوانند؛ مگر آن كه معلم به يكي از دو اشكال ياد شده عمل كند تا دانش آموزان درست بخواند؛ يعني اولاً) خودش بخواند و از شاگردان بخواهد تكرار كنند؛ ثانياً) چون نمي تواند همه قرآن كريم را با شاگردان كلاس هم خواني كند مجبور بشود هر يك از قواعد و نمادهاي قرآني را در ابتداي هر كلاس درس بدهد. (قاعده محوري) به مثال هاي زير و توجه كنيد و كلمات را همان گونه كه نوشته شده بخوانيد: 1-خـال ـدون (رسم الخط عثمان طه) - خـال ـدون (رسم الخط كم علامت) 2-يـوسـف (رسم الخط عثمان طه) - يـوسـف (رسم الخط كم علامت) 3-نـوح يـهـا (رسم الخط عثمان طه) ـ نـوحيـهـا (رسم الخط كم علامت) 4- لّـا (رسم الخط عثمان طه) - ا لّـا (رسم الخط كم علامت) 5- مّا أصابك (رسم الخط عثمان طه) - ما اصابك (رسم الخط كم علامت) برخي از آسيب هاي مهم شيوه هاي موجود آموزش روخواني قرآن كريم عبارتند از: 1- در اين روش مهارت درست ديدن جاي خود را به روش شنيداري مي دهد و در نتيجه فرد همواره در خواندن قرآن توسط چشم با مشكل اساسي روبه رو است. 2- آموزش يك سويه و معلم محور است و قرآن آموزان اغلب در اين شرايط منفعل عمل مي كنند. 3- بيشتر وقت كلاس به جاي مهارت آموزي صرف قاعده آموزي مي شود. 4- اين روش فقط به يادگيري متن مورد نظر آن هم به صورت كلي خواني منجر شده و در نتيجه به تعميم در خواندن ساير سوره ها و آيات نمي انجامد. 5- تجربه نشان داده است كه آموزش قواعد به اين شيوه به علت انتزاعي بودن مطالب چندان تاثير مثبتي در يادگيري كامل قواعد ندارد و تنها به حفظ كردن تعاريف و قواعد منجر مي شود؛ در نتيجه تنها مقدار كمي از قاعده آموخته مي شود. در صورتي كه اصل آموزش و يادگيري به صورت عملي و در حين مهارت آموزي به فراگير انتقال داده مي شود. پاسخ به يك سؤال سؤالي كه در اينجا مطرح مي شود اين است كه «با وجود اين همه دلايل روشن علمي، چرا رسم الخط ها و متعاقب آن روش ها و كتاب هاي آموزشي به نحوه مطلوب اصلاح نمي شوند؟» در پاسخ اين سؤال بايد گفت دو ديدگاه هميشه در آموزش قرآن وجود داشته است: ديدگاه اول، معتقد است آموزش بايد همواره از ساده به مشكل (از معلوم به مجهول) صورت پذيرد. (توجه به مبدأ)؛ اين ديدگاه موافق تغيير و اصلاح رسم الخط قرآن، روش هاي تدريس و كتاب هاي آموزشي است. ديدگاه دوم، معتقد است كه آموزش ها بايد به توانايي خواندن قرآن هاي رايج بيانجامد؛ زيرا اين رسم الخط ها در همه مساجد، منازل و جلسات قرآن وجود ندارد. (توجه به مقصد) در پاسخ طرفداران ديدگاه دوم بايد گفت اين نگراني قابل توجه است و از مسائلي است كه نمي توان از كنار آن به راحتي عبور كرد. اما اين دغدغه كاملاً قابل حل است؛ فقط نيازمند يك برنامه ريزي آموزشي مناسب است. براي رفع اين نقيصه بايد به اين دو نكته توجه كرد: اولاً، اگر آموزش روخواني از مراحل اوليه درست انجام شود از نظر روان شناسي يادگيري، قرآن آموزان به تدريج از «جزئي خواني» به «كلي خواني» مي رسند و كلمه يا عبارت را به همان شكلي مي خوانند كه در مراحل قبلي اول آموخته اند هر چند داراي اشكال باشد. به عنوان مثال، خواننده محترم به محض ديدن كلمه «قـل» آن را «قـل» مي خواند، اما اين كلمه مي تواند «قـل» نيز باشد. ولي شما بلافاصله با ديدن كلمه «قل» بدون توجه به اعراب كلمه آن را «قل» مي خوانيد. اغلب افراد در هنگام خواندن كلمات قرآني هم چون خـال ـدون، يـوسـف، نـوح يـهـا، لّـا دچار همين مسئله مي شوند. ثانياً، در مراحل بعدي مي توان در مدت يك يا دو جلسه كوتاه اغلب قواعد هر يك از كتابت ها و رسم الخط هاي موجود را آموزش داد. مقايسه رسم الخط هاي رايج در كتاب درسي آموزش قرآن پايه سوم راهنمايي اتفاق افتاده است. 6- عدم دقت به تفكيك روش خواندن فارسي با روش خواندن قرآن در آموزش عمومي قرآن شايد شما همچنين فكر مي كنيد كه اشتراك خط فارسي و عربي يك ويژگي مثبت است؛ اما بهتر است بدانيد هر چند حروف فارسي و عربي از نظر شكل با هم مشترك هستند (به غير از چهار حرف گ چ پ ژ) و بسياري از واژگان نيز از نظر لفظ و معنا در دو زبان اشتراك دارند و مي توانند به عنوان يك فرصت محسوب شوند؛ در عين حال داراي آسيب هايي هم هستند. به اين مثال خوب توجه كنيد. اين جمله را بخوانيد «آن چه كه مي توانيد، قرآن بخوانيد.» شما در خواندن اين جمله به چه چيزي توجه داشتيد و چه چيزي را خوانديد؟ بله شما به «حروف» فارسي توجه كرديد و اين عادت هميشگي ماست كه همواره در خواندن به حروف توجه مي كنيم. اما سؤالي در اين جا مطرح مي شود اين است: «آيا در خواندن آيات شريفه قرآن كريم هم بايد به حروف توجه كرد؟» پاسخ اين سؤال «خير» است. زيرا اگر شما در خواندن آيات و عبارات قرآن به حروف توجه كنيد مطمئناً دچار اشكالات متعددي مي شويد و عموم اشكال رايج افراد در خواندن قرآن از بي توجهي به همين مساله ناشي مي شود. يعني آن كه بايد بياموزيم كه در خواندن قرآن برخلاف خواندن فارسي، توجه بصري (چشمي) ما حتماً به «علائم» باشد و نه حروف؛ زيرا عموم افراد در شناخت حروف فارسي و عربي مشكل خاصي ندارند اما در شناخت علائم قرآن (ا عراب) با مشكل جدي روبه رو هستند. يادمان باشد كه از آنجا كه همه ما با شكل و خواندن حروف آشنا هستيم بايد بيشتر توجه و حواس خود را به ديدن علائم حروف معطوف داريم؛ مانند راننده اي كه هنگام رانندگي هيچگاه به ترمز گاز كلاج و دست دنده و فرمان اتومبيل نگاه نمي كند بلكه همواره به علائم و تابلوهاي مسير توجه دارد. نتيجه اي كه مي توان از نكته فوق براي بهبود شيوه هاي آموزش گرفت اين است كه توجه به ديدن علائم حروف به جاي ديدن حروف كليد حل بسياري از مشكلات روخواني قرآن كريم است. نتايج و پيشنهادها: به عنوان نتيجه بحث و ارائه پاسخ به اين سؤال كه «چرا اغلب مردم ايران قرآن نمي خوانند؟» موارد زير مورد تأكيد است: 1- مسئولان و متوليان محترم قرآني كشور جرأت شهامت و «شوق تغيير» و تحول بنيادي در حوزه هاي مربوط به برنامه ريزي آموزش و مؤلفه هاي يادگيري قرآن را در خود ايجاد و تقويت كنند و از تعصب و مقاومت در برابر حقايق علمي پرهيز نمايند. توجه به «انتظارات قرآن كريم درباره خويش» مي تواند فصل الخطاب و محور اهداف برنامه ريزي و فعاليت هاي قرآني قرار گـيرد. 2- مطابق انتظار قرآن كريم از مسلمانان درباره خودش اولاً جايگاه قرآن كريم در جامعه ايراني بايد بيش از اين ها جدي گرفته شود؛ و ثانياً «قرآن آموزي بايد به عنوان مقدمه انس دائمي با قرآن كريم» مد نظر گرفته شود و نه هدف غايي و نهايي. 3- «انس روزانه با قرآن» بايد به عنوان مهمترين هدف آموزش عمومي قرآن كريم لحاظ شود؛ چرا كه بقاي ساير برنامه ها و فعاليت ها منوط به اين موضوع مهم و اساسي است؛ در غير اين صورت كليه فعاليت ها عقيم خواهد ماند و به دست فراموشي سپرده خواهد شد. در اين زمينه ارائه نقش الگويي خانواده ها و معلمان مي تواند به عنوان مهم ترين و در عين حال ساده ترين شيوه مورد توجه و استفاده برنامه ريزان و فعالان قرآني قرار گيرد 4- از اين پس در برنامه ريزي ها و فعاليت هاي قرآني كشور بايد «به تفكيك خواندن و فهـميدن قرآن از يك ديگر خاتمه داده شود.» زيرا فهم قرآن مقدمه لازم براي تحقق ساير اهداف هم چون تدبر و عمل به قرآن است. 5- در آموزش عمومي قرآن كريم بايد به جاي استفاده از روش شنيداري «توجه جدي به روش ديداري در آموزش خواندن قرآن كريم» معطوف شود. چرا كه مهارت درست خواندن از طريق خوب ديدن محقق مي شود نه خوب شنيدن. لازم به يادآوري است وقتي مي توان در آموزش خواندن قرآن اين دو روش را با هم همراه كرد كه اول روخواني از طريق ديدن اتفاق بيفتد و سپس از طريق شنيدن عبارات و آيات روخواني شده تثبيت و تعميق داده شود. به عبارت ديگر «روخواني قرآن همواره بر روان خواني آن تقدم دارد.» در غير اين صورت تقدم روش شنيداري بر روش ديداري مي تواند به عنوان «سم در يادگيري روخواني قرآن» عمل كند و مانع روخواني شود. 6- آموزش قواعد روخواني قرآن بايد جاي خود را به «آموزش مهارت روخواني قرآن كريم» بدهد و خواندن قرآن توسط قرآن آموزان بايد بيش ترين فعاليت كلاسي را به خود اختصاص دهد. قواعد بايد در ضمن مهارت آموزي و به صورت تلگرافي آموزش داده شود به گونه اي كه وقت خواندن قرآن توسط قرآن آموزان را اشغال نكند. 7- منابع محدود مالي و سرمايه هاي انساني كشور همه مردم را شامل شده و در خدمت «آموزش عـمومي قرآن كريم باشد» و نه صرفاً در اختيار افراد با استعداد در زمينه «فعاليت هاي هنري» مانند قرائت و حفظ قرآن. به عبارت ديگر در آموزش عمومي قرآن لازم نيست همه مردم قادر به خواندن قرآن با لحن عرب و به صورت قرائت و حفظ باشند. 8 - براي جلوگيري از سركوبي انگيزه و علاقه عموم مخاطبان توسعه مصاحف شريف با «رسـم الـخط هاي غيـر اسـتاندارد» متوقف و در عوض قرآن كريم با رسم الخط كم علامت و متناسب با خط فارسي براي آموزش عمومي قرآن در نظر گرفته شود. 9- همواره اغلب نظرات و انتقادات كارشناسان متوجه نقش معلم است؛ اما در مقام عمل كمترين هزينه و سرمايه گذاري به آموزش معلمان اختصاص مي يابد. در زمينه آموزش عمومي قرآن كريم معلماني قادر به تحقق همه و يا اكثر اهداف آموزش عمومي قرآن خواهند بود كه آموزش هاي لازم را فرا گرفته و واجد صلاحيت هاي علمي و حرفه اي لازم باشند. راه كار اساسي در اين زمينه «حرفه اي كردن معلمان قرآن» است. 10 - در آموزش عمومي قرآن به تفكيك شيوه خواندن خط فارسي و خط قرآن توجه شود. در اين زمينه، معلمان حرفه اي، مهارت لازم را در جهت ارتقاي توانايي و مهارت سواد قرآني قرآن آموزان كسب نموده اند. 11- متوليـان و مسئولان قرآني كشور كه بودجه هاي قرآني را در اختيار دارند به جاي موازي كاري و تأسيس مراكز آموزش روخواني و روان خواني قرآن كريم و يا آموزش آن در دوره ها و مقاطع دانشگاهي، به رفع آن در دوره ابتدايي بپردازند. با اين كار هم از حيف و ميل بيت المال جلوگيري كنند و هم از امكانات موجود حداكثر استفاده را بنمايند. 12- به جاي برگزاري صرف دوره هاي متعدد آموزشي كه اغلب تكراري و غير مفيد است، تحقق «سواد قرآني» شهروندان به عنوان يك رخ داد فرهنگي مورد توجه قرار گيرد. «سواد قرآني» همان دانش و مهارت پايه و اعتقاد و علاقه به يادگيري قرآن. بـراي بهـره گيـري مسـتمر و مادام العـمر از قـرآن كـريم اسـت. سواد قرآني داراي 4 ويژگي زير است : 1-سواد قرآني يك نياز همگاني است. همه افراد جامعه با هر وضع اقليمي، شغلي، اقتصادي، اجتماعي و... براي آن كه هويت انساني- الهي خويش را بشناسند، و از آن مراقبت كنند و زمينه شكوفايي تدريجي آن را نيز فراهم آورند، به سواد قرآني نيازمند هستند. 2-سواد قرآني از يك حد پايه برخوردار است. هرچند افراد با توجه به تفاوت هايي كه در تحصيلات، سن، شرايط اقتصادي و اجتماعي دارند به سطوح مختلفي از سواد قرآني نيازمند هستند، ولي بهره مندي عموم از يك حد پايه ضروري است . 3-حد سواد قرآني در طول زمان در حال تغيير است. لذا با توجه به شرايط و امكانات مختلف در هر جامعه و نيز تغييرات اين شرايط در طول زمان، اين حد، نيازمند شناسايي وتعريف خاص است. 4-حداقل سواد قرآني منجر به خواندن مستمر قرآن كريم، فهم تدريجي معناي عبارات و آيات آن شده و زمينه ساز بهره گيري مادام العمر از آموزه هاي الهي مي شود. هدف آموزش عمومي قرآن، نمي تواند صرفاً دستيابي به دانش و مهارت خاصي در ارتباط با قرآن كريم باشد، بلكه بايد توانايي و قابليتي فراهم آورد كه فرد بتواند ضمن انس و ارتباط دائمي با قرآن كريم، پيوسته خود را در معرض تزكيه و تعليم الهي قرار دهد. مهمترين هدف آموزش قرآن در پايان دوره آموزش عمومي قرآن، دستيابي آحاد جامعه به سواد، قرآني است با توجه به آن چه كه درباره سواد قرآني بيان شد، اين سواد در آموزش و پرورش به طور ساده و روشن از چهار ركن اصلي تشكيل مي شود كه بدون هريك از آن ها، سواد قرآني حاصل نمي شود. اين چهار ركن خواندن، فهميدن، تدبّر و انس روزانه با قرآن كريم است. + 90/08/29 رضا نباتی | نظر مصاحبه با روزنامه کیهان راهكارهاي تقويت زمينه هاي رشد ديني كودكان و نوجوانان چشمه هاي زلال تربيت ديني در جويبار زندگي صدیقه توانا - روزنامه کیهان ۲۰ مهر ۱۳۹۰ تفاوت آموزش و پرورش و تعليم و تربيت «بين تعليم و تربيت و آموزش و پرورش بايد تفاوت قائل شد، آموزش فرايندي است كه با مطالباتي تحت عنوان مطالب علمي و تجربي به بچه ها مي آموزيم و آنچه به ذهن دانش آموز وارد مي شود، آموزش نام مي گيرد و بعد از آن بايد وارد مقوله پرورش شويم.» استاد رضا نباتي مؤلف و كارشناس كتابهاي درسي قرآن در آموزش و پرورش با بيان مقدمه فوق به گزارشگر كيهان مي گويد: «در بخش تعليم و تربيت ابتدا بايد استعدادها شناسايي و استخراج شود و سپس به پرورش آن استعدادها پرداخت. تعليم هميشه وارداتي است اما تربيت خروجي سيستم تعليم و آموزش و پرورش است و در چنين شرايطي آموزش و پرورش ما نبايد فقط فرايندمدار باشد، بلكه بايد پيامد مدار گردد، بايد در آموزش و پرورش، تحت علوم ديني، رياضي و... پيامد اين آموزشها را بررسي كنيم.» وي در ادامه به برخي اشكالات موجود در سيستم فعلي آموزش اشاره مي كند و مي گويد: «در حال حاضر در تعليم و تربيت اسلامي مشكل داريم مسئولان بايد به اين مسائل توجه داشته باشند كه در كنار ساير مكاتب مثل ايده آليسم، ناسيوناليسم و... كه در كتب درسي صرفا براي آموزش بچه ها وجود دارد، به نظريه هاي تربيت ديني كه سنگ بناي تعليم و تربيت در كشورمان اهميت دارد توجه كنند، بايد در كنار اين مكاتب، مكتب نظريه اسلامي تعليم و تربيت را هم مطرح كنيم، به تعريف آن بپردازيم و آن را به كار بنديم، نظريه اسلامي و تعليم و تربيتي كه مبتني بر معارف ديني باشد.» استاد نباتي مي گويد: «در وضعيت فعلي بين وضعيت مطلوبي كه سياست گذاران و كساني كه اهداف كلان آموزش و پرورش را تعريف مي كنند و وضعيت موجود كمي شكاف آموزشي وجود دارد و اين شكاف به اين دليل است كه در حوزه عملياتي كردن نظريات تعليم و تربيت اسلامي ورود چنداني نداشتيم خيلي خوب كار نكرديم و به ارائه مستندات مشخصي دست نيافته ايم تا اين خلأهاي موجود را پر كنيم و از وضعيت موجود به وضعيت مطلوب برسيم.» به او مي گويم شما به عنوان يك مولف كتب درسي قرآني آيا پيشنهادات خاصي و راهكارهايي را جهت حل مشكل ارائه داده ايد يا به طور كلي اقدامات خاصي در اين مورد صورت گرفته است با توجه به اينكه مشكل را مي دانيد و صرفا بايد دنبال راه حل باشيد؟ كه در پاسخ مي گويد: «پل ارتباطي و راهكار اصلي مثل سند برنامه درسي ملي آموزش و پرورش تدوين و تهيه شده است و در آستانه تصويب در شوراي عالي آموزش و پرورش است كه اگر ان شاءالله انجام شود، بسياري از آموزه هاي قرآني و سنت را مي توانيم در آن ببينيم و به آينده اميدوار باشيم و در پايان اهداف غايي اسلام و رهبري در آن محقق گردد.» وي تاكيد مي كند: «هدف اصلي تعليم و تربيت بايد شكوفايي فطرت الهي دانش آموزان و چتر كلي نظام تعليم و تربيت كشور باشد، بايد به دانش آموزان به عنوان يك ظرف واحد يادگيري نگاه كنيم، آنها در دوره هاي مختلف تحصيلي بايد آنچه را كه از تعليم و تربيت دريافت مي كنند به يك وحدت و انسجام كلي بينجامد تا كارآمد باشد و در حال حاضر آموزش و پرورش خيلي آن كارآمدي لازم را ندارد.» دليل اين امر و راهكار آن را از اين استاد دانشگاه و كارشناس ارشد تعليم و تربيت سؤال مي كنم كه در پاسخم مي گويد: «چون در مراحل مختلف مثلا در هدف گذاري اصول تعليم و تربيت، روش آموزش و ارزشيابي،... خيلي وحدت رويه و وحدت انديشه نداريم دچار مشكل مي شويم، لذا براي حل مشكل ابتدا بايد در حوزه هاي معرفتي و سپس در حوزه هاي يادگيري وحدت انديشه لحاظ گردد تا به دنبال آن يك وحدت رويه به وجود آيد.» تنوع در يادگيري و رسيدن به اوج موفقيت استاد نباتي با تاكيد بر اين موضوع كه تنوع در يادگيري منجر به پيشرفت مي شود خاطرنشان مي كند: «بايد در زمينه هاي علمي، افرادي عالم تربيت كنيم تا بتوانند با استدلال حرف بزنند، در امر تعليم و تربيت ارتباط، ام القوانين است در ارتباط فرد به عنوان يادگيرنده چهار عنصر خود، خدا، خلق و خلقت دخيل هستند، بين آنها بايد با عناصر ذيل يعني تفكر و تعقل، عمل، ايمان و اخلاق ارتباط منطقي برقرار شود، اگر فرد با اين عناصر در عرصه هاي خود، خدا، خلق و خلقت ارتباط برقرار كند و آنها را مدنظر قرار دهد، نتيجه و خروجي امر تربيت، فرد عاقل، عالم مؤمني خواهد بود كه انتظار آن را داريم.» استاد نباتي در ادامه اظهاراتش به ضعف ديگري كه در امر تربيت و آموزش و پرورش وجود دارد، اشاره مي كند و مي گويد: «اين مشكل هم از آنجا ناشي مي شود كه ما بحث حوزه انساني را از علوم تجربي جدا كرديم در صورتي كه در حوزه علوم تجربي، رياضي و مهارتي مي توانيم به حوزه هاي تربيتي توجه كنيم و افرادي مؤمن-مهندس و متخلق تربيت كنيم، چرا كه تعليم و تربيت بوسيله دو بال روش و دانش حركت مي كند، در حوزه دانش بايد بسياري از اهداف و مباني تعليم و تربيت بازنگري و در مرحله روش هم بايد تحول ايجاد شود، چرا كه روشها در حال حاضر يك سويه است و معلمان به صورت تعاملي برخورد نمي كنند و از روش حل مسئله بچه ها را به تفكر وادار نمي كند در تعليم و تربيت بايد به جاي حل مسئله و رسيدن به پاسخ ايجاد سؤال صورت گيرد، بنابراين از نظر روشي نتوانستيم در افراد انگيزه و سؤال لازم را ايجاد كنيم. زماني كه در ذهن بچه در زمينه هاي مختلف ديني، و مباحث علمي علامت سؤالهاي متعدد به وجود آيد، و فرد تشنه شود، آن هنگام به فكر سيراب كردن و يافتن پاسخ برمي آيد و آن ارتباط دلي و فكري برقرار مي شود.» اين مؤلف و استاد دانشگاه در ادامه نقش خانواده را در كنار سيستم فعلي آموزش و پرورش در تقويت بنيه هاي ديني بچه ها حائز اهميت مي داند و مي گويد: «والدين بايد از همان بدو كودكي روي مسائل ديني فرزندان خود سرمايه گذاري كنند تا فرد از درون عوض شده و در او تحول ايجاد نمايد و زماني اين تحول در فرد به وجود آيد، جامعه هم متحول مي شود و در اين راستا نبايد صرفا به مصاديق و ظواهر بپردازيم اگر همه والدين با هم در كنار مسئولان امر تربيتي تلاش كنند تا مباني فكري و اعتقادي را در فرزندان اين جامعه نهادينه كنند، تحول ايجاد مي شود و جوانان در برابر هر خطري واكسينه مي گردند.» گزارش روز + 90/07/16 رضا نباتی | 2 نظر مصاحبه - خبرگزاری کتاب ایران 23 شهریورماه 1390 معضلي به نام بيتوجهي به انس روزانه با قرآن كارشناس قرآن وزارت آموزش و پرورش علت مهجوريت قرآن در جامعه را نداشتن انس دائمي و روزانه مردم با قرآن كريم ميداند. رضا نباتي در گفتوگو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، با اشاره به فرمايش مقام معظم رهبري در ديدار اعضاي شوراي انقلاب فرهنگي در هفدهم آذرماه 1386 با معظمله مبني بر اين كه «اگر تحصيلكردهها و فرهيختگان كشور روزي يك صفحه قرآن، با توجه به معنا بخوانند و در آن تدبر كنند، غوغايي در كشور برپا ميشود؛ اين كار به فرهنگسازي و تدبر نياز دارد.» اظهار كرد: مقام معظم رهبري همچنين فرمودند كه «واقعيت تلخ اين است كه خواندن قرآن در جامعه ما هنوز يك امر عمومي نشده است. عموم مردم به قرآن احترام ميكنند و به آن عشق ميورزند اما عده كمي همواره آن را ميخوانند و عده كمتري در آن تدبر ميكنند.» وي افزود: با وجود اختصاص اعتبارات چندين ميلياردي كه سالانه براي برگزاري كلاسهاي آموزشي و انجام فعاليتهاي قرآني كشور از سوي ارگانها و نهادهاي دولتي و موسسات مردمي هزينه ميشود، اين سوال مطرح ميشود كه علت اين كه اغلب مردم ايران قرآن نميخوانند، چيست. وي افزود: عوامل مهجوريت قرآن كريم در ايران را ميتوان در حوزههاي هدفگذاري و برنامهريزي، اجرا، نظارت و ارزيابي و حمايت و پشتيباني نقد و بررسي كرد، اما پاسخ سوال «چرا اغلب مردم ايران قرآن نميخوانند؟» را در بيتوجهي برنامهريزان به انس روزانه با قرآن به عنوان مهمترين هدف آموزش عمومي قرآن، تفكيك خواندن و فهميدن قرآن در برنامهريزيها و فعاليتها، هزينه كردن منابع انساني و مادي كشور در فعاليتهاي هنري به نام آموزش عمومي قرآن و بيدقتي به تفكيك روش خواندن فارسي با روش خواندن قرآن در آموزش عمومي قرآن جستوجو كرد. كارشناس قرآن دفتر برنامهريزي و تاليف كتابهاي درسي وزارت آموزش و پروش تصريح كرد: اغلب چنين تصور ميشود كه هدف اصلي از آموزشهاي قرآني، يادگيري قواعد روخواني و روانخواني قرآن است و هنگامي كه فراگيران، واجد چنين دانشي شوند، كار تمام است و آموزش و يادگيري اتفاق افتاده است. در صورتي كه آموزش روخواني، روانخواني، تجويد، قرائت، حفظ و ... اگر منجر به آن نشود كه فرد با قرآن انس دائمي و روزانه داشته باشد، طبيعي خواهد بود كه با وجود همه تلاشهاي متعهدانه و متخصصانه، قرآنآموز رفته رفته مطالب آموخته شده را فراموش كند و به تدريج انگيزهاش نيز كاهش يابد. نباتي عنوان كرد: طبق آيههاي 20 سوره مزمل و 2 سوره جمعه و همچنين برخي روايات، حتي پيامبر اكرم(ص) و امام زمان(عج) از خواندن روزانه و انس دائمي با قرآن كريم بينياز نبودهاند و نيستند. بنابراين، ميتوان از آحاد مردم سوال كرد كه شما به چه دليل از خواندن قرآن كريم احساس بينيازي ميكنيد و از مسوولان و متوليان قرآني كشور سوال كرد كه ايجاد زمينه انس گرفتن مردم با قرآن در اهداف كلان و برنامهريزيهاي راهبردي شما چگونه مدنظر قرار گرفته است. كارشناس ارشد تعليم و تربيت اسلامي با مطرح كردن چند سوال كه باعث شدهاند مسوولان و متوليان امر به جاي توجه به مهندسي فرهنگي درباره هدف انس روزانه افراد با قرآن كريم، به برگزاري مكرر آموزشهاي عمومي قرآن مانند روخواني و روانخواني بپردازند، گفت: طبق مصوبه شوراي عالي آموزش و پرورش، جامعه هدف آموزش روخواني قرآن كريم، دانشآموزان پايههاي نخست، دوم و سوم ابتدايياند، اما آيا در پايههاي بالاتر يعني چهارم و پنجم ابتدايي، دورههاي راهنمايي و متوسطه و در دورههاي مختلف آموزش عالي يعني فوقديپلم، ليسانس و فوقليسانس نيز اين آموزش داده ميشود؟ آيا براي تحقق هدف آموزش روخواني و روانخواني قرآن كريم در مدارس، بهتر نيست به جاي تشكيل 20 هزار مدرسه قرآن در مناطق مختلف آموزش و پرورش در طول دو سال، زنگ رسمي آموزش قرآن مدارس را كه داراي همه ويژگيهاي سختافزارهاي لازم از جمله راهنماي برنامه مصوب، اجراي آزمايشي چند مرحلهاي، كتاب درسي آموزش قرآن به تفكيك پايههاي تحصيلي، معلم پايه و دبير متخصص، كلاس درس رسمي، ساعت رسمي آموزش، ابزار و محيط يادگيري است و همه دانشآموزان را نيز تحت پوشش قرار ميدهد، درميياييم؟! كارشناس قرآن دفتر برنامهريزي و تاليف كتابهاي درسي وزارت آموزش و پروش افزود: آيا بهتر نبود به جاي بردن هدف آموزش روخواني از پايه سوم ابتدايي به پايههاي بالاتر آموزش و پرورش و آموزش عالي و تشكيل مدارس قرآن و دارالقرآنها و تخصيص اعتبارات كلان، در همان پايه هاي نخست تا سوم راهنمايي، مشكل را بررسي ميكرديم و در جهت رفع اشكال آن بر ميآمديم؟! نباتي با اشاره به راهكارهاي مختلف براي از ميان برداشتن موانع موجود بر سر راه انس دائمي مردم با قرآن كريم گفت: ما ميتوانيم با تلاوت روزانه قرآن كريم، براي ديگران به ويژه براي خانواده خود، الگوي خوبي باشيم. همچنين اگر معلم قرآنيم، بيشترين وقت كلاسمان را به تمرين مهارت خواندن قرآن كريم آن هم توسط همه قرآنآموزان اختصاص دهيم و از آيات، احاديث، اشعار و جملات ادبي مناسب براي ايجاد انگيزه براي انس روزانه با قرآن كريم استفاده كنيم. وي ادامه داد: همچنين براي انس روزانه با قرآن كريم ميتوان در برخي از آيات و عباراتي كه خوانده ميشوند، تدبر كنيم. خود و ديگران را به حفظ آيات مشهور قرآن كريم مانند «ربنا»هاي قرآن كريم تشويق كنيم. فيلم، نوار يا لوحهاي فشرده تلاوت منتخب را در اختيار دانشآموزان قرار دهيم. دانشآموزان را تشويق كنيم تا با استفاده از زمانسنج، سرعت تلاوت خود را در كلاس و منزل افزايش دهند. ميان دانشآموزان رقابت ايجاد كنيم تا يك آيه را با يك نفس بخوانند، با اوج بخوانند يا زيباتر از ديگري قرائت كنند. كارشناس ارشد تعليم و تربيت اسلامي عنوان كرد: همچنين ميتوانيم داستانهاي كتاب را همراه با پخش قرائت آيات مربوطه براي بچهها تعريف كنيم. حالات پيامبر اكرم(ص)، ائمه اطهار(ع) و بزرگان ديني درباره انس روزانه با قرآن كريم را براي دانشآموزان بيان كنيم و از دانشآموزان فعال قرآني مدرسه و منتخبان مسابقههاي قرآني تجليل كنيم. همچنين عواقب و نتايج سبك شمردن قرآن را گوشزد كنيم و مدرسههاي قرآن و دارالقرآنهاي شهر را به دانشآموزان معرفي كنيم. وي در پايان گفت: بجاست مسوولان و متوليان قرآني كشور شهامت و شوق تغيير و تحول بنيادين در حوزههاي مربوط به برنامهريزي، آموزش و مولفههاي يادگيري قرآن كريم را در خود ايجاد و تقويت كنند و از مقاومت در برابر حقايق علمي، پرهيز كنند. مطابق انتظار قرآن كريم از مسلمانان، در مرحله نخست، جايگاه قرآن كريم در جامعه ايراني بايد بيش از پيش جدي گرفته شود و در مرحله بعدي، قرآنآموزي بايد به عنوان مقدمه انس دائمي با قرآن كريم در نظر گرفته شود و نه به عنوان هدف غايي و نهايي. همچنين انس روزانه با قرآن بايد به عنوان مهمترين هدف آموزش عمومي قرآن كريم لحاظ شود؛ چرا كه بقاي ساير برنامهها و فعاليتها منوط به اين موضوع مهم و اساسي است؛ در غير اين صورت تمام فعاليتها عقيم خواهند ماند و به دست فراموشي سپرده خواهند شد. کد مطلب : 116304 + 90/06/26 رضا نباتی | نظر مناظره قرآني - به روايت خبر گزاري شبستان خبرگزاری شبستان - چهارشنبه 26 مرداد 90 چاپ قرآن به زبان فارسی بدون متن عربی تحدی گری وحی را نقض می کند ا نباتی حذف متن عربی و چاپ قرآن به زبان فارسی را ناقض تحدی گری مصحف شریف دانست و گفت: اعمال این روش ما را همچون فرقه های انحرافی دچار تفسیر به رای می کند. به گزارش خبرنگار شبستان، رضا نباتی کارشناس تالیف کتب درسی وزارت آموزش و پرورش در نشست تخصصی بررسی تاثیرات سوء چاپ قرآن های فارسی در غرفه این خبرگزاری در نوزدهمین نمایشگاه بین المللی قران کریم گفت: ظاهر این کار در نگاه نخست شاید خوب به نظر برسد. اما در باطن به دلیل آنکه نمی توان میان عموم مردم با متن قرآن ارتباط برقرار کند دچار نقص و ضعف است. وی چاپ و انتشار قرآن بدون مجوز را در بردارنده پیگرد های قانونی دانست و اظهار کرد: البته در استفتائات مراجع تقلید برای چاپ قرآن های فارسی ممنوعیتی در نظر گرفته نشده است و تنها در استفتایی از آیت الله لنگرانی تاکید شده که به این گونه کتب عنوان قرآن اطلاق نشود. نباتی، با بیان این مطلب که بر اساس روایات ائمه معصوم خواندن متن عربی قرآن دارای اصالت و ثواب است تصریح کرد: خداوند در آیات 193 تا 195 سوره مبارکه شوراء پس از آنکه جبرائیل را با لفظ روح الامین خطاب می کند بعد نزول قرآن به زبان عربی مبین تاکید می کند. کارشناس دفتر برنامه ریزی و تالیف کتب درسی وزارت آموزش و پرورش، چاپ قرآن فارسی را ناقض ادعای تحدی گری مصحف شریف دانست و ابراز کرد: حتی اشعار شعراء را نمی توان به زبان دیگر عینا ترجمه کرده و به مخاطب عرضه کرد چه برسد قرآن که کلام الهی است و هرگز نمی توان آن را بطور کامل و هم چون مقصود الهی به دیگر زبان ها ترجمه کرد. وی با اشاره به تعبیر اولیا الهی مبنی بر عدم اسلام آوردن هیچ عربی در صورت نزول قرآن به زبان جز عربی گفت: تاکید بر لزوم آیات قرآنی به زبان عربی برای تقوا، تعقل، تدبر و تفکر به عنوان ویژگی های ذاتی این زبان است. نباتی، با بیان این مطلب که حتی در رسم الخط قرآن نیز به بهانه آسان کردن قرائت نمی توان دخل و تصرف کرد افزود: اگر امروز قبول کنیم که قرآن فارسی بدون متن عربی منتشر شود باید آسیب های آن هم چون به فراموشی سپردن زبان قرآن را نیز به پذیریم. وی حذف متن قرآن را عامل باقی ماندن در سطح و عدم پرداختن به ژرفای وحی دانست و عنوان کرد: البته گاهی در برخی از کشورها و یا در مواجهه با برخی از مخاطبان خاص باید به ترجمه فارسی اکتفا کرد اما این دلیلی نیست که متن عربی را از کتاب الهی سلب کنیم. نباتی، با اشاره به نص صریح قرآن تصریح کرد: خداوند می فرماید بخوانید از قرآن آنچه را که می توانيد بنابراین اطلاق قرآن به متن ترجمه آن تحریف است و به مفهوم وحی و خود کلام الهی نیست. وی بیان کرد: البته با توجه به ضعف های موجود در امر ترجمه نمی توان انتظار توفیق کامل در ترجمه مصحف شریف را داشت اما این نیز نمی تواند بهانه ای برای حذف متن عربی از کتاب الهی باشد. نباتی، توجه به مخاطب خاص را در ارائه از ترجمه از قرآن مهم دانست و عنوان کرد: اگر لفظ قرآن از متن عربی منتشر شود می تواند عنوان قرآن را بر کتاب اطلاق کرد اما حتی درج آیات کوتاه و ناخوانا در فضاهای کوچک در کنار ترجمه نمی تواند به فریب و گمراهی مخاطب منجر می شود. کارشناس دفتر برنامه ریزی و کتب درسی وزارت آموزش و پرورش با اشاره به مبحث شیعی مبینات گفت: تنها کسانی می توانند برای تبیین قرآن اقدام کنند که در شان کتاب الهی یعنی معصوم باشند و این صفت تنها در انحصار ائمه معصوم بوده و از حدود اختیار ما خارج است. وی خاطر نشان کرد: بنابراین اگر آيات قرآن ( متن عربی ) قرآن حذف کرده و ترجمه آن را به تنهایی عرضه کنیم, هم چون سایر فرقه های انحرافی, دچار تفسیر به رای می شویم. شایان ذکر است نشست تخصصی تاثیرات منفی چاپ قرآن های فارسی چهارشنبه 26 مرداد با حضور نمایندگان اصحاب رسانه های جمعی در غرفه خبرگزاری شبستان واقع در نوزدهمین نمایشگاه قرآن برگزار شد. + 90/05/30 رضا نباتی | نظر مناظره قرآني - به روايت خبر گزاري ايكنا ایکنا - چهارشنبه 26 مرداد ماه 1390 شماره خبر :845590 مناظره بررسی كتاب قرآن فارسی برگزار شد. تصاوير مربوط به نشست گروه ادب: مناظره بررسی كتاب قرآن فارسی امروز 26 مردادماه در نوزدهمين نمايشگاه بينالمللی قرآن كريم برگزار شد. به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) عصر امروز، چهارشنبه مناظرهای درباره انتشار قرآنهايی بدون متن عربی و آثار اين نوع قرآنها در خبرگزاری شبستان برگزار شد. اين مناظره با حضور آقايان بهرام تركمن، مولف قرآن فارسی(بدون متن عربی) و نباتی كارشناس مسائل قرآنی برگزار شد. تركمن در ابتدا گفت: اين قرآن به صورت طبقهبندی مفهومی سورههای قرآن تنظيم شده است؛ به صورتی كه هر سوره پيشنياز سوره بعدی به لحاظ مفهومی است. نباتی با اشاره به نداشتن متن اصلی قرآن گفت: اين كار به لحاظ هنری قابل تقدير است. اما در آيات مختلف قرآن بر عربی بودن زبان آن تاكيد شده است و در روايات خواندن متن عربی را دارای ثواب برشمردهاند. تركمن در پاسخ به اين صحبت اظهار كرد: در سوره ابراهيم آمده است كه همه پيامبران به زبان قومشان صحبت میكنند، بنابراين قرائت قرآن فقظ به زبان عربی نيست. البته در اين شكی نيست كه قرآن بايد به عربی هم خوانده شود. نباتی توضيح داد: اتفاقا قرآن به اين امر اشاره دارد كه خواندن قرآن با زبان اصلی آن منجر به تفكر و تعقل در قرآن خواهد شد. وی در ادامه تاكيد كرد: در ضمن بايد گفت يكی ديگر از دلايل تاكيد بر آوردن متن عربی در كنار ترجمه فارسی حفظ متن اصلی قرآن و فراموش نشدن آن به مرور زمان در طول تاريخ است. نباتی تصريح كرد: يكی ديگر از اشكالات حذف متن زبان اصلی قرآن و تكيه صرف به ترجمه عدم دستيابی به عمق معنای مفاهيم آيات قرآن کريم است. تركمن در پاسخ گفت: هدف من از تكيه صرف به ترجمه جذب گروهی است كه قدرت خواندن زبان عربی را ندارند، ولی از طرفی علاقهمند به درك قرآن هستند و خصومت شخصی با زبان عربی در ميان نبوده است. نباتی در خاتمه خاطرنشان كرد: اين كار از اين جهت كه برای هدفی تهيه شده كار قابل تقديری است, اما از آنجا كه فقط ترجمه قرآن است نمیتوان نام قران را به ان اطلاق كرد زيرا قران كلام خداوند است.و ترجمه قرآن كار بشر. + 90/05/30 رضا نباتی | نظر ايكنا يكشنبه 23 مرداد 1390 11:00:46 شماره خبر :842632 استحاله؛ خطری كه برنامه درسی ملی را تهديد میكند. گروه فعاليتهای قرآنی: يكی از كارشناسان قرآن دفتر تأليف كتب درسی وزارت آموزش و پرورش براين عقيده است كه بزرگترين خطری كه برنامه درسی ملی را تهديد میكند «استحاله» است به اين معنا كه هنوز سيستم و نظام آموزشی كشور در زمينه اشاعه برنامههای درسی و پرورشی و اجرای كامل آن و نظارت و پشتيبانی از آن به درك روشنی نرسيده است. رضا نباتی، كارشناس ارشد تعليم و تربيت اسلامی و كارشناس قرآن دفتر برنامهريزی و تأليف كتب درسی وزارت آموزش و پرورش، با ارسال يادداشتی به خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) مینويسد: مسئوليت همسوسازی برنامه درسی ملی، برعهده سازمان پژوهش و برنامهريزی آموزشی است. در اين سند «فطرتگرايی توحيدی» رويكرد جديد برنامههای درسی در تدوين كتابهای اول دبستان است كه جايگزين ساير رويكرهای قبلی میشود. منظور از رويكرد، چتری است كه بر سر مبانی، اهداف، اصول، روشهای تدريس، محتوای كتاب درسی و ارزشيابی يك برنامه درسی حاكم است كه البته در برنامه درسی ملی مانند يك نخ تسبيح عمل میكند و حوزههای يادگيری، مولفههای تربيتی و اجزا و عناصر برنامههای درسی را به هم اتصال میدهد به گونهای كه در ذهن دانشآموز به عنوان ظرف واحد يادگيری شاهد انسجام يادگيری باشيم. هدف اصلی برنامه درسی اين است كه بتواند مجموعه مواد آموزشی دورههای تحصيلی را با يكديگر مرتبط كند. در طرح همسوسازی به مراحل علمی توليد يك كتاب درسی از قبيل «نيازسنجی فرد و جامعه و نيز توليد راهنمای برنامه درسی برای پايههای مختلف تحصيلی» توجه شده است. تدوين سند ملی برنامه درسی از سال 84 آغاز شده و آخرين نگاشت آن سال 89 بوده است. در تدوين اين سند به ديدگاههای مقام معظم رهبری درباره «تحول بنيادين» در آموزش و پرورش توجه شده است. يكی از دلايل ضروری تحول در نظام تعليم و تربيت اين است كه برنامههای درسی آموزش و پرورش كشور از دنيای غرب گرفته شده و در نتيجه مبتنی بر نيازهای كنونی كشور توليد نشده است. «برنامه درسی ملی» كوشيده است مبانی ملی و دينی برنامه درسی شناسايی و استخراج كند و آن را متناسب با نيازها و اولويتها در هر يك از برنامههای درسی اعمال كند. يكی از ويژگیهای مهم در اين سند آن است كه تغييرات نظام آموزشی همواره از دوره متوسطه شروع و در همانجا نيز متوقف میشد، اما در اين برنامه بهترين دوره برای اين تغيير، دوره ابتدايی و بهترين پايه، سال اول دبستان شناخته شده است. در حال حاضر مرحله اول برنامه درسی ملی اجرا میشود و آن ‹‹طرح همسوسازی با برنامه درسی ملی›› است. در اين مرحله برنامههای درسی فعلی با برنامه درسی ملی متناسب و همسو میشود. در پايه اول ابتدايی دارای 6 عنوان درسی هستيم كه چهار كتاب «قرآن، رياضی، علوم و فارسی» و نيز 2 ماده درسی شامل «هنر و تربيتبدنی» را در بر میگيرد. برنامه درسی ملی به دنبال آن است افرادی مؤمن، عالم، متفكر و متخلق به اخلاق الهی تربيت كند. به عنوان مثال در برنامه درسی علوم تجربی، ‹‹خلقت گرايی›› به جای ‹‹طبيعت گرايی›› رويكرد و محور برنامه ريزی درسی و آموزشی قرار گرفته است. به عنوان مثال در آموزش فصل «سنگها» به دانشآموزان، سنگ به عنوان يك مظهر «خلقت الهی» معرفی شده است كه دارای «خالق» است و همچنين به نقش آن در محيط زيست اشاره شده و وظيفه ما انسانها درباره آنها گوشزد شده است. برنامه درسی رياضی اول دبستان پس از 30 حدود سال تغيير كرده است و درس علوم تجربی هم نسبت به گذشته تغييراتی دارد؛ در درس فارسی قبلاً دو كتاب با نام «بخوانيم» و «بنويسيم» آموزش داده میشد كه در حال حاضر كتاب فارسی بخوانيم به «آموزش فارسی» و بنويسيم به «كتاب كار فارسی» تبديل شده است. مسئول كميته همسوسازی تغييرات دروس پايه اول دبستان با برنامه درسی ملی اضافه كرد: كتاب «قرآن» اول دبستان نيز حدود 30 تا 40 درصد تغيير يافته و موضوعاتی مانند «پيامهای قرآنی» كه در گذشته در اين كتاب وجود نداشته، هماكنون گنجانده شده است. درباره آموزش مدرسان و معلمان 80 ساعت دوره آموزشی توجيهی پيشبينی شده است كه برای اجرای آن ها هزار و500 نفر از 712 منطقه آموزش و پرورش دو نفر از معلمان پايه اول كه دارای شرايطی مانند مدرك تحصيلی بالا و مرتبط و نيز تجربه كافی بودهاند، انتخاب و به تهران فراخوان شدهاند و از 25 تا 31 تيرماه در اين دورهها شركت كردهاند كه شامل 31 هزار و 72 نفر ساعت آموزش میشود؛ اين مدرسان نيز در دو مرحله و دو گروه ساماندهی شده و آموزش ديدند. براين اساس، گروه اول در درسهای «رياضی و علوم تجربی» 48 ساعت آموزش و گروه دوم در درسهای «قرآن كريم، فارسی، تربيت بدنی و هنر» 32 ساعت آموزش را پشت سر گذاشتهاند و هشت ساعت مشترك از آموزشهای اين دو گروه نيز مربوط به اصول و مبانی برنامه درسی ملی بوده است كه شامل «كليات برنامه» و هشت فصل از محتوای برنامه از جمله «فرآيندهای يادگيری و ياددهی، محيط يادگيری و نقش معلم در فرآيند آموزش» بوده است. مسئوليت آموزش حدود 60 هزار نفر از آموزگاران پايه اول دبستان و مديران مدارس ابتدايی سراسر كشور در شهريورماه برعهده ايشان است. اين آموزگاران 72 ساعت آموزش را به صورت «36 ساعت آموزش حضوری و 36 ساعت آموزش غيرحضوری» پشت سر میگذارند. اميدواريم تا شروع سال تحصيلی هيچ معلم اول دبستان نداشته باشيم كه اين آموزشها را پشت سر نگذاشته باشد. در ارتباط با تحول بنيادين در آموزش و پرورش و اجرای برنامه درسی ملی سه ساعت به مبانی و روش آموزش قرآن پايه اول ابتدايی و 14 ساعت به برنامه درسی رياضی و شش ساعت به برنامه درسی علوم تجربی و سه ساعت به برنامه درسی فارسی و سه ساعت به برنامه درسی هنر و سه ساعت به برنامه درسی تربيت بدنی اختصاص يافته است. در 36 ساعت آموزش «حضوری» نيز 10 ساعت از آموزشها قبل از كلاس و از طريق ارائه جزوه به معلمان و 26 ساعت ديگر به صورت بسته آموزشی شامل «جزوات آموزشی تخصصی، راهنمای معلم و فيلمهای آموزشی تهيه شده» ارائه میشود. در زمينه درس آموزش قرآن پايه اول علاوه بر جديدالتاليف بودن كتاب درس دانشآموز، سه حلقه dvd آموزشی به مدت هشت ساعت برای معلمان برای بخش غيرحضوری در نظر گرفته شده است. كه اميدواريم تمهيدات لازم به گونهای باشد كه آموزگاران محترم پايه اول ابتدايی، مديران مدارس آنها را حتماً ببينند. البته بسيار مناسب است اگر اين فيلمها به اعلان قبلی از رسانه ملی و شبكه آموزش نيز پخش شود. بزرگترين خطری كه طرح و برنامههای آموزش و پرورشی از جمله برنامه درسی ملی را به شدت تهديد میكند ‹‹استحاله›› است. به اين معنا كه هنوز سيستم و نظام آموزشی كشور در زمينه اشاعه برنامههای درسی و آموزشی و پرورشی و اجرای كامل آن و نظارت و حمايت و پشتيبانی از آن به درك روشنی نرسيده است و به دلايل متعدد، موضوع اصلی آموزش و پرورش كه همان ارتقای صلاحيت های علمی و حرفهای معلمان است، همواره مورد كمترين توجه قرار میگيرد. به طوری كه در طول سالهای قبل هر چه پيش رفتهايم نظارت بر حسن اجرای برنامهها كم رنگ تر شده است. به عنوان مثال معلم راهنمای شهری يك دهه قبل حذف شد و معلم راهنمای روستايی در دو سال گذشته و مديران مدارس نيز به تعداد سالهای مديريتشان از كتاب و برنامه و تغييرات به دور بوده و در اصل مسئول اجرای فعاليتهايی غير از موضوعات درسی و آموزشی بودهاند و سيستم آموزش نيروی انسانی هم در اغلب موارد هرگز اجازه ورود ايشان را به ساحتهای علمی و آموزشی نداده است. اميد است با توجه به اين كه اصل اين سند ملی هنوز به تصويب شورای عالی آموزش و پرورش نرسيده است و همچنين عدم اجرای مراحل آزمايشی برنامه درسی ملی و تصويب اجرای آن از سوی شورای عالی، در حوزه عمل، مسئولان استان ها و مناطق كه مجريان اصلی برنامه هستند، به اين مهم توجه بيشتری كنند تا طرح همسوسازی برنامه درسی ملی به اهداف قصد شده نايل شود. + 90/05/23 رضا نباتی | نظر مقاله ي پژوهشي - آموزشي - قسمت سوم خبرگزاري ايكنا 17 مرداد 1390 چرا اغلب مردم ايران قرآن نمیخوانند؟/3 شكست در يادگيری قرآن به علت «رسمالخطهای غیـر استاندارد» گروه فعاليتهای قرآنی: عموم افراد جامعه كم و بيش تجربههای مكرری در زمينه شكست يادگيری را به ياد دارند كه علت آن به سركوبیهای تدريجی آنان در توانايی خواندن قرآن كريم كه به استفاده از رسمالخطهای غير آموزشی و پر علامت مربوط است، بر میگردد. به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، در بخشهای نخست مقاله حاضر نوشته رضا نباتی، كارشناس ارشد تعليم و تربيت اسلامی و كارشناس قرآن دفتر برنامهريزی و تأليف كتب درسی وزارت آموزش و پرورش كه در چند قسمت از نظر خوانندگان گرامی میگذرد، راهكارهای مختلف «ايجاد انس روزانه با قرآن كريم» بيان شد، در ادامه به اين موضوع میپردازد كه برخورد تك بعدی در برنامهريزیهای آموزش قرآن باعث عقب ماندگی علمی اين عرصه نسبت به ساير عرصههای علمی- آموزشی میشود. بخشهای پيشين اين مقاله را اينجا بخوانيد! 5- صرف منابع انسانی و مادی كشور در «فعاليتهای هنری» به نام «آموزش عـمومی قرآن» امام خمينی (ره) در صفحات 190 تا 205 كتاب آدابالصلاة خود مهجوريت قرآن در بلاد اسلامی را مورد نقد و بررسی قرار میدهد و در فرازی زيبا و قابل تأمل چنين مینويسد: «آيا اگر غالب عمر خود را صرف در تجويد و جهات لغويه و بيانيه و بديعيه آن كرديم، اين كتاب شريف را از مهجوريت بيرون آورديم؟ آيا اگر قرائات مختلفه و اَمثال آن را فرا گرفتيم، از ننگ هجران از قرآن خلاصی پيدا كرديم؟ آيا اگر وجوه اعجاز قرآن و فنون محسنات آن را تعلم كرديم، از شكايت رسول خدا (ص) مستخلص شديم؟ هيهات! كه هيچ يك از اين امور مورد نظر قرآن و منزل عظيمالشان آن نيست. قرآن كتاب الهی است و در آن شئون الهيت است; قرآن حبل متصل بين خالق و مخلوق است و به وسيله تعليمات آن بايد رابطه معنويه و ارتباط غيبی بين بندگان خدا و مربی آنها پيدا شود; از قرآن بايد علوم الهيه و معارف لدنيه حاصل شود. رسول خدا (ص) به حسب روايت كافی شريف فرموده: اِنَّمَا الـعِلمُ ثَلاثَة: آیَة مُحكَمَة وَ فَريضَةٌ عادِلَة وَ سُنَّةٌ قائِمَةٌ.» شايد بتوان گفت با وجود اهتمام دلسوزان در سالهای متمادی برخورد يك بعدی و تك سويه در برنامهريزیها، فعاليت ها و شيوه های آموزش قرآن باعث عقب ماندگی علمی اين عرصه نسبت به ساير عرصه های علمی- آموزشی شده است؛ از جمله مباحثی كه در فرايند ياددهی و يادگيری مورد غفلت واقع شده، كم توجهی به مخاطبشناسی و ويژگیهای يادگيرنده بوده است؛ همين مسأله باعث شده تا انگيزه و علاقه اوليه افراد به تدريج در اثر شكستهای يادگيری سركوب شده و نتيجه آن فاصله اغلب ايشان از فعاليتهای قرآنی شده است. در اين زمينه میتوان به نظريه مشهور هوشهای چندگانه يادگيری اشاره كرد. با توجه به نظرات هوارد گاردنر، هوشهای چندگانه، هفت راه مختلف برای نشان دادن قابليت فكری افراد است: 1- هوش زبانی: توانايی استفاده از زبان به طور مؤثر (مبلغان، سخنرانان، شاعران، مجريان و روزنامهنگاران). 2- هوش موسيقايی: توانايی خلق، درك و ارجگذاری موسيقی (قاريان قرآن، مداحان، خوانندگان و آهنگ سازان). 3- هوش منطقی- رياضی: توانايی استدلال منطقی (فقيهان، مفسران، دانشمندان و رياضيدان). 4- هوش فضايی: توانايی تشخيص جزئيات امور و تجسّم و تغيير اشيای ديداری به طور ذهنی (ملوانان، خلبانان). 5- هوش بدنی- جنبشی: توانايی استفاده ماهرانه از حركات بدنی و تجسم و كاركردن با اشياء (ورزشكاران، بازيگران). 6- هوش طبيعتگرايانه: تشخيص جنبههای مختلف طبيعت (زيست شناسان). 7- هوش ميانفردی: توانايی تشخيص جنبههای ظريف رفتارهای ديگران (پزشكان؛ فروشندگان). 8- هوش درون فردی: توانايی آگاه شدن از احساسات، انگيزهها و اميال خود با عنايت به فرمايش امام خمينی (ره)، همچنين نظريه هوشهای چندگانه میتوان پرسيد آيا درست است كه در آموزش عمومی قرآن كريم همه مردم بايد بتوانند قرآن كريم را قرائت كنند و يا از حفظ بخوانند؛ و اگر جامعه ايرانی را از نظر يادگيری به اين هشتگونه تقسيم كنيم, آيا میتوانيم انتظار داشته باشيم غير از كسانی كه هوش موسيقايی و يا حافظهای دارند؛ میتوانند قاری و حافظ شوند؟ و اگر پاسخ منفی است و فقط يك هشتم میتوانند قاری شوند و يك هشتم هم میتوانند حافظ شوند, پس چرا تمامی برنامهريزیها, آموزشها، فعاليتها، همچنين اعتبارات قرآنی كشور در طی اين سی سال صرف قرائت و حفظ قرآن شده و عملاً شش هشتم باقيمانده به حاشيه رانده شدهاند. اين مصداق همان ضربالمثل است كه هرچه پول دادهايم آش خوردهايم و لذا نتايج فعلی اگر چه رضايت بخش نيست اما برآيند و برون داد همان سرمايهگذاری است و بيش از اين نمیتوان و نبايد انتظار داشت. مگر از اين پس شاهد تحول بنيادين در مبانی و متدلوژی آموزش و فعاليتهای قرآنی كشور باشيم. 6 - سركوبی يادگيری قرآن به علت توسعه مصاحف با «رسـمالـخطهای غیـر اسـتاندارد» عموم افراد جامعه كم و بيش تجربههای مكرری در زمينه شكست يادگيری را به ياد دارند كه علت آن به سركوبیهای تدريجی آنان در توانايی خواندن قرآن كريم كه به استفاده از رسمالخط های غير آموزشی و پر علامت مربوط است بر میگردد. پيشتر گفتيم دو اشكال اساسی در روشهای تدريس روخوانی قرآن كريم ديده میشود: اشكال اول: آموزش بر خواندن معلم استوار است و قرآنآموزان آيات درس را با معلم يا نوار قرائت همخوانی میكنند. اشكال دوم: كلاس درس آموزش روخوانی قرآن به جای مهارتآموزی مبتنی بر قاعده محوری است. شايد هنوز هم برخی از معلمان محترم قرآن يا خوانندگان محترم مقاله بر اين باور پافشاری كنند كه اين روشها هم صحيح و موفق است. در پاسخ به اين دوستان بايد گفت بسياری از افراد قادر به روخوانی همه آيات و صفحات قرآن كريم نيستند و تنها میتوانند برخی از سورهها و آيات منتخب مانند آيه الكرسی و... را بخوانند. اين مساله مربوط به افراد بزرگسال نيست بلكه در اغلب كلاسها و جلسات قرآنی اين مساله مشاهده میشود. اين مساله مانند آن است كه يك دانشآموز بگويد من فقط میتوانم كتاب فارسی خود را بخوانم و قادر به خواندن ساير كتابها نيستم. يقيناً اين نوع آموزش از معلم اين دانشآموز پذيرفته نيست زيرا كه آموزش او به تعميم يادگيری نيانجاميده است. اشكال كار اين معلم فارسی و آن معلم قرآن در اين است كه آموزش به جای آنكه بر تقويت حس بينايی تاكيد كند بر حس شنوايی تاكيد دارد و از آنجا كه هر فردی برای خواندن، لاجرم نيازمند استفاده از چشم است و برای اين كار بايد حس بينايی به اندازه كافی مهارت لازم را به دست آورده باشد. به نظر دانشمندان، تنبلترين عضو بدن، چشم است زيرا تنها ده درصد آنچه را میبيند به مغز مخابره میكند و از سوی ديگر 73 درصد يادگيری از طريق ديدن اتفاق میافتد. بنابر اين اگر معلم تكيه آموزش خود را بر شنيدن استوار كند, اين ده درصد ديدن نيز كاهش میيابد و قرآنآموز از طريق شنيدن با كلمات, عبارات و آيات آشنا شده و براساس آن چه شنيده تنها همان مطالب را «كلیخوانی» میكند. اما اين دو اشكال از كجا نشأت میگيرد؟ اين دو اشكال اساسی كه در اغلب روشها و كتابهای آموزش روخوانی قرآن وجود دارد از تعدد رسمالخطهای رايج در كشور ناشی شده است. رسمالخطهای رايج از نظر اعرابگذاری (ضبط المصحف) دارای اعراب زائد فراوانی هستند. يعنی علائمی كه صرفا برای خوشنويسی و زيبايی خط مصحف شريف نوشته میشوند و بيشتر جنبه سليقهای دارند. بودن اين علائم نه تنها ضرورتی ندارد بلكه باعث به وجود آمدن مشكلات فراوانی در قرائت میشوند. به عنوان مثال قرآنآموز اين علائم را در كلمه «نُوحِيهَا» میخواند اما فرد به دليل عدم اطلاع كافی از علت وجود اين علائم، پيوسته دچار اغلاط متعدد میشود. و از آنجا كه مخاطب هرگز اجازه طرح اين فكر را كه امكان اشكال در نوشتار قرآن هست به ذهن خود راه نمیدهد (به دليل قداستی كه برای قرآن كريم قائل است) بنابر اين خود را مقصر و ناتوان میداند؛ اين طرز فكر رفته رفته در اثر تكرارهای بعدی قوت گرفته و منجر به قطع ارتباط فرد با خواندن مداوم قرآن كريم میشود. انواع رسم الخط مصاحف رايج در ايران در بلاد اسلامی، همچنين كشور ايران كه مهد هنرهای فاخر و زيبايی هم چون خوشنويسی است. بسياری از خوشنويسان از روی ارادت به قرآن كريم و يا به سفارش بزرگان و سلاطين زمان خود اقدام به كتابت مصحف شريف كردهاند. خوب است با انواع كتابت برخی از اين رسم الخط ها آشنا شويم: الف) كتابت به خط عثمان طه (رسمالخط عربی): اين رسمالخط علاوه بر زيبايی، محسّنات و ويژگیهايی دارد كه توجه قاريان قرآن را به خود جلب كرده است. ب) كتابت به رسمالخط فارسی: در اين نوع كتابت، الفهای كوتاه به صورت ممدود نوشته میشود; مثلا «كِـتـب» به صورت «كِـتاب» و «اَنـزَلـنـه»، «اَنـزَلـناهُ» تحرير میشود. ج) رسمالخط پاكستانی: اين نوع كتابت از نظر محتوايی، با رسمالخط عربی فرقی نمیكند و تفاوت آن، شكلی است. در كتابتهای فوق به دليل غلبه داشتن فنون خوشنويسی, بسياری از تركيبها, جابجايی علائم و علائم زائد وجود دارد و در شيوههای نوشتن اين قرآنها, حركات و علائم در محل اصلی خود قرار نگرفتهاند و از نظر آموزشی به كلمهآرايی، سطر آرايی و صفحه آرايی توجه نشده است. مناسب است در اين جا به شيوه ديگری كه در سالهای اخير در كتابت قرآن كريم در ايران اسلامی مورد استفاده قرار گرفته اشاره بشود. د) قرآن كم علامت: شيوهای كه در مركز طبع و نشر قرآن كريم جمهوری اسلامی ايران صورت گرفته و در كتابهای درسی وزارت آموزش و پرورش و برخی مراكز ديگر مورد استفاده قرار میگيرد. در اين شيوه، علايم زايد و سليقهای را حذف كرده و كتابت قرآن را به شيوه «نگارش فارسی» (كمكردن علايم) نزديك كردهاند. قرآنهای رايج از نظر اعرابگذاری (ضبط المصحف) دارای اعراب زائد فراوانی هستند. در هر صفحه حدود 200 حركت و علامت؛ يعنی علائمی كه صرفاً برای خوشنويسی و زيبايی خط مصحف شريف نوشته میشوند و بيشتر جنبه سليقهای دارند. بودن اين علائم نه تنها ضرورتی ندارد بلكه باعث به وجود آمدن مشكلات فراوانی در صحيح خواندن قرآن میشوند. به عنوان مثال دانشآموز اين علائم را در كلمه «نُـوحِیـهَـا» میبيند, اما به دليل عدم اطلاع از علت وجود اين علائم, پيوسته دچار اغلاط متعدد میشود و از آن جا كه مخاطب قداست خاصی برای قرآن قائل است, هرگز اجازه طرح اين فكر را كه امكان اشكال در نوشته قرآن وجود دارد به ذهن خود راه نمیدهد. بنابراين خود را مقصر و ناتوان میيابد؛ اين فكر رفته رفته قوت گرفته و سركوبی در يادگيری و در نهايت به قطع ارتباط فرد با خواندن مداوم قرآن كريم میانجامد. در سالهای اخير پيرو دستور مقام معظم رهبری به اين مسأله توجه خوبی شد و نتيجه آن ارائه «قرآن كم علامت» به جامعه بود. قرآن كم علامت, شيوهای از نگارش قرآن كريم است كه در مركز طبع و نشر قرآن كريم جمهوری اسلامی ايران صورت گرفته و در كتابهای درسی وزارت آموزش و پرورش مورد استفاده قرار میگيرد. در اين شيوه، علايم زايد و سليقهای حذف شده و كتابت قرآن به شيوه «نگارش فارسی» نزديك شده است. مهم ترين ويژگیهای اين رسم الخط, كم علامت بودن آن است و همين كار باعث شده است تا در روش آموزش قرآن تحول قابل توجهی اتفاق بيافتد. از آن جمله : 1-كاهش اغلاط اعرابی و در نتيجه احساس موفقيت فرد هنگام خواندن قرآن 2- افزايش انگيزه, علاقمندی و انس مستمر فرد با تلاوت قرآن كريم 3- تنها در اين شيوه از كتابت است كه معلم می تواند به قرآنآموز بگويد: «ببين و بخوان» مهمترين ويژگیهای اين رسمالخط, كم علامت بودن آن است و همين كار باعث شده است تا در روش آموزش تحولات قابل توجهی اتفاق بيافتد. از آن جمله 1-كاهش اغلاط اعرابی و در نتيجه احساس موفقيت فرد هنگام خواندن قرآن 2-افزايش انگيزه, علاقمندی و انس مستمر فرد با تلاوت قرآن كريم تنها در اين شيوه از كتابت است كه معلم میتواند به قرآنآموز بگويد: «ببين و بخوان» ؛ زيرا در ساير رسم الخطها دانشآموزان اغلب كلمات و حتی عبارات را غلط میخوانند؛ مگر آن كه معلم به يكی از دو اشكال ياد شده عمل كند تا دانشآموزان درست بخواند؛ يعنی اولاً) خودش بخواند و از شاگردان بخواهد تكرار كنند؛ ثانياً) چون نمیتواند همه قرآن كريم را با شاگردان كلاس همخوانی كند, مجبور بشود هر يك از قواعد و نمادهای قرآنی را در ابتدای هر كلاس درس بدهد. (قاعده محوری) به مثالهای زير و توجه كنيد و كلمات را همانگونه كه نوشته شده بخوانيد: 1-خَـالِـدُونَ (رسم الخط عثمان طه) - خـالِـدونَ (رسم الخط كم علامت) 2-یُـوسُـف (رسم الخط عثمان طه) - یـوسُـف (رسم الخط كم علامت) 3-نُـوحِیـهَـا (رسم الخط عثمان طه) ـ نـوحیـهـا (رسم الخط كم علامت) 4-إِلَّـا (رسم الخط عثمان طه) – اِلّـا (رسم الخط كم علامت) 5- مَّا أَصَابَكَ (رسم الخط عثمان طه) - ما اَصابَكَ (رسم الخط كم علامت) برخی از آسيبهای مهم شيوههای موجود آموزش روخوانی قرآن كريم عبارتند از: 1- در اين روش, مهارت درست ديدن جای خود را به روش شنيداری میدهد و در نتيجه فرد همواره در خواندن قرآن توسط چشم با مشكل اساسی روبه رو است. 2- آموزش يك سويه و معلم محور است و قرآن آموزان اغلب در اين شرايط منفعل عمل میكنند. 3- بيشتر وقت كلاس به جای مهارتآموزی صرف قاعده آموزی میشود. 4- اين روش فقط به يادگيری متن مورد نظر آن هم به صورت كلیخوانی منجر شده و در نتيجه به تعميم در خواندن ساير سورهها و آيات نمیانجامد. 5- تجربه نشان داده است كه آموزش قواعد به اين شيوه به علت انتزاعی بودن مطالب, چندان تاثير مثبتی در يادگيری كامل قواعد ندارد و تنها به حفظ كردن تعاريف و قواعد منجر میشود؛ در نتيجه تنها مقدار كمی از قاعده آموخته میشود. در صورتی كه اصل آموزش و يادگيری به صورت عملی و در حين مهارتآموزی به فراگير انتقال داده میشود. ادامه دارد... + 90/05/17 رضا نباتی | نظر مقاله ي پژوهشي - آموزشي - قسمت اول خبرگزاري ايكنا 15 مرداد 1390 چرا اغلب مردم ايران، قرآن نمیخوانند؟ گروه فعاليتهای قرآنی: از شما خواننده اين مقاله میپرسم هر روز چه مقدار از آيات شريف قرآن كريم را میخوانيد؟ فكر میكنيد چند درصد از مردم جامعه مثل شما هستند؟ چرا؟ آيا دوست داريد بدانيد علّت يا علل بروز چنين مسألهای در كشور چيست؟ چه كسانی مقصر هستند مردم يا مسئولان؟ اگر مايل به دريافت پاسخ هستيد با اين مقاله همراه شويد. رضا نباتی، كارشناس ارشد تعليم و تربيت اسلامی به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، مقاله حاضر نوشته رضا نباتی، كارشناس ارشد تعليم و تربيت اسلامی و كارشناس قرآن دفتر برنامهريزی و تأليف كتب درسی وزارت آموزش و پرورش است كه در چند قسمت از نظر خوانندگان گرامی میگذرد. مقام معظم رهبری به عنوان بزرگ پرچمدار قرآن كريم در عصر حاضر در سخنانی حكيمانه وضعيت قرآنآموزی كشور را اينگونه ترسيم میفرمايند: «واقعيت تلخ اين جاست كه خواندن قرآن در جامعه ما هنوز يك امر عمومی نشده است؛ عموم مردم به قرآن احترام میكنند و به آن عشق میورزند اما عده كمی همواره آن را میخوانند و عده كمتری در آن تدبر میكنند.» ايشان در ديدار اعضای شورای انقلاب فرهنگی در هفدهم آذرماه 1386 میفرمايند: «اگر تحصيل كردهها و فرهيختگان كشور روزی يك صفحه قرآن با توجه به معنا بخوانند و در آن تدبر كنند غوغايی در كشور برپا میشود؛ اين كار به فرهنگسازی و تدبير نياز دارد.» اينكه شورای عالی انقلاب فرهنگی در تبـيين و تحقق اين مطالبه مقام معـظم رهـبری در بين تحصيل كردهها و فرهيختگان كشور چه تدابيری را اتخاذ كرده است؛ در نوشتههای آينده به صورت مبسوط مورد نقد و نظر قرار خواهد گرفت؛ اما اين كه با وجود اختصاص اعتبارات چندين ميلياردی كه ساليانه برای برگزاری كلاسهای آموزشی و انجام فعاليتهای قرآنی كشور از سوی ارگان ها و نهادهای دولتی و مؤسسات مردمی هزينه میشود علت يا عللی كه باعث شده تا اين سوال مطرح شود كه «چرا اغلب مردم ايران قرآن نمیخوانند» چيست؟ اين نوشتار بی آنكه قصد تخريب و يا تضعيف فعاليتهای گذشته را داشته باشد، سعی دارد با نگاهی علمی- آموزشی افق جديدی را در برابر متوليان و سياست گزاران امور قرآنی كشور مشخص كند؛ تا از اين رهگذر زمينههای تحقق دو هدف بزرگ زير امكانپذير شود: 1-فراهم آوردن زمينههای لازم برای انجام جهاد اقتصادی در برنامهريزیها و فعاليتهای قرآنی كشور 2-فراهم آوردن زمينههای لازم برای ارائه الگوی اسلامی- ايرانی پيشرفت در فعاليتهای قرآنی كشور چه كسی مقصر است مردم يا متوليان قرآنی كشور؟ قبل از هرگونه داوری درباره سؤال فوق بهتر است اول به اين سؤال مهم و تعيينكننده پاسخ دهيد: «اگر معلّمی از دانشآموزان كلاسش امتحانی بگيرد و پس از تصحيح ورقهها متوجه شود كه اكثر آنان يك سؤال را غلط جواب دادهاند؛ به نظر شما چه كسی مقصر است معلم يا شاگردان؟ احتمالاً پاسخ بنده و شما يك چيز است و اين همان نقطه طلايی ارتباط است كه میتواند به روشن شدن بحث كمك زيادی بكند. آيا به نظر شما وقتی عموم مردم به تعبيير مقام معظم رهبری علاقمند و عاشق قرآن كريم هستند و نه تنها به آن احترام میكنند بلكه همواره ثابت كردهاند كه حاضرند بدون هيچ درنگی جان و مال خود را فدای قرآن كريم كنند اما آن را نمیخوانند و با خواندن آن انس دائمی و روزانه ندارند آيا میتوان آنان را محكوم به بیتوجهی كرد؟ يا اينكه بايد گفت وقتی در يك كلاس درس و يا يك جامعه «اكثر» افراد با مشكلی مشترك رو به رو هستند قطعاً معلمان و متوليان آن مقصر هستد؟! به نظر میرسد وقت آن رسيده است كه صاحبان قدرت و متوليان امر و سياستگزاران امور فرهنگی و قرآنی كشور در راستای تحقق منويات رهبر معظم انقلاب در برخی از اهداف و برنامهريزیهای كلان گذشته بازنگری جدی داشته باشند و نيز از انجام تغييرات نسبی در اين امور نترسند. چرا كه در غير اين صورت بايد شاهد بروز بحرانهای فرهنگی و اجتماعی در آينده بسيار نزديك در اين زمينهها باشند. عوامل مهجوريت قرآن كريم در ايران را میتوان در حوزههای هدفگذاری و برنامه ريزی، اجرا، نظارت و ارزيابی، همچنين حمايت و پشتيبانی مورد نقد و بررسی قرار داد؛ كه البته در اين مجال به دنبال تبيين هر يك از اين حوزهها نيستيم؛ بلكه تنها در پی يافتن پاسخ اين سؤال هستيم كه «چرا اغلب مردم ايران قرآن نمیخوانند؟» اميد آنكه دستاندركاران و مديران قرآنی چه در حوزههای ستادی و برنامهريزی و چه در حوزههای اجرايی خود را مخاطب اين مطالب بدانند، همچنين نويسنده را در اصلاح و يا تكميل مطالب ياری رسانند. به طور كلی پاسخ اين سؤال را میتوان در عوامل هفتگانه زير جستوجو كرد: 1- طريقيت داشتن قرآنآموزی به جای موضوعيت داشتن آن 2- بیتوجهی برنامهريزان به «انس روزانه با قرآن» به عنوان مهمترين هدف آموزش عمومی قرآن 3- تفكيك خواندن و فهـميدن قرآن از يكديگر در برنامهريزیها و فعاليتها 4- به نام روخوانی به كام روانخوانی يا به كام آموزش قواعد روخوانی 5- صرف منابع انسانی و مادی كشور در «فعاليتهای هنری» به نام «آموزش عـمومی قرآن» 6 - سركوبی يادگيری قرآن به علت توسعه مصاحف با «رسـمالـخطهای غیـر اسـتاندارد» 7- عدم دقت به تفكيك روش خواندن فارسی با روش خواندن قرآن در آموزش عمومی قرآن اكنون در حد توان و حوصله به شرح مختصر هر يك از عوامل فوق میپردازيم. 1- طريقيت داشتن قرآنآموزی به جای موضوعيت داشتن آن آموزشها و فعاليتهای قرآنی به دلايل مختلف در كشور ما «طريقيت» دارد تا آن كه «موضوعيت» داشته باشد؛ به اين معنی كه اغلب چنين تصور میشود كه هدف اصلی از آموزشهای قرآنی يادگيری قواعد روخوانی و روانخوانی قرآن است و هنگامی كه فراگيران واجد چنين دانشی شوند كار تمام است و آموزش و يادگيری اتـفاق افتاده است؛ اين همان طريقيت قائل شدن برای آموزش قرآن كريم است. در صورتی كه آموزش روخوانی، روان خوانی، تجويد و يا قرائت و حفظ و ... اگر منجر به آن نشود كه فرد با قرآن انس دائمی و روزانه داشته باشد، طبيعی خواهد بود با وجود همه تلاشهای متعهدانه و متخصصانه، قرآنآموز رفته رفته مطالب آموخته شده را فراموش كند و به تدريج انگيزهاش نيز كاهش يابد. به اين مثال توجه كنيد اگر به كودك يا نوجوانی قرائت، فصاحت، آداب و شرايط، احكام و مفهوم «نماز» را آموزش دهيم، اما از همان آغاز به او نياموزيم كه بايد از اين پس نماز بخواند، آيا به تكليف و وظيفه خود عمل كردهايم؟ آيا درباره قرآن نبايد به اين موضوع توجه جدی بشود؟! اين يكی از اصلیترين حلقههای مفقوده برنامهريزیها، آموزشها و فعاليت های قرآنی كشور است. - بیتوجهی برنامهريزان به «انس روزانه با قرآن» به عنوان مهمترين هدف آموزش عمومی قرآن شايد بند دوم را تكرار بند يك بدانيد، اما بهتر است بند دوم را مكمل و نتيجه راهبردی بند يك بدانيم. طبق آيات شريفه قرآن كريم از آيه ی 20 مزّمّل و آيه دو سوره جمعه، همچنين روايات فراوان نبیّ مكرّم اسلام(ص) معصومين(ع)، همچنين امام زمان(عج) از خواندن روزانه و انس دائمی با قرآن بی نياز نبوده و نيستند؛ از اين رو آيا میتوان از آحاد مردم سؤال كرد كه «شما از چه رو از خواندن قرآن كريم احساس بینيازی میكنيد؟» و آيا میتوان از مسئولان و متوليان قرآنی كشور سؤال كرد در اهداف كلان و برنامهريزیهای راهبردی اين هدف چگونه مدنظر قرار گرفته شده است؟ چند سؤال ساده: سؤال اوّل: طبق مصوبه شورای عالی آموزش وپروش، هدف «آموزش روخوانی قرآن» هدف پايههای اول، دوم و سوم ابتدايی است؛ اما در پايههای بالاتر يعنی چهارم و پنجم ابتدايی، دورههای راهنمايی و متوسطه و نيز در دورههای مختلف آموزش عالی يعنی فوق ديپلم, ليسانس و فوق ليسانس نيز آموزش داده میشود؟!!! سؤال دوم: آيا برای تحقق هدف آموزش روخوانی و روان خوانی قرآن كريم در مدارس بهـتر نيست به جای تشكيل 20 هزار مدرسه قرآنی در مناطق آموزش و پرورش، ظرف دو سال زنگ رسمی آموزش قرآن مدارس كه دارای همه ی ويژگیهای سختافزارهای لازم از جمله راهنمای برنامه مصوب، اجرای آزمايشی چند مرحلهای, كتاب درسی آموزش قرآن به تفكيك پايههای تحصيلی، معلم پايه و دبير متخصص، كلاس درس رسمی، ساعت رسمی آموزش, ابزار و محيط يادگيری است و در ضمن همه دانشآموزان را تحت پوشش قرار می دهد, را در میيافتيم؟!!!! سؤال سوم: آيا بهـتر نبود به جای بردن هدف آموزش روخوانی از پايه سوم ابتدايی به پايههای بالاتر آموزش و پرورش و آموزش عالی و تشكيل مدارس قرآنی و دارالقرآنها و تخصيص اعتبارات كلان در همان پايههای اول تا سوم ابتدايی، مشكل را مورد بررسی قرار میداديم و در جهت رفع اشكال آن بر میآمديم؟!!!! همين مسائل باعث شده تا متوليان امر به جای توجه به مهندسی فرهنگی درباره هدف انس روزانه و مادامالعمر افراد با قرآن كريم به برگزاری مكرر آموزشهای عمومی قرآن همچون روخوانی و روانخوانی بپردازند؛ در حالی كه اگر مهمترين دغدغه ايشان «ايجاد انس روزانه با قرآن كريم» باشد آنگاه میتوان برای اين هدف، راهكارهای مختلفی را پيشنهاد كرد. پيشنهادهای زير تنها بخشی از اين راهكارها است: 1-با تلاوت روزانه قرآن كريم, برای ديگران و به ويژه خانواده خود، الگوی خوبی باشيم. 2-اگر معلم قرآن هستيم بيشترين وقت كلاس مان را به تمرين مهارت خواندن قرآن كريم آن هم توسط همه قرآنآموزان اختصاص دهيم. زيرا بررسیها نشان می دهد خواندن قرآن به عنوان مهمترين عامل ايجاد و تقويت مهارت روخوانی و روانخوانی كمترين فعاليت كلاسی را به خود اختصاص داده است. 3-ميثاقنامه تلاوت روزانه قرآن كريم را كه قبلاً تهيه كردهايم, همراه با شاگردان امضا كنيم و در جلسات بعدی از چگونگی و كيفيت اجرای آن پرسش كنيم. مسلماً اگر دانشآموزان اصرار ما را در اين امر ببينند خود را با نظر معلم تطبيق خواهند داد. 4-از آيات, احاديث, اشعار و جملات ادبی مناسب برای ايجاد انگيزه جهت انس روزانه با قرآن استفاده كنيم. 5-در برخی از آيات و عباراتی كه خوانده میشود تدبر نماييم. 6-خود و ديگران را به حفظ آيات مشهور قرآن مانند ربناهای قرآن تشويق كنيم. 7-فيلم, نوار يا سیدی تلاوتهای منتخب را در اختيار فراگيران قرار دهيم. 8-دانشآموزان را تشويق كنيم تا با زمانسنج, سرعت تلاوت خود را در كلاس و منزل افزايش دهند. 9-بين آنان رقابت ايجاد كنيم تا يك آيه را با يك نفس بخوانند, با اوج بخوانند و يا زيباتر از ديگری قرائت كنند. 10-برای داوری در رقابتهای كلاسی از قرآنآموزان استفاده كنيم. 11-دفترچهای برای خواندن روزانه قرآن كريم تهيه كنيم تا دانشآموزان تلاوت روزانه خود را در جداول ثبت كنند. 12-دانش آموزان را تشويق كنيم تا در نمازخانه مدرسه در بين نماز ظهر و عصر يك صفحه از قرآن بخوانند. 13-از هر موقعيت مناسب ضمن اشاره به معارف و آموزه های اخلاقی, به آيات قرآن استناد كنيم. 14-احساس بچهها درباره تلاوت روزانه قرآن را موضوع انشاء كلاسی و يا مسابقه مدرسه ای قرار دهيم. 15-در جلسات آموزش خانواده به موضوع اهميت انس روزانه دانش آموزان با قرآن تأكيد كنيم. 16-با پرسش از معنای كلماتی كه در فارسی و قرآن مشترك هستند, بچهها را به فهم لغات و ترجمه ی آن و نيز يافتن همخانواده ی لغات «عادت» دهيم. 17-داستانهای كتاب را همراه با پخش قرائت آيات مربوطه برای بچه ها تعريف كنيم. 18-حالات پيامبراكرم (ص) و بزرگان دينی درباره ی انس روزانه با قرآن را برای دانش آموزان بيان كنيم. 19-داستانهايی درباره اهميت و فوايد انس دائمی با قرآن كريم برای دانش آموزان بيان كنيم. 20-حكايات شيرين, لطيفهها و سرگرمیهای مناسب درباره ی قرآن كريم ارائه دهيم. 21-در قالب ويژه نامه به ارائه رهنمودهای لازم برای دانش آموزان و اوليای آنان بپردازيم و دانش آموزانی را كه انس روزانه با قرآن دارند به ديگران معرفی كنيم. 22-از قاريان مشهور شهر, منطقه برای تلاوت در مراسم آغازين صبحگاه و ظهرگاه دعوت كنيم. 23-از دانشآموزان فعال قرآنی مدرسه و منتخبان مسابقات قرآنی تجليل كنيم. 24-آداب ظاهری و باطنی تلاوت قرآن را به تدريج به دانش آموزان آموزش دهيم. 25-برخی از آثار و اسرار تلاوت قرآن را به زبان كوتاه برای دانش آموزان بيان كنيم. 26-فضائل تلاوت برخی از سورهها و آيات را به زبان ساده برای آنان شرح دهيم. 27-عواقب و نتايج سبكشمردن قرآن را گوشزد كنيم. 28-وظايف هر يك از مسلمانان درباره انتظارات قرآن درباره خودش را برای دانش آموزان به زبان ساده بيان كنيم. 29-با توجه به تفاوتهای فردی و استعداد, علاقه و انگيزه هريك از دانش آموزان تكاليف خاص تحت عنوان فعاليتهای فردی يا گروهی به آنان بدهيم. مانند حفظ, قرائت, داستان گويی, انشاء, شعر, روزنامه ديواری و ... 30-به فضاسازی قرآنی در مدرسه و كلاس ها اهميت بيشتری بدهيم, مانند ديوار نويسی, پارچه نويسی و... 31-مدرسههای قرآن و دارالقرآنهای شهر را به دانش آموزان معرفی كنيم. 32-دانشآموزان علاقمند و با استعداد را شناسايی و آنان را به ثبت نام و شركت در كلاسهای تخصصی مدرسه قرآن و دارالقرآنهای منطقه تشويق كنيد. همچنين اين موضوع را با خانواده ی آنان در ميان بگذاريم. 33-قرآن كم علامت را برای شاگردان پايههای سوم به بالا تهيه و آنان را به خواندن روزانه آن تشويق كنيم. 34-به جايگاه قرآن كريم در ساير دروس مانند علوم تجربی، رياضی، جغرافی، تاريخ و ... و حوزههای علمی و تربيتی (تربيت قرآنی) توجه كنيم. 35-با توجه به علاقه و توانای خود در موقعیّت های مناسب بين موضوعات مختلف درسی و آيات قرآن كريم ارتباط برقرار كنيم. اين كار ضمن ايجاد علاقه بيشتر دانش آموزان به قرآن كريم در ايجاد رويكرد خلقت گرايانه در ساير دروس تاثير بسزايی در تربيت قرآنی دانش آموزان دارد. ادامه دارد... + 90/05/16 رضا نباتی | نظر نقد مسابقات قرآن دانش آموزی - مقاله ی پژوهشی فقدان نظارت و ارزيابی صحيح پيشرفت مسابقات قرآن را كُند كرده است گروه فعاليتهای قرآنی: در مقاله «كيفيتبخشی مسابقات قرآن كريم و معارف اسلامی در دورههای ابتدايی و راهنمايی» تأكيد شده است: به منظور ارتقای كمی و كيفی مسابقات قرآن، انجام مرتب نظارت بر اجرای مسابقات و ارزيابی از وضعيت آن بسيار لازم است و فقدان اين مسئله، روند پيشرفت مسابقات را بسيار كند ساخته است. به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، مقاله «رضا نباتی» كارشناس قرآن دفتر برنامهريزی و تأليف كتابهای درسی آموزش و پرورش، با عنوان «كيفيتبخشی مسابقات قرآن كريم و معارف اسلامی در دورههای ابتدايی و راهنمايی» كه به نخستين دوره فراخوان «تجربيات قرآنی» ارسال شده است، جزء مقالات برتر شناخته شد. گفتنی است، مراسم اختتاميه فراخوان تجربيات قرآنی 17 و 18 خردادماه، به همت معاونت پرورشی و تربيت بدنی ادارهكل آموزش و پرورش خراسان رضوی (گروه گسترش فرهنگ نماز، قرآن و عترت) در محل بنياد پژوهشهای آستان قدس برگزار میشود. متن كامل، مقاله كيفيتبخشی مسابقات قرآن كريم و معارف اسلامی در دورههای ابتدايی و راهنمايی در پی میآيد؛ بسم الله الرحمن الرحيم عنوان پروژه: كيفيتبخشی مسابقات قرآن كريم و معارف اسلامی در دورههای ابتدايی و راهنمايی سطح عمليات: مسابقات قرآن مراحل آموزشگاه، منطقه و استان در دورههای ابتدايی و راهنمايی اشاره : مقام معظم رهبری در روز معلم سال 1385 در بياناتی كاملاً صريح و شفاف درباره ی ضرورت توجه متوليان وزارت آموزش وپرورش به جايگاه قرآن كريم در اين نهاد فرمودند: «مسئلهی ديگری كه میخواهم به عنوان يك نكته عرض كنم، مسئلهی قرآن در آموزش و پرورش است. قرآن در آموزش و پرورش حقيقتاً مهجور واقع شده است... علت اين است كه در دورانی طولانی، قرآن در آموزش وپرورش ما، به خصوص در آن سنين يادگيری مهجور بوده يا اصلاً وجود نداشته است. آن قديم - زمان كودكی ما- يك چيزهای مختصری بود و بعد به تدريج همينطور كمرنگ شد و بالأخره حذف شد. بعد از پيروزی انقلاب اسلامی، توقع اين بود كه يك كارِ كارستانی انجام بگيرد. كارهايی هم شده است، ليكن جای حضور قرآن در دورههای گوناگون - چه دبستان، چه دبيرستان و چه راهنمايی - واقعاً خالی است. بايد فكر بشود. نه به شكل تحميلی، نه به شكل بيزاركننده و دوركننده؛ بلكه به شكل صحيح. امروز خوشبختانه حركت قرآنی در كشور خيلی خوب است؛ ليكن در آموزش و پرورش بايد نهادينه شود.» شايسته آن بود پس از فرمايش مقام معظم رهبری درباره ی مهجوريت قرآن در آموزش و پرورش, برنامه های كمی و كيفی مانند تشكيل معاونت قرآنی, شوراهای برنامهريزی در حوزه ی ستادی و كميته های اجرايی كشوری, استانی و منطقهای و مدرسه ای انجام می شد و ضمن برگزاری همايش ها و سلسله نشست هايی به منظور شناسايی ابعاد مهجوريت قرآن كريم در بخش های مختلف آموزش و پرورش, به تبيين كارشناسانه و ارائه راه كارهای مناسب پرداخته می شد؛ در هر صورت اگر امروز پس از گذشت حدود چهارسال از فرمايش معظم له، وضعيت فعلی جايگاه قرآن كريم و ابعاد مهجوريت آن در بزرگ ترين نهاد وزارتی كشور, بررسی شود؛ يكی از مسائلی كه رهبرمعظم انقلاب از آحاد مردم ومسئولان خواستهاند اين است كه فرمودند: «مسئولان را به برنامهريزی و عمل در عرصه ی خدمت به مردم؛ و مردم را به مطالبه نهضت خدمت رسانی از مسئولان توصيه می كنم.» اين فرمايش به روشنی گواه آن است كه اين حق مردم است كه از مسئولان حقيقت را مطالبه كنند و آنان نيز بايد ضمن بالا بردن درجه ی تحمل نقد, از پاسخ عجولانه بپرهيزند و ضمن پذيرش نقدهای منصفانه, آن را موهبتی از سوی مردم بدانند. در اين صورت است كه می توان با همت و كار مضاعف, پاسخی مناسب و شايسته برای مطالبه ی به حق معظم له ارائه كرد. در اين نوشته سعی شده است ضمن موضوعبندی و اولويت بندی موارد, از ارائه ی مطالب به صورت های زير پرهيز شود: 1- پرهيز از بزرگنمايی مشكلات موجود در عرصه ی مسابقات قرآن و ناديده گرفتن توفيقات صورت گرفته 2- پرهيز از طرح مشكلات و موانع, بدون ارائه راه كار در زمينه ارتقای فعاليت ها 3- پرهيز از نگاه يك سويه به موضوع مسابقات قرآن دانش آموزی 4- پرهيز از ارائه مباحث بديهی و غير ضروری به اين اميد كه اين نوشته بتواند گامی هر چند كوچك اما موثر در جهت گسترش فعاليت های قرآنی، كيفيت بخشی و تعميق آشنايی دانش آموزان ميهن اسلامی با كتاب آسمانی برداشته و در يافتن روش های ابتكاری و نوين در رسيدن به حيات قرآنی و ارتقاء توان قرآنی اقشار مختلف جامعه به ويژه دانش آموزان مفيد واقع شود. انشاءالله لطفا براي خواندن ادامه ي مطلب به آدرس زير مراجعه فرماييد : http://iqna.ir/fa/news_detail.php?ProdID=803773 Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:12.0pt; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 21:57 توسط
|